ویرگول
ورودثبت نام
مجتبی مویدی
مجتبی مویدیطراح، فعال حوزه دیجیتال مارکتینگ، رسانه‌دوست (با کوتیشن مارک!).. این‌جا از چیزهایی که در مسیر مطالعات و تجربیاتم بهشان بر می‌خورم و به نظرم جالب می‌آیند می‌نویسم.
مجتبی مویدی
مجتبی مویدی
خواندن ۸ دقیقه·۲ روز پیش

اینترنت ما را وصل کنید پشت‌فیوزها!

اینترنت و همه چیز من قطع شده. از فیگما و گوگل آنالیتیکس و مایکروسافت کلریتی، تقریبا بیشتر از یخچال و ماشین لباسشویی و حتی دستشویی خانه استفاده می‌کردم. اساسا من بیشتر از این که توی خانه‌ام و پشت میزم زیست کنم، در اینترنت بین‌الملل زیست می‌کردم. من لابلای صفحات فیگما و گزارش‌ها و نمودارهای آنالیتیکس و کنسول و کلریتی بودم. من توی دل چت جی پی تی و دیپ سیک و کلاودی بودم. من اشتراک خیلی هوش‌ها را داشتم. من ارباب ظالم هرچه هوش مصنوعی هست بودم.

این داستان هرروز من بوده و حالا یک هفته‌ای هست که تقریبا حس کسی را دارم که توی یک قفس زندانی شده! اوایل سخت‌تر بود اما به مرور به آن عادت کردم. مثلا اوایل زیاد پیش می‌آمد که یادم برود که اینترنت قطع است و هی می‌خواستم چیزی را در گوگل جستجو کنم. شب اول حتی دچار نوعی دوگانگی شده‌بودم و لحظه‌ای از ذهنم گذشت که اینترنت قطع است و آسانسور کار نمی‌کند! اما خب کم کم سازگاری پیدا کردم و سعی کردم نه خارج از باکس که داخل باکس (اینترنت ملی) فکر کنم و روزگار بگذرانم.

من کارمند دولت نیستم و حقوق ثابت ندارم. درآمدم تقریبا مانند خیلی‌های دیگر که به اتصال به اینترنت جهانی وابسته بودند، به صفر رسیده و آنچه می‌خورم از اندوخته قبلی است.

این‌ها را گفتم که حسب و حالی نوشته باشم و تکلیفم را با قطع شدن اینترنت لااقل مشخص کرده باشم.

خب. اما من در خلأ زندگی نمی‌کنم.

من در کشوری زندگی می‌کنم که به دلایل مختلف، هم جبر جغرافیایی و هم شرایط تاریخی و استراتژیک و منابع و هرچه که اسمش را بگذاری، عقب نگه داشته شده. چه آن زمان که جمهوری اسلامی نبود و حتی خبری از نفت هم نبود ولی روس‌ها از شمال و انگلیس‌ها از جنوب به آن یورش بردند و جان‌های عزیز مردم را در کنار آبرو و غیرتشان زیر چکمه‌های تازه از کارخانه‌های صنعتی درآمده‌شان پایمال کردند و چه حالا که همه چیز را به ضدیت با اسرائیل گره می‌زنند و سعی می‌کنند از ایران یک «لولو» بسازند و همه دنیا را علیهش بشورانند.

ما عقب نگه داشته شده‌ایم و بهترین چیزهایمان همین‌هایی هستند که داریم. خیلی از کاربلدهامان رفته‌اند تا به کشورهای فرنگ خدمت کنند تا زندگی بهتری داشته باشند. حقوق و درآمد بهتر. حق هم داشته‌اند شاید. زندگی مرفه خیلی هم چیز خوبی است. اما همان‌ها هم آرزوی آبادی ایران را داشته‌اند. فقط شاید خیلی حاضر نبوده‌اند در سختی و با چندرغاز برای آبادی وطن تلاش کنند. به ما فناوری هم نداده‌اند. تحریممان کرده‌اند. ما را در فشار گذاشته‌اند. ما سطحمان همین است. همین میزان فناوری، همین میزان امنیت سایبری و همین میزان دانش فنی. در همین حد. با این که خیلی پیشرفت کرده‌ایم و از خیلی کشورها هم جلوتریم.

در این‌جا ممکن است که توی ذهنت بگویی این هم یکی دیگر از مزدورهای نظام که آمده ماله بکشد! اما مقاومت کن و بقیه متن را هم بخوان.

می‌دانی؟ بیا منصف باشیم و نپذیریم این را که درست همان که دم از یاری و آزادی مردم ایران می‌زند، سرویس‌هایش را به روی ما ایرانی‌ها می‌بندد. گوگل آنالیتیکس و فیگما را برای نمونه نام می‌برم. خود من سال‌ها پیش، در یکی از صرافی‌های معروف رمز ارز، قریب ۱۰۰۰ دلارم بلوکه شد و دیگر برنگشت. صرفا چون ایرانی بودم! پس بیا حق بده که باور نکنم او به فکر من است. دست کم چیزی بیش از بسیاری از مسئولین بی‌کفایت فعلی، او هم نمی‌خواهد سر به تن من باشد.

آن‌ها که کمی سوادشان بیشتر قد می‌دهد خوب می‌دانند که ما رسما در یک جنگ هیبریدی به سر می‌بریم. جنگ موشکی، جنگ رسانه‌ای، جنگ اقتصادی، جنگ سایبری، جنگ روانی. دیگر قرار است چه جنگی باشد؟ می‌خواهی خوشت بیاید یا نیاید، اما خطر هک شدن حساب‌های بانکی و پمپ‌های بنزین و هر چیز دیگری که فکرش را بکنی، از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است. می‌دانم که حالا قطار جواب‌ها توی ذهنت راه می‌رود. اما آری. ما سنگر گرفته‌ایم پشت دیوار اینترنت ملی. خوب بود روزی همه مردم که از خواب بیدار می‌شدند، می‌دیدند که تمام حساب‌های بانکی‌شان دود شده و رفته هوا؟ (خدا را چه دیدی! ممکن است یک روز به آنجاه هم برسیم. به هرحال جنگ است.)

اگر حضور تروریست‌های مسلح با انواع سلاح‌های جنگی توی خیابان‌های کشور که همه کارشان کشتن مردم و آتش زدن اموالشان بوده را قبول داری، اگر قبول داری که معترض، بیمارستان و مسجد آتش نمی‌زند، اگر قبول داری که معترض بچه ۳ ساله را به گلوله نمی‌بندد و اگر در اعماق وجدانت جمله معروف «کار خودشونه» را تکرار نمی‌کنی، پس باید قبول داشته باشی که بخش مهمی از این‌ها از خارج از کشور تجهیز شده و برای نابودی ایران و ایرانی به اینجا آمده‌اند. قطع کردن اینترنت و پیام‌رسان‌ها تا حد زیادی ارتباط این‌ها با همدیگر را قطع کرده و نهادهای امنیتی را برای دستگیری و خنثی کردنشان تواناتر کرده.

بله توی این شرایط، بهترین گزینه این بوده که حتی پیامک و پیامرسان‌های داخلی را هم از دسترس خارج کنند. تاریخ جنگ‌ها پر است از مواردی که در آن‌ها برای جلوگیری از پیشروی دشمن، پلی را منفجر کنند که برای ساختنش سال‌ها زحمت کشیده شده.

می‌خواهی بگویی پس این بی‌عرضه‌ها چکار می‌کردند این همه سال؟ این همه بودجه برای پیام‌رسان بومی چه شد که حالا همان‌ها هم قطع هستند! من که همین چند خط بالاتر گفتم! تمام زور ما به همین رسیده! تا همین‌جا. قبول نداری؟ به بقیه بخش‌های مملکت نگاه کن. اما انصاف داشته باش و به بقیه ممالک همسایه هم نگاه کن! فقط خواهشا عربستان و امارات را مثال نزن که این‌ها حتی تنبانشان هم عاریه‌ای است و هیچ چیز از خودشان ندارند. شیر فلکه نفت را باز کرده‌اند و از استقلال و آزادی هم کامل دست شسته‌اند. اگر هم خیلی دلت خواست ایران را با آن‌ها مقایسه کنی، باز هم به وجدانت رجوع کن و لااقل در همه چیز مقایسه انجام بده. مثلا نگاهی به وضعیت آزادی بیان و حقوق بشر در این کشورها هم بینداز.

در همان روزهای جنگ ۱۲ روزه، دوستی به من گفت که سرورهای بانک‌ها به شدت تحت حملات سایبری هستند. یادمان نرفته که یکی دو بانک هم هک شدند. سابقه هک شدن پمپ بنزین‌ها را هم که هنوز یادمان نرفته!

همه جرم ما این است که نخواسته‌ایم بخشی از نظم نوین جهانی (بخوانید قانون جنگل، بخوانید توحش مدرن) شویم که حتی به متحد خودش هم رحم نمی‌کند! (رجوع کنید به ادعای تملک گرینلند)، نظمی که هرجا پایش رسیده جز ویرانی و آشوب و کشتار با خودش نبرده. ما با کشورهایی طرف هستیم که شیرفلکه سایبر و الکترونیک و سلاح که هیچ، زمین بازی مال آن‌هاست.

شاید بگویی که این جنگ جمهوری اسلامی است. این جنگی نیست که تو انتخابش کرده باشی! اما اگر کمی تاریخ بخوانی خواهی دانست که اساسا این هم حرف غلطی است. این جنگ را نه تو و نه جمهوری اسلامی انتخاب کرده‌اید. بلکه این جنگی است که آن‌ها به تو تحمیل کرده‌اند و از قضا خیلی هم تلاش کرده‌اند بین ما و جمهوری اسلامی احساس دوگانگی ایجاد کنند تا تو احساس کنی که اگر تهدید به جنگ می‌کنند یا حتی اگر بمب بر سرت می‌ریزند، آن‌ها نه با تو، بلکه با جمهوری اسلامی جنگ دارند و برای تو آزادی و دنیای زیبا می‌خواهند!

باشد! به دنیای زیبای افغانستان و عراق و لیبی و سوریه نگاه کن. به مردمی که به گرانی نان معترض بودند ولی حالا باید برای جانشان فرار کنند.

اعتراض حق ماست و اساسا با اعتراض و تلاش برای تغییر وضع موجود است که همه چیز بهتر می‌شود. اما این چیزی که ممکن است در ذهنمان از آن حمایت کرده باشیم، آدم کشی، برادرکشی، ویرانگری و این چیزها، نه اعتراض، که چیزی از جنس خودکشی است. جمهوری اسلامی صورت مسئله هم اگر باشد، با پاک کردنش، چیز بهتری عایدمان نمی‌شود. دستگاه نظم فعلی کار می‌کند، اگرچه فشل، اگرچه پر ایراد، اما چیز بهتری از دل یک انقلاب خونین نصیب کشور نمی‌شود. لااقل به عمر ما قد نمی‌دهد. شاید بشود همین سیستم را درست کرد. همین حالا هم فسادها حداقل در حال پیگیری هستند. یکی دو دهه پیش از این، حتی زدن این حرف‌ها هم تابو بود. مگر می‌شود مدیر جمهوری اسلامی فاسد و اختلاس‌گر باشد؟؟ تو حتما ضدانقلابی!

اما حالا فریاد مبارزه با فساد از بخش‌های مختلف همین نظام حاکم شنیده می‌شود. این نشانه خوبی است واقعا. می‌شود خوشبین بود. تلاش برای اصلاح سیستم، بهتر است از خراب کردن و آتش زدن خانه‌ای که لااقل حمل‌ونقل عمومی دارد، سیستم بهداشت و درمان دارد، سیستم فاضلاب و دفع پسماند دارد، امنیت خیلی خوبی دارد، مایحتاج زندگی را اگرچه سخت‌تر از قبل، اما هنوز می‌شود تهیه کرد.

عاقلانه نیست که برای آبادی کشور و حل مشکلاتش، آن را ویران کنی و مقدمات تجزیه و ویرانی بیشتر و ناامنی بیشترش را فراهم بیاوری. عاقلانه نیست روی چیزی قمار کنی که تمام دارایی‌ات است. آن هم با وجود دشمنان قسم خورده‌ای که دورتادور ایران را گرفته‌اند.

من سیاسی نیستم، اما سیاسی نبودنم به معنای کور بودن نیست. خیلی خیلی به این باور دارم که این کشتاری که در چند روز گذشته توی کشور دیدیم، یک پیش‌نمایش، یک تریلر بود از روزهای سیاهی که می‌تواند برای ایران به وجود بیاید.

این خوانش من از اوضاع این روزهاست. حرف‌های بسیار دیگری هم دارم که مجال نوشتنش نیست.

اگر دوست داری، بیا گفتگو کنیم که امروز بیشتر از همیشه به گفتگو نیاز داریم. گفتگوی بی غرض و بی دشمنی. راستش را بخواهی این روزها خیلی بیشتر از روزهای جنگ ۱۲ روزه غمگین و سرخورده هستم. چرا که آن روزها دشمن بیرون خانه بود و حالا برادرهایی را می‌بینم که می‌کشند و کشته می‌شوند! حالم بد می‌شود که ببینم ایرانی جلوی ایرانی می‌ایستد. نامش هرچه می‌خواهد باشد؛ اعتراض یا اغتشاش. دوست ندارم ایرانی را ببینم که به ایرانی فحش می‌دهد حتی. پس بیایید گفتگو کردن با هم را یاد بگیریم. گفتگو برای ایران بهتری که لااقل در دوست داشتنش با هم اشتراک داریم.

زنده باد ایران. زنده باد وطن.

اینترنت ملیآزادی بیانامنیت سایبریاعتراضاغتشاش
۵
۴
مجتبی مویدی
مجتبی مویدی
طراح، فعال حوزه دیجیتال مارکتینگ، رسانه‌دوست (با کوتیشن مارک!).. این‌جا از چیزهایی که در مسیر مطالعات و تجربیاتم بهشان بر می‌خورم و به نظرم جالب می‌آیند می‌نویسم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید