
زمانی که صحبت از خودکشی میشود نخستین چیزی که به ذهنم میرسد کتاب خودکشی دورکیم است. کتابی که به بررسی علت خودکشی پرداخته و در آن صورتها و علتهای خودکشی بررسی شده است. از سوی دیگر به نوعی میتوان، به صورت فرضی، خودکشی را معلول کاهش رفاه عینی یا ذهنی دانست.
رفاه عینی آن سطح از رفاه است که در جریان زندگی فرد پدیدار میشوند: خانه، خودرو، ثروت، سلامتی و هر آنچه را که بتوان به عنوان مولفه رفاهی یک فرد دانست. منظور، مولفههای اساسی هستند که پایه زندگی یک شخص را میسازند.
رفاه ذهنی به نوعی احساس بهرهمندی از رفاه است. همانگونه که گری تیلور در کتاب ایدئولوژی و رفاه بیان داشته اینکه فرد از درون و به لحاظ اندیشه و تفکر به این موضوع بپردازد که آیا از رفاه کافی بهرهمند است یا خیر در این بخش از بحث رفاه جای میگیرد.
بخواهم بسیار ساده و کوتاه بگویم میتوانیم به نسبت ایجاد تفکر خودکشی و رفاه ذهنی افراد فکر کنیم. خودکشی یک تفکر است که در عمل وجهه خود را نمایان خواهد ساخت، همانطور که رفاه ذهنی نیز از درون شکل میگیرد و بر اساس شرایط ذهنی فرد و جامعه معنادار خواهند شد.
آیا میتوان با افزایش رفاه ذهنی، در کنار رفاه عینی، از خودکشی افراد جلوگیری نمود؟
به این سوال بسنده میکنم، چه فاکتوری مهم است ؟
پ.ن ۱: در صورتی که خودتان یا فردی به خودکشی فکر میکند توصیه میشود با ۱۲۳ تماس بگیرید.
پ.ن۲: در صورت تمایل میتوانید اپیزود ۱۴ و ۷۷ رادیو مرز را در اینباره بشنوید. پادکست دلژین را هم میتوانید گوش دهید، این پادکست به خودکشی از زوایای مختلف و از طریق مصاحبه با افراد میپردازد.