برای یک نفر در پستی کامنت دادم که دیدم شاید این محتوا جالب باشه به عنوان یک پست مجزا:
شاید باید از تلاش و در واقع تقلا کردن دست برداری یه چندتا نصف عمیق بکشی و به خودت و دور ورت نگاه کنی و ببینی کجایی و داری چیکار میکنی ... شاید داری در جهت اشتباه تلاش و تقلا میکنی و طبیعتا هرچقدر هم جلو بری یا به ظاهر موفق باشی بازم خوشحال نیستی... ظاهرا این لحظه احتمالا احساس پیشرفت یا موفقیت هم نمیکنی پس به یکباره همه چیز بی معنی و بیخود میشه... تموم تلاش ها...
باید بگی دختر خوب بودن یعنی چی... شاید تو باید یه جور دیگه خوب باشی نه جوری که بابا مامان و اطرافیانت خوب را تعریف کردن...
شاید باید کار دیگه بکنی... شاید باید رشته دیگه ای بخونی و شاید ممکنی اصلا نباید درس بخونی... نمیدونم... تنها چیزی که برداشت میشه کرد شاید اشتباه کنم اینه که در مسیر اشتباهی در حال تلاش و تقلا کردنی ... مسیر درست هرکسی فرق میکنه و مخصوص خودشه ... من بعد ۱۴ سال تخصص تو یک رشته ( با وجود علاقه خیلی زیاد به اون رشته ) متوجه شدم مسیر کسب درآمد من یه چیز دیگس... اصلا من تلاش بیهوده میکردم برای اینکه از مسیر قبلی یا تخصص قبلیم میخواستم کسب درآمد کنم... اصلا من جون میدادم برا یه کار دیگه ... ولی خبر نداشتم...
این فقط یک مثال بود برای اینکه متوجه بشی درستای تو با درستای بقیه فرق میکنند و از هرکسی هم مشورت بگیری (جز متخصص مشورت دادن) بر اساس درستای خودش برات نسخه میپیچه
اهداف موقتی و زودگذر هستند... و بعد از رسیدن بهشون یه چند دقیقه خوشحالی و بعد هدف بعدی ... و تا هدف بعدی باز در سختی هستی برای تجربه چند دقیقه خوشحالی و باز این سناریو تکرار میشه تا بمیری
پس بجای اهداف ارزش هاتو پیدا کن.. ارزش ها هدف نیستند... فقط یک جهتند ... تموم نمیشند و تا زمانی در مسیر ارزش هات حرکت کنی فرقی نمیکنه چه اندازه... حالت خوبه
و کتاب انسان در جستجوی معنا دکتر ویکتور فرانکل را هم بخون و اتفاقاتی که بر اون افتاد تا یک نظریه روانشناسی جدید خلق بشه به اسم لوگو تراپی یا معنی درمانی... دیدتو باز میکنه... ببخشید اگر راه حل نخواستی و راه حل دادم