فیلم «ماده» (The Substance) به کارگردانی کورالی فارژا، داستانی هولناک و عمیق دربارهٔ وسواس جامعه نسبت به جوانی و زیبایی است. فیلم، شخصیت الیزابت (دمی مور)، مجری تلویزیونی میانسالی را روایت میکند که پس از اخراج به خاطر بالا رفتن سنش، به یک داروی غیرقانونی به نام «ماده» روی میآورد. این ماده به او اجازه میدهد نسخهای جوان و کامل از خود، به نام سو (مارگارت کوالی) را خلق کند. با این حال، همانطور که سو موفقیت و شهرت بیشتری به دست میآورد، الیزابت به تدریج تحلیل رفته و نابود میشود. این فیلم، استعارهای قدرتمند از چرخهٔ اعتیاد به لذت و جستجوی بیپایان برای کمال است که به طرز شگفتانگیزی با مفاهیم اصلی کتاب «دنیای دوپامین» نوشته دکتر آنا لمبکه همخوانی دارد.
دکتر آنا لمبکه در کتاب خود، نظریه تعادل درد و لذت را مطرح میکند. او توضیح میدهد که مغز ما برای حفظ تعادل (همئوستاز)، همواره درد و لذت را در یک کفهٔ ترازو قرار میدهد. زمانی که ما یک فعالیت لذتبخش انجام میدهیم (مانند خوردن یک غذای خوشمزه یا استفاده از رسانههای اجتماعی)، کفهٔ لذت سنگین میشود. برای بازگشت به تعادل، مغز به سرعت کفهٔ درد را سنگینتر میکند. در نتیجه، پس از هر لذتی، یک دورهٔ کوتاه از درد یا ناراحتی را تجربه میکنیم. این مکانیسم، در واقع یک سیستم هشداردهنده است که به ما میگوید نباید به دنبال لذتهای افراطی باشیم.

در فیلم «ماده»، این نظریه به شکلی بسیار بصری و دردناک به تصویر کشیده میشود. هر بار که سو (لذت) موفق میشود و مورد تحسین قرار میگیرد، الیزابت (درد) تحلیل رفته و بدن او از هم میپاشد. این دقیقا همان تعادل درد و لذت است که دکتر لمبکه توضیح میدهد. لذت بیاندازهٔ سو، با درد و رنج فیزیکی الیزابت به تعادل میرسد. این رابطه نمادین نشان میدهد که چگونه یک فرد میتواند به دنبال لذتهای بیرونی باشد، در حالی که در درون، در حال نابودی و از دست دادن خود واقعیاش است.
دکتر لمبکه میگوید که اعتیاد زمانی رخ میدهد که فرد به طور مکرر به دنبال لذتهای سریع و شدید میرود. این کار باعث میشود کفهٔ درد به طور دائمی سنگین بماند و فرد برای فرار از این درد، به دوزهای بالاتری از لذت نیاز پیدا میکند. در فیلم، الیزابت به «لذت» موفقیت سو معتاد میشود. او از درد طرد شدن فرار میکند و برای کسب مجدد حس ارزشمندی، به سو اجازه میدهد تا هر کاری که میخواهد انجام دهد، حتی اگر این کار باعث نابودی جسمی خودش شود. این چرخهٔ اعتیاد به لذت در نهایت منجر به جنگی خونین بین دو نسخه از یک فرد میشود.
یکی از مهمترین نکات در کتاب «دنیای دوپامین»، ناتوانی افراد معتاد در توقف است. آنها میدانند که کاری که انجام میدهند به ضررشان است، اما نمیتوانند متوقف شوند. در فیلم، الیزابت میداند که استفاده بیش از حد از «ماده» او را نابود خواهد کرد، اما لذت موفقیتهای سو آنقدر قوی است که نمیتواند به آن پایان دهد. سو نیز به لذت شهرت معتاد شده و نمیخواهد آن را از دست بدهد. این ناتوانی در توقف، در نهایت منجر به نابودی هر دو میشود.
فیلم «ماده» و کتاب «دنیای دوپامین»، هر دو به یک نتیجه مشترک میرسند: لذتهای بیش از حد و جستجوی بیپایان برای کمال، یک چرخهٔ مخرب و اعتیادآور ایجاد میکند. این چرخه، فرد را از خود واقعیاش بیگانه میکند و در نهایت به نابودی جسم و روح میانجامد. فیلم، با استفاده از استعارههای وحشتناک، نتیجهٔ این اعتیاد را به صورت بصری به نمایش میگذارد و به ما یادآوری میکند که تعادل، کلید یک زندگی سالم و معنادار است، و فرار از درد، تنها به درد بیشتری منجر میشود.