ویرگول
ورودثبت نام
ø 𝐍𝕀ℍ𝕀𝕃𝕀𝕊𝐓 ø
ø 𝐍𝕀ℍ𝕀𝕃𝕀𝕊𝐓 ø‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...ــــــــــهیچــــــــــ...
ø 𝐍𝕀ℍ𝕀𝕃𝕀𝕊𝐓 ø
ø 𝐍𝕀ℍ𝕀𝕃𝕀𝕊𝐓 ø
خواندن ۱ دقیقه·۲۵ روز پیش

شعر لو رفتهٔ زاکانی برای دوست‌دخترش پگاه!

مبارک است نظر بر تو بامداد پگاه

چه نیکبخت کسی کش به روی توست نگاه

زهی طراوت رخ، چشم بد ز روی تو دور

زهی حلاوت لب، لااله‌الاالله

خطاب سرو به قد تو: خادمُ و عَبید

حدیث گل بر روی تو: عَبدُه و فداه

به زلف پرشکنت رشتهٔ امید دراز

ز سروناز قدت دست آرزو کوتاه

کرشمه می‌کنی و عقل می‌شود حیران

به راه می‌روی و خلق می‌روند از راه

خوشا که زلف تو گیرم به خواب خوش هرشب

خوشا که روی تو بینم به کام دل هر ماه

به پیش قاضی عشاق در قضیهٔ عشق

عبید را رخ زرد است و اشگ سرخ گواه

پی‌نوشت، پانوشت، پانویس، پی‌نویس، پرت‌نویس و زین قبیل:

کاستی‌های خوانش و تفسیر و معنا رو بر بی‌سوادی من ببخشید. گاهی بعد از خوندن اشعار و انتشار اون‌ها متوجه بعضی خطاها و کمبودها در هر بخش می‌شم، مثل عدم اشاره به ایهام زیبایی که جناب عبید، در ارتباط بین بلندی قد یار و کوتاهی دست آرزو بیان کردن، اما توقع هست که مخاطب هم خودش به صورت فعال، در امر شنیدن و تفسیر حضور داشته باشه. به هر حال، هر کسی زاویه‌دید خودش رو به جهان و جزئیاتش، از جمله هنر و از جمله شعر داره. پس این پست‌ها(فرسته‌ها) صرفاً نگاه من به این اشعار، و اون هم یک نگاه سرسری و بی‌تحقیق به این اشعار هست. دیگه عرضی نیست. پس نیاز به طول کلام هم نیست! شاد و نمکین همچون زیتون‌پروده باشید🫒

پگاه(☝🏻)، وقتی اعصاب نداره!

[ چطوری ویرگول؟! نمی‌خوای یه دستی به سر و روت بکشی؟ پول‌مول نداری؟ درکت می‌کنم. امان از تورّم! ]

شعرشعرخوانیعبید زاکانی
۳
۴
ø 𝐍𝕀ℍ𝕀𝕃𝕀𝕊𝐓 ø
ø 𝐍𝕀ℍ𝕀𝕃𝕀𝕊𝐓 ø
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...ــــــــــهیچــــــــــ...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید