محمد مهدی قاضی طباطبایی·۶ روز پیش39 روز جنگ؛ روزهایی که بیشتر دلِ هم را فهمیدیمامروز که این متن را مینویسم، فکر میکنم بالاخره ویرگول دوباره در دسترس قرار گرفته است. حالا دیگر 39 روز از آغاز جنگ گذشته؛ 39 روزی که…
زهره نایبیدردنیای تخیلات من·۲ ماه پیشپیمان آینه|فصل۲|قسمت۱۰مرزی میان دو اتاق شکسته میشود؛ چیزی بیش از تصویر عبور میکند...
زهره نایبیدردنیای تخیلات من·۲ ماه پیشپیمان آینه|فصل۲|قسمت۹باز هم آن روزهای لعنتی از راه رسیدند تا وجود او را ذرهذره بمکند و اکسیر مرگ را در رگهایش جاری کنند. مگر...
سارا حیدریان·۲ ماه پیشدردیست در این سینه که همزاد جهان استمرغ شب خوان که با دلم می خواند رفت و این آشیانه خالی ماند آهوان گم شدند در شب دشت آه از آن رفتگان بی برگشت ... استاد هوشنگ ابتهاج (سایه)
علیرضا آزاد·۲ ماه پیشدوباره به دنیا اومدممن بعد از رفتن به تراپیست انگار دوباره متولد شدم و الان یک نوزاد ۶ ماهه هستم. درحالی که ۲۴ سالمه و بنظرم قبل تراپی اصلا زندگی نمیکردم.
فرزاد ناصحیدرروانشناسان·۲ ماه پیش«کششِ همدلانه»«کششِ همدلانه» — کار در مرزهای دفاعی (برای رواندرمانگران)مخاطب: رواندرمانگران و متخصصان سلامت روانسناریو کوتاهمراجعی سالهاست در «طبقات ف…
زهره نایبیدردنیای تخیلات من·۲ ماه پیشپیمان آینه|فصل۲|قسمت۴نُوآ هر روز منتظر آن لرزش آشنا در آینه بود. امروز، با رقصی بیقاعده روبرو شد. شادی نابی که تمام قواعد زندگی منظمش را به چالش میکشید.
Shaghayegh Azamiدرفرهنگ و اندیشه·۲ ماه پیشدربارهی زنی که شبیه خیلی از ماهاستاز اینجایی که من وایسادم تا جنون اون شخصیت داستانی در کتاب «بیپناه» چقدر فاصلهست؟ چقدر مونده که من به اون نقطه برسم؟از اینجا و این تاریخی…
زهره نایبیدردنیای تخیلات من·۲ ماه پیشپیمان آینه|فصل۲|قسمت۳یک ماه است پسری در آینهی لیا زندگی میکند؛ ترس فروکش کرده و جایش را به حضوری آشنا داده… بیآنکه بداند دیده میشود.