تو مطلب قبلی با عنوان «مدیریت محصول چیست یا کی باید چیکار کنه؟» نوشته بودم که؛
مدیریت محصول، مجموعهای از عملیات بههم پیوستهست که در تمام طول حیات چرخه محصول وظیفه هدایت اونرو به عهده داره.
و البته توضیح مختصری هم داده بودم که این تعریف به تنهایی نمیتونه وظایف یک مدیر محصول خوب رو پوشش بده و هر مدیر محصولی باید یه سری مهارتها و دانشهای جانبی رو مسلط باشه که بتونه موفقیت خودش رو تو این حوزه افزایش بده.
تو این مطلب تصمیم گرفتم براساس چند مقالهای که خوندم {و البته تجربیات خودم} بیست قابلیتی که به نظرم برای هر مدیر محصولی لازم هست رو مرور کنم. البته خوشحال میشم که بعد از خوندن این متن اگه مورد دیگهای به ذهنتون رسید و من بهش اشاره نکرده بودم رو از طریق کامنت، یا تلگرام بهم اطلاع بدید تا این لیست رو بهروز نگه داریم.
#مدیرمحصول، مشتری رو میشناسه؛ برای نیازهای مشتریان بالقوه احترام میگذاره و به خوبی میتونه این نیازسنجی رو برای کسبوکار، تیم طراحی و تجربه کاربری و البته تیم توسعه محصول بازگو کنه. تلاش نمیکنه که قابلیتهای خاصی از محصول رو دیکته کنه و به جای اون چگونگی رفع مشکل رو به عهده بقیه اعضای تیم میگذاره.
یه #مدیر_محصول، میتونه ارتباط خوبی با رسانهها داشته باشه و داستانهای پیدایش محصول رو به اونها شرح بده. جوری که همه مجذوب اون داستانها بشن. این خیلی مهمتر و بهتر از اونه که بخواد مدام از قابلیتها و جزییات فنی محصول صحبت کنه.
مفاهیم #بازاریابی رو درک میکنه و میدونه که لزوما قیمت پایین برای یه محصول منجر به فروش بیشتر اون نمیشه. گاهی باید قیمتها رو متناسب با نیاز مشتری تصویب کنه، اگر اون بخش کم هزینه یا رایگان محصول بتونه نیاز استفادهکنندگان رو به خوبی برطرف کنه اونوقت میتونه اونها رو برای خرید قابلیتهای جدید یا تغییر ساختار و پرداخت قیمتهای بالاتر مجاب کنه و خب طبیعتا اونها هم از این موضوع استقبال میکنند.
دانش خوبی از مفاهیم تجربه کاربری محصول داره اما از این دانش برای دخالت تو امور تیم مربوط به این کار استفاده نمیکنه؛ بلکه برای همدلی و به عنوان یک زبان مشترک از این دانش بهره میگیره.
مدیر محصولها عموما به عنوان یک رهبر ارکستر عمل میکنند، هدفشون هماهنگ کردن بقیه اعضای تیم هست، نه اینکه خودشون آستین بالا بزنند و برن مشغول کار اجرایی بشن.
محصولات رقبا رو به خوبی میشناسند و مدام در حال پیگیری اخبار مربوط به موفقیتها و شکستهای اونها هستند.
مدیران محصول، مدام در حال تهیه گزارشاتی هستند که پیشرفت کارشون رو به مدیران بالاتر و اعضای تیم منتقل کنند. اینطوری مدیران ارشد سازمان از وضعیت روند کار بیشتر مطلع میشن، اعضای تیم هم از جزییات موفقیت در کارها و برنامههاشون.
نقشه راه محصول رو همیشه پیش چشم خودشون دارند و تمام کارها رو بر اون اساس تنظیم میکنند.
قبل از اجرایی شدن هر ایده، تمامی جوانب اون رو بررسی میکنند و با اولویتبندی و تطابق اون با اهداف کسبوکار و محصول در موردش تصمیمگیری میکنند.
همیشه با آغوش باز آماده شنیدن حرفهای اعضای تیم هستند. برای اونها وقت آزاد دارند. عصبی نیستند و تنش رو از محیط اطراف تیم دور میکنند.
مستقیما با مشتریان در ارتباط هستند و این فرهنگ رو در تیم خودشون نهادینه میکنند. هر شکایت و نارضایتی را از طرف مشتریان تا اعلام نتیجه نهایی اون به مشتری پیگیری میکنند. قابلیتهای جدید رو براساس درخواستها و شکایات کاربران در اولویت قرار میدن.
تیم فروش رو رهبری میکنند. تصویر بزرگتری از محصول رو میبینند و اون تصویر رو به تمامی اعضای تیم منتقل میکنند.
مشتریانی رو که همگی از یک قابلیت خاص محصول استفاده میکنند پیدا میکنند، مستقیم با اونها گفتوگو میکنند و نظرت اونها رو با اعضای تیم به اشتراک میگذارند.
نظرات مثبت مشتریان رو هم مانند نظرات منفی به تیم منتقل میکنند تا روحیه تیم رو تقویت کنند.
مستندات محصول، فیلمهای آموزشی، مصاحبهها و تیزرهای معرفی محصول را به صورت مداوم تهیه میکنند و از پیشرفتهای تکنولوژی آگاهند.
از اشتباه کردن نمیترسند، بلگه از اشتباهتشان درس میگیرند و نتیجه درس آموختههای خودشون رو در اختیار دیگران قرار میدن.
با در نظر گرفتن تمام جوانب تصمیمگیری میکنند و بعد مسولیت تصمیمات خودشون رو میپذیرند.
توانایی رهبری، توسعه سریع و چابک، همکاری تیمی و تشخیص نیازمندی مشتریان رو دارند.
همیشه دنبال برنده بودن هستند اما از باختهایی که به پیشرفت خودشون و تیمشون کمک کنه هراسی ندارند.
شجاع و قوی هستند.
بازهم خواهش میکنم اگه موردی به ذهنتون رسید که اینجا ثبت نشده بود، بهم اطلاع بدید که این لیست رو بهروز نگه داریم و مورد استفاده بقیه هم باشه.