ویرگول
ورودثبت نام
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانیمدیر و موسس تیم مشاوره رشد غزال. به کسب‌وکارها کمک میکنم رشدی پایدار، ارگانیک و تکرار شونده را تجربه کنند.
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانی
خواندن ۴ دقیقه·۱۴ روز پیش

چرا مدیران موفق قبل از بحران، ایربگ میبندن؟

آیا تا به حال فکر کرده‌اید چرا با وجود پیشرفت‌های خیره‌کننده ایمنی در خودروها، هنوز هم تصادفات رخ می‌دهد؟ ما نمی‌توانیم جلوی راننده دیگری که بی‌احتیاطی می‌کند را بگیریم. نمی‌توانیم جلوی یخ زدن جاده یا لیز خوردن لاستیک را بگیریم. اما می‌توانیم کاری کنیم که وقتی این تصادف رخ داد، سرمان به شیشه‌ی جلو نخورد.

آن چیزی که جان ما را نجات می‌دهد، «بالشتک هوا» (Airbag) است.

در دنیای پرآشوب کسب‌وکار، بحران‌ها مثل تصادفات رانندگی هستند؛ غیرقابل پیش‌بینی، ناگهانی و گاهی اجتناب‌ناپذیر. اما تفاوت مدیران موفق با بقیه در این است که آن‌ها قبل از وقوع بحران، برای سازمانشان «بالشتک هوا» طراحی کرده‌اند.

این مفهوم را «تفکر اثر بالشتک هوا» (The Airbag Effect) می‌نامیم.


تفکر اثر بالشتک هوا چیست؟

تفکر اثر بالشتک هوا یک ذهنیت مدیریتی است که بر «آمادگی پیش‌دستانه» و «ایمن‌سازی سیستم» تمرکز دارد. در حالی که بسیاری از مدیران تلاش می‌کنند بحران‌ها را پیش‌بینی کنند (که کار بسیار دشواری است)، مدیر دارای تفکر بالشتک هوا می‌گوید: «نمی‌دانم چه بلایی سرمان می‌آید، اما می‌دانم که وقتی آمد، ما نباید نابود شویم.»

این تفکر سه اصل اساسی دارد: ۱. پذیرش آسیب‌پذیری: پذیرش اینکه هیچ سازمانی مصون از حوادث نیست. ۲. ایجاد حاشیه امن (Buffer): داشتن ذخایر اضافی برای روزهای سخت. ۳. تکرار و پشتیبان‌گیری (Redundancy): داشتن راه‌های جایگزین برای زمانی که راه اصلی مسدود شود.


۳ بالشتک هوای حیاتی برای هر کسب‌وکار

هر کسب‌وکاری برای اینکه در بحران غرق نشود، باید سه بالشتک هوا داشته باشد:

۱. بالشتک نقدینگی (Cash Cushion)

پول نقد، اکسیژن کسب‌وکار است. بسیاری از شرکت‌ها نه به خاطر اینکه بد بودند، بلکه به خاطر اینکه «پول نقد» نداشتند در بحران مردند. مدیر با تفکر بالشتک هوا، همیشه ذخیره نقدی برای ۶ تا ۱۲ ماه هزینه‌های جاری کنار می‌گذارد، حتی اگر در زمان آرامش این پول سودی نداشته باشد.

۲. بالشتک انسانی (Talent Buffer)

آیا سازمان شما به یک نفر وابسته است؟ اگر مدیر فروش یا مدیر فنی شما فردا برود، کار متوقف می‌شود؟ بالشتک انسانی یعنی آموزش جانشینان و مستندسازی دانش، طوری که خروج یک فرد، سیستم را فلج نکند.

۳. بالشتک زیرساختی (Infrastructure Buffer)

آیا سرورهای شما فقط در یک دفتر هستند؟ آیا تأمین‌کننده اصلی شما فقط یک کارخانه است؟ بالشتک زیرساختی یعنی داشتن پلن B برای تکنولوژی و تأمین‌کنندگان.


کیس استادی: چرا شرکت‌های اوکراینی در بمباران خاموش نشدند؟

وقتی جنگ در اوکراین آغاز شد، یکی از اولین اهداف حملات روسیه، زیرساخت‌های انرژی و ارتباطی بود. دیتاسنترها (مراکز داده) در کی‌یف و خارکو هدف موشک‌ها قرار گرفتند.

در اینجا دو نوع شرکت وجود داشت: ۱. شرکت‌هایی که فکر می‌کردند «جنگ اتفاق نمی‌افتد» (بدون بالشتک هوا). ۲. شرکت‌هایی که تفکر بالشتک هوا داشتند.

داستان شرکت «فناوری اطلاعات اوکراین» (The IT Sector)

صنعت IT اوکراین قبل از جنگ، یکی از پیشرفته‌ترین‌ها در اروپا بود. بسیاری از مدیران این شرکت‌ها، سال‌ها قبل از جنگ، با یک پارادوکس روبرو بودند: داشتن سرورهای اضافی در کشورهای دیگر هزینه دارد و سود را کاهش می‌دهد. اما آن‌ها با تفکر بالشتک هوا، این هزینه را پذیرفتند.

اقدامات پیش‌دستانه (بستن بالشتک هوا):

  • توزیع جغرافیایی داده‌ها: آن‌ها اطلاعات مشتریان را فقط در سرورهای کی‌اف نگه نگذاشتند. آن‌ها از سیستم‌های ابری (Cloud) و سرورهای تکراری در کشورهای امن مثل لهستان، آلمان و سوئیس استفاده کردند.

  • تکرار ارتباطات: آن‌ها خطوط اینترنت ماهواره‌ای (مانند استارلینک) را قبل از جنگ آزمایش و خریداری کرده بودند، چون می‌دانستند کابل‌های اینترنت زمینی در جنگ اولین چیزی هستند که قطع می‌شوند.

لحظه تصادف (شروع جنگ): وقتی موشک‌ها به دیتاسنترهای کی‌یف خورد و برق شهر قطع شد، شرکت‌هایی که بالشتک هوا نداشتند، در عرض چند ساعت از دسترس خارج شدند، اطلاعات مشتریان‌شان نابود شد و آن‌ها ورشکست شدند.

اما شرکت‌هایی که بالشتک هوا بسته بودند، چه اتفاقی برایشان افتاد؟ سیستم‌های آن‌ها به صورت خودکار (Auto-failover) به سرورهای اروپا سوئیچ کرد. مشتریان در نیویورک و لندن حتی متوجه نشدند که در اوکراین جنگ است. آن‌ها به کار خود ادامه دادند.

جنگ برای آن‌ها یک «تصادف» سخت بود، اما چون «کمربند ایمنی» و «بالشتک هوا» بسته بودند، جان سالم به در بردند. آن‌ها هزینه اضافی سال‌های قبل را به عنوان «بیمه عمر» پرداخته بودند و حالا نتیجه آن را می‌دیدند.


چگونه تفکر بالشتک هوا را در سازمان پیاده کنیم؟

شما لازم نیست منتظر جنگ باشید تا بالشتک هوا ببندید. همین امروز سه سوال را از خود بپرسید:

۱. اگر فردا اینترنت شرکت برای ۴۸ ساعت قطع شود، چه می‌کنیم؟ (اگر پاسخ ندارید، ایربگ ارتباطی ندارید).

۲. اگر بزرگترین مشتری ما قرارداد را فسخ کرد، آیا نقدینگی برای ۳ ماه آینده را داریم؟ (اگر نه، ایربگ مالی ندارید).

۳. اگر مدیر کلیدی ما فردا استعفا داد، آیا کسی هست که فردا جای او را بگیرد؟ (اگر نه، ایربگ انسانی ندارید).

جمع بندی کنم...

تفکر بالشتک هوا شاید در زمان آرامش، هزینه‌بر و غیرمنطقی به نظر برسد. چرا باید پول خرج چیزی کنیم که هنوز اتفاق نیفتاده است؟ اما مدیران هوشمند می‌دانند که هزینه‌ی «نداشتن بالشتک هوا» در زمان بحران، «مرگ» است.

امروز بالشتک هوا بخرید تا فردا بتوانید با اطمینان رانندگی کنید. ایمنی، یک هزینه نیست؛ یک سرمایه‌گذاری برای بقا است.

ایربگمدیریت بحرانبحران
۱
۰
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانی
مدیر و موسس تیم مشاوره رشد غزال. به کسب‌وکارها کمک میکنم رشدی پایدار، ارگانیک و تکرار شونده را تجربه کنند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید