مدیران یا تصمیم‌گیران برونگرا/Extrovert

به عنوان یک برونگرا (در واقع یک درونگرایی که به جبر روزگار برونگرا شده) باید مد نظر داشته باشم:

برونگرایی و سطح انرژیم رو کنترل کنم تا نظر همکاران رو بشنوم، و نظرات رو (هرچقدر هم از نظر من دور) براشون اهمیت قائل بشم.

برونگرایی مدیر اما می‌تونه دردسر ساز بشه، چون اجازه نمیده نظرات زیر دستان شنیده بشه و درونگراها رو یه جورایی خیلی سازمان ن/یافته له می‌کنه.