در دو قسمت قبل تجربه های راه اندازی ایده را برای شما گفتم که می توانید قسمت اول را از اینجا و قسمت دوم را از اینجا مطالعه کنید. همانطور که در پایان قسمت قبل گفتم در این قسمت می خواهم از روش های درآمدزایی برای شما بگویم ولی قبل از اون باید داستان و تجربه های ادامه کار بعد از انتخابات سال 90 و تصمیم برای توقف کار رو برای شما بگویم...

تجربه یازدهم ... بیم و امید بعد از انتخابات!
انتخابات سال 90 در اسفند ماه تمام شده بود و ما نسبتا درآمد خوبی کسب کرده بودیم برای شروع ولی اونقدر هم نبود که بشه ازش به عنوان موفقیت نام برد ولی اگه تجربه امروز رو نسبت به یک کار استارتاپی داشتیم شاید واقعا موفق هم بودیم...
اما بعد از انتخابات بخاطر خستگی بیش از حد این 9 ماه کار فشرده و این حواشی که از طرف پلیس فتا و دیگران برامون بوجود اومده بود تصمیم گرفتیم کمی تامل و تفکر کنیم برای ادامه کار و بعد تصمیم بگیریم...
اولین مشکلی که داشتیم این بود که دامنه و اسم سایت اختصاص به همون انتخابات داشت و کلا با اون اسم و برند نمیشد کار رو ادامه داد و تعویض دامنه و اسم هم کلا باعث مشکلاتی میشد... دومین مشکل کدی بود که فقط دردسر بود برامون...سوم این بود که اونقدر پول و سرمایه نداشتیم و مثل امروز هم سرمایه گذارها وارد کارهای استارتاپی نشده بودند...چهارم این بود که تا انتخابات بعدی دو سال فاصله بود و انتخابات بعدی هم ریاست جمهوری بود که شاید جذاب تر بود ولی گستردگی کاندیدای انتخابات مجلس را نداشت...
مدتی سایت رو با پوشش فعالیت مجلس ادامه دادیم ولی بازدید از سایت به شدت کم شده بود و انگیزه ها کم شده بود و عملا راهکاری برای درآمدزایی هم با این بازدید کم نبود... پس کار متوقف شد ...
سه ماه تا انتخابات ریاست جمهوری سال 92 بود و تصمیم گرفتیم یک سایت دیگه راه اندازی کنیم ... اسم سال حماسه سیاسی نامگذاری شد و ما دامنه hamasenews را انتخاب و اسم سایت رو هم حماسه سیاسی گذاشتیم...خوب اینجا دیگه نه از نظرسنجی خبری بود و نه از کارهایی که در سایت قبلی انجام داده بودین و صرفا یک سایت خبری بود. با استفاده از سایت قبلی و محتوایی که قرار می دادیم باز هم به بازدید مطلوبی رسیدیم و تونستیم چند تا تبلیغ بگیریم و به یه درامد مختصری برسیم.
با راه اندازی این سایت و بر اساس تجربه قبلی پیشنهاد شد برای یکی از کاندیداها یک سایت طراحی کنیم... دو تا سه سایت مطرح برای آن کاندیدا وجود داشت که یکیش سایتی بود که ما برای آن کاندیدا طراحی کردیم... خوب شاید اگر اون کاندیدا رای می اورد ( که شخصا علاقه نداشتم رای بیاره :)) ) شاید ما وضعیت بهتری پیدا می کردیم و میتونستیم کارمون رو گسترش بدیم ولی خوب اونم رای نیاورد...
بعد از پایان انتخابات ریاست جمهوری عملا ما دیگه فعالیت خاصی برای سایت های انتخاباتیمون نکردیم و اون مجموعه ای که بودیم هر کدوم جایی مشغول به کار شدیم...
تجربه دوازدهم ... همه چی عوض شده است!
برای من که چند سال عمر و وقتم را برای این ایده گذاشته بودم سخت بود که بخوام فراموشش کنم... انتخابات مجلس دهم در سال 94 بود و من از کاری که داشتم استعفا دادم و شش ماه تا انتخابات مجلس اومدم تا یکبار دیگه تلاشم را برای این ایده انجام بدم...
اول از همه باید یک اسم مناسب رو انتخاب میکردم... این بار سراغ اسم انتخاب 24 رفتم ... و دامنه entekhab24 را برای کار ثبت کردم... بطور کلی عدد 24 به معنای جامعیت استفاده میشه... سایت را دوباره طراحی کردم...این بار در کنار سایت خبری یک دانشنامه جامع انتخاباتی نیز طراحی شد تا تمام اطلاعات افرادی که در انتخابات کاندیدا می شوند و تمام افراد سیاسی را در آن ثبت کنیم...نظرسنجی را به باشگاه هواداران تغییر دادیم تا یک سری حساسیت ها را از بین ببریم... یکی از دوستان که خودش فعالیت سیاسی داشت را گذاشتم برای تکمیل محتوای دانشنامه...
یک اپلیکیشن برای اخبار سایت نیز طراحی کردیم تا کاربر راحت تر بتواند اخبار را دنبال بکند. و همچنین کانال تلگرام هم برای پوشش اخبار سایت داشتیم.
با شروع ثبت نام انتخابات و ثبت نام حدود 12000 نفر ما تمام اسامی این افراد را در یک زمان کوتاه در دانشنامه ثبت کردیم!
شماره هشت رقمی رند برای سرویس پیامکی خود خریدیم تا باز کاربر راحت تر باشد!
برای درآمدزایی نرم افزاری را طراحی کردیم که میشد برای هر کاندیدا اپلیکیشن اختصاصی طراحی کرد نقش کاتالوگ و بروشورهای مرسوم کاندیدا را داشت... براورد ما این بود با هزینه ای که برای چاپ و ... کاندیداها می کنند هزینه محدودی که ما برای این اپلیکیشن می خواهیم دریافت کنیم با توجه به گسترش خیلی زیاد گوشی های هوشمند حتما مورد استقبال قرار خواهد گرفت....
دیگه مطمئن بودم تمام نقاط ضعف قبلی برطرف شده و این بار باید موفقیت حاصل بشه اما در امید بسی ناامیدی هست :))!
بعد از گذشت چند ماه از شروع کار دیدیم اصلا تعداد بازدید از سایت قابل مقایسه با سال های قبل نیست! بعد از بررسی که کردم دیدم تعداد رقبا بسیار زیاد شده... اگر در سال 90 ما یک یا دو رقیب داشتیم الان بین ده تا بیست رقیب جدی وجود داشت و خیلی از اونها زودتر از ما کارشون رو شروع کرده بودند! هر چند ما به لطف سایت های قبلی توانسته بودیم کاربران قبلی رو تا حدودی جذب کنیم ولی باز هم اصلا قابل مقایسه با قبل نبود!
علاوه بر همه رقبا یک رقیب بزرگ بوجود اومده بود به اسم تلگرام! دیگه کمتر کسی حاضر بود به سایت سر بزنه و همه اخبار رو از طریق کانال ها و گروه های تلگرامی دنبال میکردن!
و باز تلگرام باعث شده بود اون ایده ای که ما برای درامدزایی در نظر داشتیم عملی نشود و هم کاندیداها هم هواداراشون ترجیح میدادن از گروه های تلگرامی استفاده کنند.حتی اگر گروه های تلگرامی نبود هنوز هم همان روش سنتی چاپ بروشور انتخاباتی و توزیع در شهر خیلی خیلی محبوب بود و اصلا مهم نبود هزینه ای که میشه حداقل 100 برابر اون اپلیکیشنیست که ما به انها می دهیم!
شاید اگر ان روزها کتاب تست مامان رو خونده بودم و یا فضا و تجربه های استارتاپی مثل امروز بود وضعیت بهتر پیش میرفت ولی خوب ما باختیم بدم باختیم! و عملا حاصل 6 ماه تلاش ما برای اینکار قطعا منفی بود!
آخرین تجربه .... چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید !
با توجه به زیرساختی که مهیا شده بود و واقعا با استفاده از تجربه های قبلی می توان گفت بدون ایراد بود و فکر همه چیز شده بود و صرفا پلن درامدزایی ما اشکال داشت اینکه بخوام کلا بیخیال کار بشم خیلی سخت بود. اما نیاز به تشکیل تیم و قطعا نیاز به جذب سرمایه گذار بود ولی با همه تلاشی که کردیم نتوانستیم یک سرمایه گذار جذب کنیم...
کسانی که استارتاپ داشتند میدونند استارتاپ مثل بچه آدم میمونه یا بقولی ادم با استارتاپش ازدواج میکنه و دل کندن از اون خیلی سخته...اما از یه جایی به بعد فرایند فرسایشی میشه... یک عشق یکطرفه میشه... شما وقت و انرژی میذارین ولی استارتاپ شما عین خیالش هم نیست :))
یک روز که نمیدونم چه روزی بود تصمیم گرفتم کوله بار تجربه ام رو بردارم و استارتاپم رو بذارم به امون خدا... از فضای سیاست بیام بیرون چون من آدم اون فضا نبودم و میخواستم اصول جوانمردانه و مردونگی رو تو یک فضای رانتی و پر از فساد و .... رعایت کنم و قطعا من نمیتونستم موفق بشم با این دیدگاه و تفکرم...
چگونه درآمدزایی کردیم؟
خوب ما از سال 90 که شروع کردیم روش های متفاوتی برای درامدزایی داشتیم که من در ادامه میگم...
1- تبلیغات در سایت
در امدزایی از طریق تبلیغات در سایت فقط وقتی میتواند اتفاق بیفته که الکسای سایت شما در ایران زیر 1000 باشه هر چند میتونین این تبلیغات کلیکی را در سایت قرار بدین ولی خیلی فایده ای نداره ولی کلا کسب درامد از گذاشتن یک بنر تبلیغاتی خیلی لذت بخشه! بیشترین مشتریان ما برای گذاشتن بنر تیلیغاتی شرکت های ارسال پیامک بودند که با وجود تلگرام و این محدودیت هایی که برای ارسال پیامک تبلیغاتی هست خیلی دیگه نمیشه روی این شرکت ها حساب باز کرد!
2- وب سایت برای کاندیداها
ما یک سایت ساز داشتیم و می توانستیم برای کاندیداهای که تمایل دارند سایت شخصی طراحی بکنیم و یا امکان اینکه برای هواداراشون پیامک ارسال کنند رو در سایت قرار دادیم...
3- پنلی با امکانات مدیریت ستادها
در سال 94 یک پنل کامل یا یک ستاد مجازی برای کاندیدا در نظر گرفتیم که با امکاناتی که داشت میتونستن وضعیت هواداراشون رو رصد کنند ولی خوب خیلی از اون استقبال نشد یا شاید دانش کافی برای استفاده از این امکان وجود نداشت ...
4- طراحی اپلیکیشن
ما همانطور که قبلا گفتم یک کاتالوگ تحت اپلیکیشن موبایل طراحی کردیم که هم یک سری اطلاعات ثابت داشت هم میتوانست اطلاعات پویا و داینامیکی را از سمت سرور بخواند ولی خوب این ایده هم برای درامدزایی با وجود تلگرام خیلی مورد استقبال واقع نشد و تا وقتی شبکه های اجتماعی با میلیون ها کاربر باشه کاندیداها به سمت استفاده و هزینه کردن در این فضاها نخواهند امد.
5- ارسال پیامک تبلیغاتی
خوب یکی از ساده ترین کارها بود و ما می توانستیم برای کسب درامد داشته باشیم و با پنلی که داشتیم راحت اینکار را انجام میدادیم ولی این نکته رو بگم در روزهای نزدیک به انتخابات گاها نیاز به تایید برای متن پیام بود که این اتفاق برای ما در سال 90 با حساسیت های اون سال ها افتاد و شاید الان همچین چیزی نباشه....
این روش های اصلی درامدزایی ما بود و شما با توجه حساسیت هایی که درفضای سیاسی هست نمیتونید خیلی ایده های خاص داشته باشید.... مثلا ما در سال 90 برای اینکه هزینه های پیامکیمون رو در بیاریم یه طرح گذاشتیم که برای نمایش تعداد ارای نظرسنجی در قسمت عمومی باید کاندیدا هزینه ای میداد... در حالتی که در قسمت پنل کاندیدا تعداد ارا نمایش داده میشد و ما دستکاری در تعداد ارا و یا حتی ثبتشون نداشتیم و فقط در قسمت عمومی تصمیم گرفتیم نمایش ندیم که اینکار باعث شده بود پلیس جان فکر کنه ما پول میگیریم تا رای ها رو عوض کنیم!
زندگی ادامه دارد....
دو سال هست که گذشته و من موندم و بکاپ اون پروژه...باید این مطلب رو مینوشتم تا کمک بکنم به تمام افرادی که میخوان تو این فضا وارد بشن امیدوارم تجربیاتم بدردتون خورده باشه...
حالا دارم به استارتاپ جدیدم فکر می کنم و اونو پیاده سازی می کنم هر چند هنوز رلیز نشده و قطعا تو این حال و احوالی که همه استارتاپ میزنن رقابت خیلی سخته و احتمال شکست هم زیاد هست ولی من کسب و کارم رو قطعا میسازم...
شاد باشید....