ویرگول
ورودثبت نام
مجتبی رجب زاده
مجتبی رجب زادهترجیح میدم یک کسب و کار بزرگ رو بسازم تا اینکه کارمند یک کسب و کار بزرگ باشم!
مجتبی رجب زاده
مجتبی رجب زاده
خواندن ۵ دقیقه·۷ سال پیش

استارت آپ سیاسی نزنید! تجربه های اولین استارت آپ من...

خوب چند وقتی بود می خواستم تو ویرگول یه مطلب بنویسم ولی نمیشد... یکی از اهدافم تو سال جدید این بود که حتما باید اینجا مطلب بنویسم پس حالا براتون میخوام اولین مطلبم رو بنویسم.... :)

سال انتخابات هست و انتخابات مجلس و فارغ از اینکه چه کسی میخواد رای بیاره یا نیاره ، شاید خیلی ها به فکر این بیفتند که استارت آپی برای این قضیه راه اندازی کنند تا از این جو ایجاد شده بتونند به شهرتی یا به درآمدی برسند... برای همین گفتم شاید بهتر باشه تجربه های خودم رو اینجا بنویسم تا شاید برای کسانی که این فکر و ایده اومده تو ذهنشون بتونم کمکی کرده باشم...

سال 90 بود و انتخابات مجلس نهم... بعد از اون اتفاقات انتخابات قبلی کسی دل و دماغ کار سیاسی نداشت... ولی ما تصمیم گرفتیم ایده ای سیاسی بر مبنای انتخابات مجلس رو پیاده سازی بکنیم...!

ایده ما خیلی ساده شکل گرفت...اوایل تابستون بود و ما تا انتخابات مجلس نهم تقریبا 8 ماه فرصت داشتیم... یکی از آشناها قصد کاندیداتوری برای انتخابات داشت و ما می خواستیم سایتی رو پیاده سازی کنیم تا در موقع انتخابات بتونیم به نفع اون بنده خدا فعالیتی در فضای مجازی داشته باشیم واسه همین از کدهایی که قبلا نوشته بودیم یه سایت ساده خبری و محتوایی آوردیم بالا و نشستیم هر روز اخبار مرتبط با انتخابات رو توی اون قرار می دادیم ولی در ادامه مسیر کلا عوض شد و ما به یک سایت جامع در مورد انتخابات در کل کشور تبدیل شدیم! در ادامه اشتباهات و تجربه ها رو برای شما خواهم گفت!

اولین تجربه... فکر نمی کردیم اینقدر بزرگ بشویم !

ما قرار بود یک سایت برای یک هدف کوچک باشیم برای همین هیچ پلنی برای بازدید بالا و یا عمومیت پیدا کردن به کل کشور نداشتیم! خوب اون سال ها بحث طرح کسب و کار و بزینس پلن و موارد اینچنینی که الان برای استارت آپ ها مطرح هست نبود و ما نیز تجربه ای نداشتیم... علاوه بر این از کد و سی ام اسی استفاده کرده بودیم که اصلا قبلا تجربه قرار گرفتن در موقعیتی که بعدا به اون خواهیم رسید رو نداشت و مشکلات زیادی برامون ایجاد شد!

دومین تجربه... انتخاب دامنه بد!

چون اشتباه اول رو مرتکب شده بودیم پس این اشتباه هم رخ دادنش چیز عجیبی نبود! ما دامنه ای برای سایت انتخاب کرده بودیم که صرفا اختصاص به اون انتخابات داشت و عمومیت برای ادامه کار نداشت! ادرس سایت بود ipe9.com و منظور این بود 9th Iran Parliament Election به معنای انتخابات مجلس نهم یا نهمین دوره انتخابات مجلس ایران! بعد از اون چون کار سیاسی بود دامنه ir را نگرفتیم تا نیاز به ارائه اطلاعات هویتی نباشه تا بعدا برامون دردسر نشه که دردسر هم شد :))

برای هر کاری سعی کنید دامنه یا اسمی انتخاب کنید که عمومیت داشته باشه و منحصر به زمان و یا فیلد خاصی نباشه !

سومین تجربه... شما ویکی پدیا نیستید!

بعد از گذشت یک ماه و استقبال نسبتا خوبی که از سایت شده بود تصمیم گرفتیم کار رو گسترش بدیم و اخبار تمام حوزه های انتخابیه را پوشش بدیم اونم با یک تیم دو یا سه نفره ...! ولی خوب ما نه خبرگزاری بودیم و نه خبرنگار داشتیم و نه خبری از همه حوزه های انتخابیه... پس تمام سایت های استانی و محلی رو پیدا کردیم و ازشون مطالب رو با ذکر منبع داخل سایت میذاشتیم ولی این کافی نبود... جذاب ترین مطلب در فاصله چند ماه تا انتخابات مجلس و یا هر انتخابات دیگه ای بحث کاندیداهای احتمالی هست! و ما چون اطلاعی از این کاندیداها نداشتیم سعی کردیم ویکی پدیاطور از کاربران بخواهیم اطلاعات کاندیداها رو برامون بفرستن!

اطلاعات زیادی جمع آوری شد و می توانیم بگوییم تعداد کل اطلاعات اشتباه ما شاید به اندازه انگشتان دو دست هم نبود ولی شما در ایران حق ندارید در حوزه فعالیت های سیاسی کوچکترین اشتباه رو داشته باشید وقتی که شما حتی مسئول کامنتی هستید که کاربری در سایت شما قرار داده است!

در حوزه فعالیت سیاسی مجازی در ایران ، یک محتوای نادرست خیلی کوچک هم می تواند پای شما را به پلیس فتا و دادسرا باز کند! به جرم گناه نکرده! بدون اینکه توضیحات شما را بشنوند!

چهارمین تجربه...ما حالا می خواهیم فیس بوک شویم!

بعد از گسترش وب سایت و مقبولیت در کل کشور و رسیدن به رتبه اول گوگل با سرچ کلمات کلیدی انتخابات مجلس نهم ، انتخابات مجلس و ... در پوست خود نمی گنجیدیم! و کم کم ابرهای ثروتمند شدن بر روی سرمان شکل می گرفت!

بعد از فیلتر شدن فیس بوک و توییتر و بقیه شبکه های اجتماعی در سال های 88 و 89 هنوز سایت یا شبکه اجتماعی نتوانسته بود کاربران سرگردان رو به سمت خودش جذب کنه و بازار آنتی فیلترها هم مثل امروز نبود و کلا هنوز حرمت ها از بین نرفته بود مثل حالا که مجبور بشی برای بابات فیلتر ش... نصب کنی :))) در این بلبشو ما تصمیم گرفتیم یک مینی شبکه اجتماعی را به سایت اضافه کنیم به این صورت که هر کاندیدایی صفحه اختصاصی خود را داشت و بقیه کاربرها میتونستن بیان زیر اون صفحه بزنن تو سر و کله هم و نقش دیوار یا همون وال فیس بوک رو ما داشتیم اجرا میکردیم...! حدس و پلن ما کاملا درست بود و این ایده بازدید سایت رو چند برابر کرد... بهرحال وقتی شما یک کامنت میذاری و کسی جواب میده در روز چندین بار سر میزنی تا ببینی کی بهت فحش داده یا ازت تعریف کرده :))) و این تو مسائل سیاسی خیلی خیلی داغ تر از هر جای دیگه هست!

کاربر محوری در سایت های سیاسی به بازدید بالای سایت کمک زیادی می کند اما مدیریت کردن محتوایی که هر روزه توسط کاربران وارد سایت می شود کار سختی است! آن هم با حساسیت های فضای سیاسی در ایران!

پنجمین تجربه...اخبار بدترین نوع محتوا برای استارت آپ سیاسی!

در حالیکه اخبار جذابیت زیادی برای کاربران دارد اما خبر یک نوع محتوای تاریخ انقضادار هست... ما خبرگزاری نبودیم ما خبرنگار نداشتیم و اخبار ما از منابع دیگر بود پس این خبرها دست اول نبود...با اینکه ما در سریعترین زمان خبرها را میزدیم ولی انرژی که صرف گذاشتن یک خبر می شد با توجه به کپی بودن خیلی تاثیری در سایت و بازدید آن نداشت ولی چون ما به عنوان یک سایت خبری شناخته شده بودیم نیاز بود این وقت و انرژی برای بروز کردن اخبار بگذاریم...

گذاشتن نیم ساعت زمان برای خبری که فقط چند ساعت تاریخ مصرف دارد به هیچ عنوان ارزش بزینسی ندارد!


تجربه های این کار خیلی زیاد هست و چون من خودم خیلی از خوندن متن های طولانی خوشم نمیاد اجازه بدین در چندین مقاله این موارد را بنویسم! هنوز قسمت های جذاب کار مونده پس با من همراه باشید :)

این هم از اولین تجربه ویرگولی من :)


انتخاباتاستارت آپسیاست
۲۶
۱۱
مجتبی رجب زاده
مجتبی رجب زاده
ترجیح میدم یک کسب و کار بزرگ رو بسازم تا اینکه کارمند یک کسب و کار بزرگ باشم!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید