«چند سال پیش»؛ روایتی از حافظهای که فراموش نمیکند

نمایش «چند سال پیش» به نویسندگی کهبد تاراج و کارگردانی مهرداد ضیایی از آن دست آثاری است که به جای روایت خطی و کلاسیک، مخاطب را به سفری در لایههای حافظه جمعی میبرد؛ حافظهای که در آن زمان نه یک خط مستقیم، بلکه شبکهای از خاطرات، فقدانها، انتظارها و ناگفتههاست.
یکی از مهمترین ویژگیهای این اجرا، جسارت آن در مواجهه با تاریخ معاصر است. نمایش تلاش نمیکند رخدادهای تاریخی را بازسازی کند؛ بلکه تأثیر آنها را بر زندگی آدمهای عادی به تصویر میکشد. در جهان نمایش، رویدادهای بزرگ سیاسی و اجتماعی از دریچه زندگی شخصیتهایی دیده میشوند که سالها زیر سایه این وقایع زیستهاند و هنوز بار آن را بر دوش میکشند.
متن کهبد تاراج واجد ساختاری چندلایه است. شخصیتها در مرز میان خاطره، واقعیت، بازجویی، اعتراف و رؤیا حرکت میکنند. پرسش تکرارشونده «چند سال پیش؟» صرفاً اشارهای زمانی نیست؛ بلکه به ابزاری برای واکاوی حافظه تبدیل میشود. زمان در این نمایش یک مفهوم سیال است و شخصیتها مدام میان گذشته و اکنون رفتوآمد میکنند.
کارگردانی مهرداد ضیایی هوشمندانه از ظرفیت همین ساختار بهره میبرد. او به جای تلاش برای سادهسازی جهان پیچیده متن، پیچیدگی آن را حفظ میکند و اجازه میدهد مخاطب قطعات پازل را کنار هم قرار دهد. در نتیجه تماشاگر نه یک دریافت آماده، بلکه تجربهای مشارکتی از کشف و تفسیر را از سر میگذراند.
از منظر بازیگری، اجرا بر پایه یک گروه منسجم شکل گرفته است. بازیگران موفق میشوند میان واقعگرایی و فضای شاعرانه متن تعادل برقرار کنند؛ تعادلی که در چنین متونی معمولاً به آسانی از دست میرود. شخصیتها به تیپهای صرف فروکاسته نمیشوند و هر کدام حامل زخمی شخصی و تاریخی هستند.
در میان اپیزودهای مختلف، بخش مربوط به «روزگار» و «نوارت» از تأثیرگذارترین بخشهای اجراست. این اپیزود موفق میشود تاریخ، عشق، مأموریت، خیانت، تنهایی و عذاب وجدان را در بستری انسانی به هم پیوند بزند. شخصیت روزگار با تمام تناقضهایش یکی از پیچیدهترین و بهیادماندنیترین شخصیتهای نمایش است؛ مردی که میان وظیفه و احساس گرفتار شده و سالها بعد هنوز در زندان خاطرات خود زندگی میکند.
بازیگران دیگر نیز در خدمت جهان اثر قرار دارند و از دام نمایشهای مبتنی بر احساساتگرایی افراطی دور میمانند. آنچه اجرا را تأثیرگذار میکند نه فریادها و انفجارهای احساسی، بلکه سکوتها، مکثها و ناگفتههایی است که در طول نمایش انباشته میشوند.
یکی دیگر از امتیازات نمایش، خلق اتمسفری است که میان واقعیت و خاطره معلق میماند. تماشاگر در بسیاری از لحظات مطمئن نیست با حقیقت مواجه است یا با بازسازی ذهنی شخصیتها؛ و همین تعلیق، کیفیتی شاعرانه به اجرا میبخشد.
«چند سال پیش» نمایشی درباره گذشته نیست؛ نمایشی درباره تأثیر گذشته بر اکنون است. درباره آدمهایی که تاریخ از کنارشان عبور نکرده، بلکه در زندگی روزمرهشان رسوب کرده است. این اثر نشان میدهد که حافظه جمعی یک جامعه چگونه در سرگذشت افراد عادی ادامه پیدا میکند و چگونه بعضی زخمها حتی پس از گذشت دههها همچنان باز میمانند.
در روزگاری که بسیاری از آثار نمایشی به دنبال روایتهای سریع و مصرفیاند، «چند سال پیش» مخاطب را به تأمل دعوت میکند؛ تأملی درباره زمان، فراموشی، مسئولیت و انسانهایی که در حاشیه روایتهای رسمی تاریخ باقی ماندهاند.