mohsen esmaeili
خواندن ۴ دقیقه·۳ ماه پیش

The Science of Empathy

در سال‌های اخیر، همدلی به‌عنوان قدرت نرم در روابط انسانی مورد توجه قرار گرفته است. در کتاب «پارادوکس قدرت» اثر دَچر کِلتنر (Dacher Keltner) – که بیش از دو دهه درباره نفوذ قدرت در گروه‌های انسانی پژوهش کرده – اشاره می‌شود که قدرت در حال تغییر شکل است و از حالت سنتیِ ماکیاولی (که هرکس زور بیشتری داشت، قدرت بیشتری داشت) فاصله می‌گیرد. در واقع، قدرت در اختیار افرادی قرار می‌گیرد که توان همدلی بالاتری دارند و بدین‌ترتیب، رئیس یا رهبر گروه می‌شوند. به این پدیده، «قدرت نرم» گفته می‌شود.

تناقض در قدرت نرم
تناقض جالب اینجاست که تحقیقات نشان داده، انسان‌ها وقتی به قدرت می‌رسند، به هر شکلی که باشد، توان همدلی‌شان را از دست می‌دهند و درکشان از رنج و درد دیگران پایین می‌آید. آن‌ها بیشتر درگیر روایت شخصی خودشان می‌شوند و بیان زندگی و تجارب شخصی برایشان لذت‌بخش‌تر از درک سایرین است. هرچه فرد بیشتر در قدرت بالا می‌رود، شکنندگی و مشکلات را صرفاً به ذات افراد نسبت می‌دهد و کمتر عوامل محیطی یا فقر و فشار محیطی را در نظر می‌گیرد.

اما بریم سراغ دیدگاه علم در مورد همدلی :
همدلی در حیوانات

این موضوع حتی در حیوانات نیز دیده می‌شود. در یک آزمایش، دو موش در قفسی قرار گرفتند؛ یکی از موش‌ها در محفظه‌ای گیر افتاد و پژوهشگران می‌خواستند عکس‌العمل موش دیگر را بسنجند. اگر موش آزاد، پیش‌تر مدت زیادی را با موش گرفتار گذرانده بود (با او آشنا بود)، سریعاً می‌رفت و قفل محفظه را باز می‌کرد. اما اگر آشنایی قبلی وجود نداشت، معمولاً هیچ کمکی نمی‌کرد.

نوروساینس و همدلی
نوروساینتیست‌ها با بررسی نقشه مغزی افراد در هنگام تجربه همدلی دریافتند که بخش خاصی از مغز به نام «اینسولای قدامی» (Anterior Insula) فعال می‌شود. این فرآیند گاهی به‌صورت «بالا به پایین» (Top-Down) است؛ یعنی فرد با تفکر و ارزیابی (Appraisal) تصمیم می‌گیرد که آیا شخصی شایسته همدلی است یا نه. گاهی نیز این فرآیند به شکل «پایین به بالا» (Bottom-Up) و خودکار رخ می‌دهد؛ برای مثال، وقتی صحنه دلخراشی می‌بینیم، به‌طور ناخودآگاه مورمورمان می‌شود و از درون احساس درد می‌کنیم.

در آزمایش‌هایی که بر افراد سایکوپت انجام شده است، پژوهشگران دریافتند فرآیند خودکار همدلی در این افراد دچار نقص است. اما اگر آگاهانه به آن‌ها بگویند با دیگری همدردی کنند، به همان اندازه‌ی افراد سالم، در نواحی مربوط به همدلی مغزشان فعالیت نشان می‌دهند. به بیان دیگر، از نظر عقلی مشکلی ندارند؛ بلکه تفسیر و بازتعریفشان از فرد مقابل موجب می‌شود او را «ناشایست همدلی» بدانند (مانند دیدگاهی که یک عضو داعش ممکن است درباره یک «کافر» داشته باشد).

توهم همدلی
جالب است بدانیم گاهی ما دچار نوعی «توهم همدلی» می‌شویم و احساسات واقعی دیگران را به‌درستی درک نمی‌کنیم. در آزمایشی، به افراد توصیه شد با کسی که ناراحت است صحبت کنند و هم‌زمان از گفت‌وگو فیلم بگیرند. سپس آن فرد باید حین مرور فیلم، حدس‌هایش را درباره احساسات طرف مقابل، مکتوب می‌کرد و پس از مشاهده فیلم، از خودِ شخص مقابل می‌پرسید که آیا واقعاً همان احساسی را داشته یا خیر. این روش به شناسایی خطاهای ادراکی ما در درک احساسات دیگران کمک می‌کند.

راهکارهایی برای تقویت همدلی
۱. برچسب نزدن
به‌جای استفاده از برچسب‌های تحقیرآمیز (مانند «معتاد=انگل جامعه») باید توجه داشت که فرد معتاد یک بیمار است و نیاز به همدلی و درک دارد. به همین ترتیب، نباید افرادی را که دچار اختلالات روحی یا روانی هستند، تنها با برچسب‌هایی نظیر «ضداجتماعی» یا «دوقطبی» از دایره همدلی خود خارج کنیم.

۲. پرهیز از کلیشه‌های جنسیتی
در زنان، گاهی با گفتن جملاتی مثل «شما مادر هستید، پس درک می‌کنید»، ممکن است الگوی همدلی فعال شود، اما در مردان چنین جمله‌ای کارکرد مشابهی ندارد. در پژوهش‌ها نشان داده شده وقتی به مردان القا می‌شود که نقش تصمیم‌گیرنده دارند، طرحواره همدلی در آن‌ها فعال می‌شود.

۳. گسترش حلقه خودی
تلاش کنیم دیگران را داخل دایره خودی ببینیم. مثلاً این‌گونه بگوییم: «آن فرد سیاه‌پوست هم انسان است»، یا «حیوانات هم جزیی از ما هستند». اگر حلقه خود را بزرگ‌تر کنیم، می‌توانیم فارغ از مرزبندی‌هایی مانند مذهبی و غیرمذهبی، قومی و نژادی و ... احساس همدلی بیشتری داشته باشیم.

۴. ارتباط لمسی (تاچ)
طبق تحقیقاتی که در دانشگاه برکلی انجام شده است، تماس فیزیکی (مانند گرفتن دست فرد هنگام درد دل، نوازش کردن و در آغوش کشیدن) در انتقال احساس بسیار مؤثرتر از بیان کلامی است. در مورد کودکان هم دیده شده کودکانی که بیشتر بغل می‌شوند یا تماس فیزیکی با والدین دارند، سلامت روانی بهتری را تجربه می‌کنند. در موش‌ها نیز ثابت شده موش مادر که فرزندش را بیشتر لیس می‌زند یا بغل می‌کند، فرزندی با میزان استرس کمتر و سیستم ایمنی قوی‌تر پرورش می‌دهد. لمس و بغل کردن، بخش اوربیتوفرونتال کورتکس مغز را فعال می‌کند و این بخش به سیستم پاداش (Reward) و همدلی متصل است. علاوه بر این، تماس فیزیکی منجر به ترشح هورمون اکسی‌توسین می‌شود که سبب احساس سلامت روانی بالاتر و پیوند عاطفی قوی‌تر می‌گردد.

این‌ها تنها بخشی از راهکارهایی است که پژوهشگران برای تقویت همدلی پیشنهاد می‌دهند. در مجموع، با گسترش دایره همدلی و پرهیز از برچسب‌زدن و همچنین استفاده از تماس فیزیکی در موقعیت‌های مناسب، می‌توانیم همدلی عمیق‌تری را در خود و دیگران ایجاد کنیم.

Junior learner...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید