سجاد حاجیان·۲ روز پیشمرداب نیلوفرخودش را بسته بود به غذاهای ساده و ارزان قیمت و آخرین باری که لباسی یا حتی هر چیز غیرضروری خریده بود را به خاطر نمیآورد. اضافهکاریش در ماه…
محمد صالح باقری شکیب·۳ روز پیشنوشته سیامسی امین روز نوشتم به ضمیمه خاطرات روز های نچندان خوش _خواندن این متن به هیج عنوان پیشنهاد نمیشه_
مصطفیام·۴ روز پیشروزنوشته دیگه ...نشستن و نوشتن خیلی لذت بخشه، مثل یه خونه امن، کلمات دستچین شده و یا تصادفی ....
مصطفیام·۵ روز پیشظهرنوشتداستانالکیدارپتو رو کشید روی سرش، هوا سرد بود و زوزه باد هر فکری رو از ذهنش پاک میکرد، اولین بار بود که در طوفان شن میخوابید، هر چقدر پتو رو محکم تر میک…
unknown·۶ روز پیشنوشته بیست و هشتمروزنوشت بیست و هفتم برای خالی کردن ذهنم و حفظ عادت _همچنان خواندن این متن هم پیشنهاد نمیشه_