
تو هم اینطوری شدی یا فقط منم؟
اینهمه آدم دور و برمون هست، ولی آخر شب که میشه، میبینی ساکتترین کسی که کنارت نشسته، همون تنهاییه که هیچوقت خسته نمیشه از تکرار شدن.
گاهی وسط شلوغترین جمع، یههو حواست پرت میشه…
یه سوال میاد تو ذهنت:
«واقعاً کسی منو میفهمه؟ یا فقط دارن منو میبینن؟»
تنهایی همیشه غمانگیز نیست؛
یهوقتا شبیه همون دوستی میشه که
نیمهشب میشینی کنارش، آهنگ مورد علاقهت رو پلی میکنی،
با خودت روراست میشی و میگی:
«باشه… شاید همه نَفهمن،
ولی من از امروز قول میدم خودمو ول نکنم.»
اگر امشب دوباره اون حس خالی بودن اومد سراغت،
یادت باشه:
همهی آدمایی که قوی به نظر میان،
یه جایی، یه وقتی،
تو همین تنهاییها خودشون رو از نو ساختهن.
تو هم حق داری خسته باشی،
حق داری دلت بگیره،
حق داری حوصلهی هیچکس رو نداشته باشی…
اما بین همهی این حقها،
یکیش رو هیچوقت فراموش نکن:
حقِ دوست داشتنِ خودت،
حتی وقتی فکر میکنی
هیچکس حواسش بهت نیست. 🌙