ویرگول
ورودثبت نام
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانیمدیر و موسس تیم مشاوره رشد غزال. به کسب‌وکارها کمک میکنم رشدی پایدار، ارگانیک و تکرار شونده را تجربه کنند.
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانی
خواندن ۴ دقیقه·۱۳ روز پیش

چرا در مدیریت بحران باید در «لبه» بایستیم؟

در بوم‌شناسی، پدیده‌ای جادویی به نام «اثر لبه» (The Edge Effect) وجود دارد. دانشمندان متوجه شده‌اند که جایی که دو اکوسیستم متفاوت به هم می‌رسند (مثلاً جایی که جنگل انبوه به دشت باز می‌رسد)، تنوع زیستی و حیات بیشتری نسبت به خود جنگل یا دشت وجود دارد. در آن مرز، گیاهان و حیوانات جدیدی ظهور می‌کنند که در هیچ‌کدام از آن دو محیط به تنهایی وجود نداشتند.

چرا؟ چون آن‌ها از منابع هر دو دنیا استفاده می‌کنند.

در دنیای کسب‌وکار هم دقیقاً همین‌طور است. در شرایط عادی، شرکت‌ها در مرکز صنعت خود راحت هستند. اما در بحران، مرکز امن نیست. نوآوری و بقای واقعی در «لبه‌ها» اتفاق می‌افتد.

مدیرانی که «تفکر اثر لبه» (The Edge Mindset) دارند، کسانی هستند که جرأت دارند از محیط امن خود خارج شوند و در مرزهای بین صنایع، تکنولوژی‌ها و فرهنگ‌ها بازی کنند. آن‌ها می‌دانند که راه حل بحران، احتمالاً در جایی است که تا حالا هیچ‌کس به آن نگاه نکرده است.


تفکر اثر لبه چیست؟

تفکر اثر لبه یعنی «تلاقی ایده‌ها». این ذهنیت به مدیر می‌گوید که اگر در بحران گیر کرده‌اید، یعنی روش‌های سنتی صنعت شما دیگر جواب نمی‌دهد. شما باید به حاشیه‌ها بروید و ببینید آیا می‌توانید ایده‌ای از یک صنعت کاملاً متفاوت را مشکل خود حل کند؟

در بحران، مدیران معمولی سعی می‌کنند «بهتر» کار کنند (کارهای قبلی را سریع‌تر انجام دهند). اما مدیر با تفکر لبه، سعی می‌کند «متفاوت» کار کند (کاری را انجام دهد که قبلاً انجام نشده).

این تفکر سه اصل دارد:

۱. فراتر از مرزهای صنعت: نگاه نکنید رقبای شما چه می‌کنند؛ ببینید در صنایع دیگر چه خبر است.

۲. ترکیب غیرممکن‌ها: ترکیب دو تکنولوژی یا روش که تا حالا کنار هم نبوده‌اند.

۳. تنوع به جای تخصص: در بحران، تخصص‌گرایی خطرناک است. شما باید چند مهارت از حوزه‌های مختلف داشته باشید.


کیس استادی‌های اوکراین؛ نوآوری در لبه‌های جنگ

جنگ اوکراین یک آزمایشگاه عظیم برای «تفکر اثر لبه» بود. زیرا شرایط آنقدر سخت بود که روش‌های نظامی و سنتی دیگر جواب نمی‌داد. اوکراین‌ها مجبور شدند در لبه‌ها نوآوری کنند.

کیس ۱: لبه بین «تکنولوژی مد» و «جنگ نظامی» (پهپادهای تجاری)

مشکل: ارتش اوکراین نیاز به هواپیماهای بدون سرنشین (پهپاد) برای شناسایی داشت، اما پهپادهای نظامی حرفه‌ای بسیار گران، کمیاب و نیاز به آموزش پیچیده داشتند.

تفکر لبه: مدیران و داوطلبان اوکراینی به جای سفارش پهپاد نظامی، به سراغ بازار تجاری رفتند. آن‌ها از پهپادهای چینی و تجاری (که معمولاً برای عکاسی هوایی یا تفریح استفاده می‌شد) استفاده کردند.

ترکیب جادویی: آن‌ها این پهپادهای ارزان را با نرم‌افزارهای هوش مصنوعی و بمب‌های دست‌ساز ترکیب کردند.

  • نتیجه: آن‌ها یک «ارتش پهپادی» ساختند که ارتش روسیه را غافلگیر کرد. این ترکیب (لبه بین تکنولوژی مد و جنگ) هزینه را از میلیون‌ها دلار به چند هزار دلار رساند و نتیجه‌ای فوق‌العاده داد.

کیس ۲: لبه بین «بازی‌های ویدیویی» و «آموزش نظامی»

مشکل: آموزش سربازان برای استفاده از سیستم‌های موشکی غربی (مثل HIMARS) زمان‌بر بود و نیاز به مدرسه و اسلحه واقعی داشت که در جنگ ممکن نبود.

تفکر لبه: یک شرکت فناوری اوکراینی که قبلاً بازی‌های ویدیویی می‌ساخت، تصمیم گرفت در لبه بین «گیمینگ» و «آموزش نظامی» قدم بگذارد.

ترکیب جادویی: آن‌ها یک شبیه‌ساز (Simulator) واقعیت‌افزوده ساختند که دقیقاً شبیه بازی‌های شوتر اول شخص (Call of Duty) بود، اما با رابط کار سیستم‌های واقعی موشکی.

  • نتیجه: سربازان اوکراینی توانستند در عرض چند روز و با استفاده از تبلت و عینک‌های واقعیت مجازی، نحوه کار با سیستم‌های پیچیده را یاد بگیرند. آن‌ها از سرگرمی (بازی) ابزار مرگبار (آموزش جنگی) ساختند.

کیس ۳: لبه بین «بانکداری سنتی» و «رمزارزها»

مشکل: سیستم بانکی سنتی اوکراین در معرض حملات سایبری و قطع شدن بود و انتقال پول به سربازان در جبهه سخت بود.

تفکر لبه: دولت و بانک‌داران اوکراینی به سراغ دنیای کریپتو و بلاک‌چین رفتند.

ترکیب جادویی: آن‌ها استیبل‌کوین‌ها (ارزهای دیجیتال با ارزش ثابت) را به سیستم کمک‌های مردمی اضافه کردند.

نتیجه: در عرض چند روز، صدها میلیون دلار کمک از سراسر جهان جمع‌آوری شد و بدون نیاز به سیستم بانکی پیچیده، مستقیماً به خرید تجهیزات نظامی رسید. آن‌ها در لبه بین مالی سنتی و مالی غیرمتمرکز، راهی برای بقا پیدا کردند.


چگونه در کسب‌وکارمان از «اثر لبه» استفاده کنیم؟

برای اینکه در بحران بعدی نوآور باشید، این تمرین را انجام دهید:

  • سوال لبه را بپرسید: «اگر قرار بود یک صنعت کاملاً متفاوت (مثلاً صنعت هواپیمایی، یا صنعت بازی) مشکل ما را حل می‌کرد، چه کاری می‌کرد؟»

  • به حاشیه‌ها نگاه کنید: به استارتاپ‌های کوچک، به تکنولوژی‌های جدید و به روش‌های غیرمتعارف نگاه کنید. راه حل شما در کتاب‌های مدیریت قدیمی نیست.

  • ترکیب کنید: دو ابزار یا روش که تا حالا کنار هم نبوده‌اند را کنار هم بگذارید. مثلاً: «چگونه می‌توانم هوش مصنوعی را با خدمات مشتریان ترکیب کنم؟»


جمع بندی کنیم...

در بحران، مرکز امن نیست. مرکز یعنی تکرار، یعنی رقابت، یعنی خستگی. اما لبه، یعنی تنوع، یعنی فرصت، یعنی حیات.

مدیران موفق کسانی هستند که از پناهگاه امن خود بیرون می‌آیند و در لبه‌های خطر و نوآوری می‌ایستند. آن‌ها می‌دانند که «جادو در مرزها اتفاق می‌افتد.»

تفکر اثر لبه؛ هنرِ خلقِ امکاناتِ غیرممکن.

بحرانمدیریت بحران
۰
۰
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانی
مدیر و موسس تیم مشاوره رشد غزال. به کسب‌وکارها کمک میکنم رشدی پایدار، ارگانیک و تکرار شونده را تجربه کنند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید