بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
قراره مجموعه از نوشته ها رو اینجا به یادگار بذارم، هر چند نویسنده خوبی نیستم اما کار نیکو کردن از پر کردن است.!
برای اینکه شروع به نوشتن کنم خیلی دو به شک بودم، چندین بار تا قبل از این نوشتم اما کمالگرایی یا خجالت از این که کسی این نوشته ها رو ببینه؛ باعث شده که ادامه ندم. خب، مثل اینکه دوتا مشکل داریم؛ چه میشه کرد؟ بذاریم به حال خودش و بریم؟!
هر چند که نزدیک ترین رابطه ام با کتاب "قورباغه ات را قورت بده" کمتر از چند متر نبوده، و هیچ وقت جمله "کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکن" باعث نشده که به خوندنش ترغیب بشم؛ ولی دلیل نمیشه از چیزی که به ما یاد میده استفاده نکنم و قورباغه ام رو قورت ندم! بعید میدونم که خیلی خوش مزه به نظر برسه؛ ولی امیدوارم که به طعمش عادت کنم.
خب اگر اینجا شروع به نوشتن کنم، نیازی نیست از اینکه ممکنه دیگران این رو ببینن بترسم، چون مطمئنم که دارن میبینن. و برای اینکه کمالگرایی رو هم کنترل کنم، سعی میکنم حالت محاوره ای رو پیش ببرم و اگر رو مود بودم شاید ادبی ترش کنم.
به موضوع نوشته ها خیلی فکر کردم؛ زندگی نامه باشه؟ روزنوشت باشه؟ یا حتی وصیت نامه!
بعید میدونم فعلا زندگی نامه ام برای کسی مهم باشه و لزومی نمیبینم بقیه بخوان وصیت نامه(های) من رو بخونن! پس شاید روزنوشت گزینه بدی نباشه. یه روزنوشت شاید انتخاب بدی نباشه. شاید هم باشه کسی چه میدونه؟! "املای نانوشته که غلط نداره!"
میدونم که ممکنه خنده دار، حوصله سر بر یا حتی حال به هم زن باشه، اما این رو فراموش نکن که کسی مجبورت نکرده که این متن رو بخونی غیر از خودت(و شاید جذاب بودن متن)!
هر روز فقط یک نوشته، در هر شرایطی که بودم. این میتونه باعث پیشرفت من بشه.
به امید روز های بیشتر با حال بهتر.
1404.01.24
-MJ-