
از اون جایی که اینترنت در کشور ما این روزها مثل چراغ چشمکزن شده، هر روز یه خبر جدید میاد: «بهزودی وصل میشه» یا «هفته دیگه اینترنت برمیگرده». اما انگار روزها و شبها پشت وعدهها گم میشن. از ۱۸ دی ۱۴۰۴ اینترنت تقریبا قطع شده و هنوز به حالت عادی برنگشته. گاهی یه اتصال کوتاه میاد، اما همونم بیشتر شبیه نور چراغ توی تونل تاریکه، چراغی که هر لحظه ممکنه خاموش بشه و دوباره همه چیز به تاریکی برگرده.
برای ما که روزمون با سرور، API و کلاود میگذره، قطع اینترنت مثل یه مانع نامرئیه که همه چیزو متوقف میکنه:
پروژههایی که نصفهنیمه مونده
تستها و دیباگهایی که نمیتونیم انجام بدیم
مستندات و پکیجهایی که دستنیافتنی میشن
ابزارهای کلاود و سرویسهایی که فقط یک رویای دورن
ارتباط با همتیمیها که قطع شده
همه اینها یه فشار روانی عجیب میاره؛ ترکیبی از استرس، بیخبری و نگرانی از عقب موندن. حس میکنیم کنترل یه بخش مهم از زندگی روزمرهمون از دست رفته و کدها هم انگار منتظر یه معجزهی کوچک هستن تا دوباره جریان پیدا کنن.
قطع اینترنت فقط یه مسئله فنی نیست. این یه تجربهی روزمره و دلگیر برای همه ماست، به ویژه برنامهنویسها و کسانی که زندگیشون با آنلاین بودن گره خورده. هر روز که میگذره، کارهای شخصی، پروژهها و حتی برنامههای ساده روزمره ما تحت تاثیر قرار میگیره.
برای کسبوکارهایی که روزیشون به اینترنت وابسته است، این وضعیت یعنی توقف درآمد، معطل موندن سفارشها و از دست رفتن فرصتها. گاهی بهترین کار اینه که راههای جایگزین کوچیک داشته باشیم: ابزارهای محلی، کشها، پکیجهای دانلود شده… تا حداقل بخشی از کار ادامه پیدا کنه و حس کنیم هنوز میتونیم کاری انجام بدیم، حتی توی این تاریکی دیجیتال.
اگه تو هم این روزها راهکاری، تجربهای یا حتی یه فکر کوچیک برای دوام آوردن توی این شرایط داری، خوشحال میشم توی نظرات بنویسی و با هم به اشتراک بذاریم.