این پست برای مادران آینده است.
من یه روانشناس کودکم. غالبا، بزرگترین مشکلم با مادرها اینه که یا زیادی هستند و یا اصلا نیستند. حالا چرا مادر؟ چون هنوز دیدگاههای کلاسیک روانشناسی، منبع دلبستگی رو مادر میدونند و حتی دیدگاههای جدید هم نتونستند نقد چندانی بهش وارد کنند.
شاید واسهتون سوال پیش اومده باشه که دلبستگی چیه؟ توضیح علمی و مفصلش رو میذارم برای کتابهای تخصصی روانشناسی و اینجا به ذکر همین نکته بسنده میکنم که، دلبستگی عبارت است از ایجاد حس امنیت برای کودک ( نوجوان و بزرگسال در ادامه) از حضور همیشگی منبع امنیت (برای شروع مادر) و پیش بینی پذیر بودن اون منبع. یعنی چی؟ یعنی کودک باید بدونه مادر همیشه واسهش هست و رفتارهای قابل پیش بینیه. حالا گاهی مواقع پیش میاد که مادر، زیادی "هست" یا، زیادی "نیست". اکثرا مادرهایی که زیادی هستند یا زیادی نیستند، فرزندشون رو به سمت کلینیکهای روانشناسی سوق میدن. نه اینکه خودشون بخوان، نه. این بچهها هستند که با نشون دادن علائمی، مادر رو مجاب میکنه که دستشو بگیره و ببره پیش یه روانشناس کودک. اکثرا کودکانی که با نشونههایی مثل شب ادراری، ناخن جویدن، وسواس، ترسهای مقطعی، لجبازی و مشکلاتی از این دست میان پیش ما، از حضور زیادی مادر یا نبود زیادی مادر رنج میبرن. این حضور و عدم حضور، صرفا فیزیکی هم نیست و خیلی مواقع میتونی روانی باشه.
حالا این مقدمات رو چیدم که به چی برسم؟ اول این پست گفتم که این مطلب برای مادران آیندهس. اگر شما الان مادری و کودکت این نشانهها رو داره، این پست خیلی نمیتونه بهت کمک کنه، چون قراره یه سری راه حل کلی رو آموزش بده و شما برای مشکل کودکت باید، با کودکت به مثابه شرایط خودش سنجش و رفتار بشه. اما اگر قصد داری یه روزی مادر بشی و یا در شرف مادر شدن هستی، این پست میتونه بهت کمک کنه.
چجوری یه مادر به اندازه کافی باشیم؟
من سعی دارم در حد سواد و تجربه خودم، چند راه حل ساده برای مادر به اندازه کافی بودن رو بیان کنم.
1- باشید: فرزند شما نیاز داره همیشه حضورتون رو حس کنه، مخصوصا در سنین پایین تر. نیاز داره بدونه مادر نزدیکشه، مواظبشه و حواسش بهش هست.تا حد امکان خیلی از فرزند زیر سه سالتون از نظر فیزیکی دور نشید.
2- نباشید: فرزند شما نیاز داره بعضی کارها رو به تنهایی امتحان کنه، حتی اگر قرار بشه درش شکست بخوره، مخصوصا در سنین بالاتر. تا حد امکان خیلی تو دست و پای فرزند بالای پنج سالتون نباشید، ولی همیشه از دور هواشو داشته باشید.
تبصره: یه آشپز خوب، صد در صد حواسش به غذاش نیست، ولی دقیقا میدونه که کی باید مواد اولیه رو اضافه کنه، کی باید ادویه و ... رو به غذاش اضافه کنه. والدگری از این جهت شبیه به آشپزیه. شما قرار نیست صد در صد حواستون معطوف به کودکتون باشه، اما باید حواستون باشه که کی و چه جوری بهش نزدیک یا ازش دور بشید.
3- پیش بینی پذیر باشید: فرض کنید شما کارمند یه اداره مهم هستید. روز اول کاریتون دیر میرسید سر کار. رئیستون 10 درصد از حقوق اون ماه رو ازتون کم میکنه. روز دوم هم دیر میرسید؛ اما اون روز رئیستون چون حالش خیلی خوبه، نهار رو هم بهتون پاداش میده. این دوگانگی چه حسی بهتون میده؟
والدگری هم به همین شکله. برای رفتار یکسان کودک، همیشه واکنش یکسان داشته باشید و واکنشتون رو به حال عمومی خودتون تقلیل ندید.
یعنی اگر قراره فرزندتون برای کاری شماتت بشه، همیشه باید شماتت بشه. اگر قراره برای کاری تشویق بشه، همیشه باید تشویق بشه.
4- وقت با کیفیت: این مورد بیشتر برای مادران شاغل کاربرد داره اما شما حتی اگر مادر خانه دار هستید هم بهتره این مورد رو مد نظر قرار بدید. یه بازهی زمانی رو در روز (حدقل 20 دقیقه و حداکثر 2 ساعت) به کودکتون اختصاص بدید. فقط و فقط کودک. اتفاقا شاید در اون بازهی زمانی برای شما کار دیگهای پیش بیاد، ولی حضور شما کنار کودکتون و پشت گوش انداختن هر کاری به جز فرزندتون، حس مهم بودن رو درش تقویت میکنه.
این مطلب در صورت استقبال خوانندگان آپدیت میشه