ویرگول
ورودثبت نام
مهدی حکیم
مهدی حکیممدرس و مبتکر مهندسی فکر و ذهن هوشمند، نویسنده بیش از 40 عنوان کتاب در زمینه رشد فردی، رشد ذهنی و مهندسی فکر، مربی و کوچ ذهن هوشمند و اجرای دور‌ه‌های ذهن هوشمند به سه زبان
مهدی حکیم
مهدی حکیم
خواندن ۲ دقیقه·۳ ماه پیش

رمزگشایی از نیاز و ورود به سرزمین‌های پنهان ذهن

ذهن انسان سرزمینی است پنهان، ناشناخته و پر از لایه‌هایی که فقط در صورت عبور از نیازها و نشانه‌ها آشکار می‌شوند.
نیاز، در ظاهر یک خواستۀ ساده است، اما در عمق، دروازه‌ای است به باطن ذهن. از نیاز پلی بزن به عمق ذهنت و ذهنت را رمزگشایی کن. آنچه «نیاز» می‌نامی، در واقع پیامی‌ست که ذهن از پشت پرده‌ها برایت می‌فرستد؛ پیامی که اگر آن را بخوانی، به سرزمین‌هایی قدم می‌گذاری که تا امروز از چشمت پنهان مانده‌اند.

نیاز و احساس، دو ابزار رمزگشایی‌اند؛ کافی‌ست آن‌ها را جدی بگیری.
وقتی نیازت، ترست یا هیجانت را باز می‌کنی و لایه‌به‌لایه معنا می‌کنی، سرزمین‌های جدید ذهنی رو به رویت باز می‌شود. سرزمین عجایب در انتظار توست، به شرطی که یاد بگیری پرده‌های حائل را تشخیص بدهی و کنار بزنی.
این پرده‌ها همان برداشت‌های غلط، تصویرهای تحمیل‌شده، نقش‌هایی که پذیرفته‌ای و عادت‌هایی هستند که سال‌هاست تو را در سطح نگاه داشته‌اند.

بگذار نیاز تو را نکِشد، تو نیاز را هدایت کن.
نگذار نیازت تو را تعریف کند؛ بلکه تو نیازت را تعریف کن.
بسیاری از انسان‌ها وقتی با یک نیاز روبه‌رو می‌شوند، همان را تبدیل به هویت خود می‌کنند: «من آدمی هستم که باید تأیید بگیرم»، «من آدمی هستم که باید دوست داشته بشوم»، «من بدون توجه نمی‌توانم زندگی کنم.»
اما حقیقت این است که نیاز تو، هویت تو نیست؛ بلکه وسیله‌ای برای کشف هویت واقعی توست.

نیاز اگر درست فهمیده نشود، توجهت را از خودت منحرف می‌کند.
اما اگر آن را درست بخوانی، به‌جای اینکه چشم تو را ببندد، چراغ راه می‌شود.
پس توجهت را مدیریت کن؛ اجازه نده نیروی توجهت قربانی سطح نیاز شود. نیاز را به ابزاری تبدیل کن برای رمزگشایی از قلب و ذهنت. هر نیازی یک پیام است و هر پیام یک نشانه دارد.

وقتی نشانه‌ها را می‌بینی، متوجه می‌شوی که بسیاری از ارتباط‌ها فقط توهم اتصال بودند.
ارتباط‌هایی که برای پر کردن خلأ شکل گرفته‌اند، نه برای رشد.
پس ارتباط‌های توهمی را قطع کن و اتصال حقیقی را کشف کن؛ اتصال به حقیقت درونت، به ریشه‌هایت، به نوری که پشت تمام احساس‌ها ایستاده است.

برای اینکه مسیر پنهان را ببینی، باید زبان نشانه‌ها را فرا بگیری.
نشانه‌ها همان تکرارها، الگوها، کشش‌های بی‌دلیل، و حتی اشتباهات ثابت‌اند.
وقتی زبان این نشانه‌ها را یاد بگیری، انگار نقشه‌ای در دست داری که دیگران آن را نمی‌بینند.
ذهن همیشه با تو حرف می‌زند، اما اگر زبانش را ندانی، پیام را گم می‌کنی.

و در نهایت، برای پرواز باید سبک شوی.
نه با اضافه‌کردن، بلکه با کم‌کردن.
برای پرواز اول باید پیله‌هایی را که خودت دور خودت بافته‌ای بشکافی. این پیله‌ها همان ترس‌ها، برداشت‌های غلط، عادت‌های دفاعی و نقش‌هایی‌اند که در طول سال‌ها به دور خود پیچیده‌ای.
وقتی این پیله‌ها می‌افتند، تو تبدیل نمی‌شوی—آزاد می‌شوی.
چون ماهیت تو از ابتدا آماده پرواز بوده است؛ تنها چیزی که مانع بوده، همین لایه‌های خودساخته بوده‌اند.

رمزگشایی ذهن یعنی بازگشت به خویشتن.
یعنی عبور از سطح نیاز، ورود به عمق هویت، و شکافتن پیله‌هایی که تو را از خودت دور نگه داشته‌اند.
وقتی این مسیر را طی می‌کنی، تازه متوجه می‌شوی که ذهن تو چقدر پهناور است و چه سرزمین‌هایی سال‌ها منتظر کشف شده‌اند.

ذهن
۱
۰
مهدی حکیم
مهدی حکیم
مدرس و مبتکر مهندسی فکر و ذهن هوشمند، نویسنده بیش از 40 عنوان کتاب در زمینه رشد فردی، رشد ذهنی و مهندسی فکر، مربی و کوچ ذهن هوشمند و اجرای دور‌ه‌های ذهن هوشمند به سه زبان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید