
آیا تابهحال احساس کردهاید که در محل کار، جمعهای دوستانه یا حتی تنشهای خانوادگی، ناخواسته به وسطِ میدانی کشیده شدهاید که هیچ نفعی برای شما ندارد؟ میدانی که در آن، شما یا باید "سرباز" کسی باشید یا "منبع انرژی" برای دیگری؟
بسیاری از ما فکر میکنیم برای موفقیت یا پذیرفته شدن، باید حتماً "درگیر" شویم. باید نظر بدهیم، باید طرفگیری کنیم و باید "مفید" باشیم. اما اگر به شما بگویم که یکی از هوشمندانهترین استراتژیهای تاریخ برای بقا و پیشرفت، دقیقاً برعکس این است، چه؟
امروز میخواهیم درباره یک هنر گمشده صحبت کنیم: هنرِ "مُهره نبودن". این مقاله به شما نشان میدهد که چگونه ویژگیای که شاید تا دیروز آن را "انفعال" یا "ضعف" میدانستید، در واقع یک قدرت استراتژیک است که شما را به پادشاهِ قلمروِ آرامشِ خودتان تبدیل میکند.
منبع: delaraman[.]com
قبل از اینکه به راهکار بپردازیم، بیایید درد را ریشهیابی کنیم. چرا ما در بازیهای روانی دیگران (Office Politics، درامهای فامیلی، جدالهای اجتماعی) گیر میافتیم؟
رواندرمانی و علم مدرن به ما میگوید که انسانها نیاز عمیقی به "تعلق" دارند. ما میترسیم که اگر در بحرانها و درگیریها نقشی نداشته باشیم، "بیاهمیت" تلقی شویم. ما خودمان را در دسترس قرار میدهیم، دوشمان را برای بارکشیِ مشکلات دیگران خم میکنیم و گوشهایمان را برای شنیدنِ شایعات تیز میکنیم تا حس کنیم "هستیم". اما نتیجه چیست؟
فرسودگی ذهنی: انرژی شما صرف جنگهایی میشود که مال شما نیست و ممکن است منجر به خستگی مزمن شود.
ابزار شدن: دیگران یاد میگیرند که شما "پتانسیل" سواری دادن یا دوشیده شدن (استفاده ابزاری) را دارید.
در حکمتهای کهن (برگرفته از حکمت ۱ نهجالبلاغه)، مفهومی وجود دارد به نام استراتژی "شتر دو ساله" (ابنلبون). شتر دو ساله ویژگی حیرتانگیزی دارد:
پشتی ندارد که سواری دهد: هنوز آنقدر قوی نیست که بتوان از او بار کشید.
پستانی ندارد که دوشیده شود: منبع تغذیهای برای دیگران نیست.
در نگاه اول، شاید این وضعیت "ناکارآمد" به نظر برسد. اما در زمانِ "فتنه" (آشوب، بازیهای سیاسی، درگیریهای مبهم)، این بزرگترین نقطه قوت است. وقتی شما نه سواری میدهید و نه سودی برای دوشیدن دارید، "بازیسازان" شما را رها میکنند.
این یعنی آزادی. این یعنی شما نادیده گرفته میشوید، اما نه به معنای طرد شدن؛ بلکه به معنای "در امان ماندن". شما از رادارِ کسانی که به دنبال قربانی یا سرباز میگردند، محو میشوید.
چطور این استراتژی را همین امروز در محیط کار یا زندگی پیاده کنیم؟ چطور بدون اینکه منزوی شویم، غیرقابل نفوذ باشیم؟
وقتی در محیطی پر از تنش و گروکشی قرار میگیرید: نظر ندهید، فقط مشاهده کنید (پشت برای سواری ندادن) و اطلاعات شخصی ندهید (پستان برای دوشیده شدن نداشتن). جذاب نباشید! در زمان آشوب، جذابیت یعنی دعوت به دردسر. معمولی باشید تا از رادار خارج شوید. این روش شباهتهایی به تکنیکهای رفتار درمانی دارد.
شتر دو ساله فرار نمیکند، او "حضور دارد" اما "کاراییِ مورد انتظار دیگران" را ندارد. وقتی از شما میخواهند طرف کسی را بگیرید، بگویید: "من هنوز ابعاد موضوع را کامل نمیدانم، ترجیح میدهم فعلاً شنونده باشم." این جمله شما را هوشمند نشان میدهد و در عین حال راه سوءاستفاده را میبندد. این بخشی از مهارت مدیریت روابط اجتماعی است.
حالا که انرژیتان صرف دعواهای بیهوده نمیشود، با آن چه میکنید؟ اینجاست که دردِ "نادیده گرفته شدن" به قدرتِ "تمرکز" تبدیل میشود. زمانی که دیگران درگیر حواشی هستند، شما روی مهارتها و سلامت روان و اهداف بلندمدت خود کار کنید.
جامعه به ما یاد داده که همیشه باید "وسط میدان" باشیم. اما انتخابِ اینکه "من بازیچه نخواهم شد"، بالاترین سطح از عزت نفس و هوش هیجانی است. وقتی شما این استراتژی را پیش میگیرید:
اعتبار (Authority) کسب میکنید: آدمها به طور ناخودآگاه به کسی که نمیتوانند کنترلش کنند، احترام میگذارند.
قابل اعتماد (Trustworthy) میشوید: چون اهل خاله زنک بازی و توطئه نیستید، افراد برای مشاوره واقعی به سراغ شما میآیند.
بیایید از امروز، هرگاه حس کردیم فضا غبارآلود است، لباس "شتر دو ساله" را بپوشیم. بگذاریم دیگران فکر کنند ما به کارشان نمیآییم؛ در حالی که ما مشغول ساختنِ آیندهای هستیم که آنها حتی خوابش را هم نمیبینند.
یک سوال برای تفکر: در کدام بخش از زندگیتان (کار، رابطه عاطفی، فامیل) احساس میکنید در حال سواری دادن هستید؟