کارشناسان معتقدند که متأسفانه موشک مستقیماً به بدن شهید ماکان نصیری اصابت کرده
-: میبینی «سحابی»؟ حتی ممکن است بعد از مرگ آدمی، هیچ اثری از پیکرش پیدا نشود اما تا ابد فراموش نشود و شاید میشود تلنگری برای بیداری جهان. اینگونه مردن هم لیاقت میخواهد...
کودکی که در یک لحظه روحش بزرگ شد. ببخشید اشتباه گفتم؛ کودکانی که روحشان بزرگ شد.
دربارهی این کودک هیچکس نمیداند به طور قطعی چه اتفاقی افتاده. شاید مشخص شود و شاید هم نه...
من بیشتر از این نمیتوانم از میناب بگویم؛ دستم، فکرم، قلمم و اشکم اجازه نمیدهد...

راستی چرا برای بعضیها مهم است که بعد از مرگ فراموش نشوند؟ این نوع ترس از مرگ را همه دارند یا فقط برای عدهای است؟ این همه آدم عادی آمدند و زندگی کردند و رفتند و کسی از بودنشان هیچ خبری ندارد... ترس مسخرهای است؟ یا منطقیست؟ از درک سطحی میآید یا اساساً پوچ است؟
فعلاً برای خودم جوابم این است؛ شاید دلیلش این باشد که آدمی با این همه درد و رنج و زخمی که میبیند، دلش میسوزد که بعد از رفتنش، هیچکس از تلاشهای بیصدای او برای تقلای زنده ماندن و دوام آوردن خبری نداشته و ندارد و نخواهد داشت.
دردهایی که گاهی نمیتواند بیانش کند، شاید کلمات برایش کم باشد یا شاید بلد است تعریف کند اما کسی باور نمیکند؛ زیرا به دور از فطرت آدمی است و خودش هم باورش نمیکند. شاید دیگران فکر کنند دیوانه شده، ناشکری میکند یا دارد پیاز داغش را زیاد میکند! دردهایی که واکنش دیگران فقط تعجبی است که تحویل ما میدهند، بعد هم میگویند «مگر میشود؟» و میروند پیِ مشکلات خودشان... حق هم دارند! چرا فکر میکنیم دیگران باید به یاد ما باشند.
چون آدمی درکش فقط از سایر آدمهاست... همهی بازخوردها و تهمتها و آفرینها را از دیگران میگیرد و درک درستی جز این ندارد. شاید مفاهیم متافیزیکی و یا آموزههای دینی جوابی برای این سوالها داشته باشد، اما باز هم مسئله سر درک و باور آنهاست... در واقع دقیقاً نمیداند که بعد از مرگ چه خواهد شد...