ویرگول
ورودثبت نام
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانیمدیر و موسس تیم مشاوره رشد غزال. به کسب‌وکارها کمک میکنم رشدی پایدار، ارگانیک و تکرار شونده را تجربه کنند.
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانی
خواندن ۴ دقیقه·۱ ماه پیش

چرا در بحران باید کاتالیزور باشید، نه مدیر؟

در شیمی، ماده‌ای به نام «کاتالیزور» وجود دارد. ویژگی عجیب این ماده این است که خودش در واکنش شیمیایی تغییر نمی‌کند و مصرف نمی‌شود، اما سرعت واکنش را هزاران برابر می‌کند. بدون کاتالیزور، ممکن است یک واکنش سال‌ها طول بکشد تا اتفاق بیفتد؛ اما با حضور او، در چند ثانیه رخ می‌دهد.

در دنیای مدیریت و بحران، ما دو نوع مدیر داریم: ۱. مدیری که خودش وارد عمل می‌شود، مشکلات را حل می‌کند و خسته می‌شود (مدیر کارگر). ۲. مدیری که شرایط را طوری تغییر می‌دهد که مشکلات سریع‌تر حل شوند (مدیر کاتالیزور).

در بحران‌های سخت مثل جنگ یا ورشکستگی مالی، «زمان» مهم‌ترین دارایی است. مدیرانی که تفکر «اثر کاتالیزور» (The Catalyst Effect) را دارند، برنده می‌شوند. آن‌ها لزوماً قوی‌ترین یا باهوش‌ترین نیستند، اما آن‌ها سریع‌ترین کسانی هستند که موانع را از سر راه برمی‌دارند.


تفکر اثر کاتالیزور چیست؟

تفکر کاتالیزور یعنی تمرکز بر «تسهیل» به جای «انجام». مدیر با این تفکر می‌داند که در بحران، اگر بخواهد همه تصمیمات را خودش بگیرد، تبدیل به گلوگاه می‌شود.

او به جای اینکه بپرسد: «من چطور این مشکل را حل کنم؟» می‌پرسد: «چطور می‌توانم شرایط را طوری آماده کنم که تیم من سریع‌تر این مشکل را حل کند؟»

مدیر کاتالیزور سه کار اصلی انجام می‌دهد: ۱. حذف اصطکاک: قوانین دست‌وپاگیر، جلسات طولانی و بوروکراسی را یک‌شبه حذف می‌کند. ۲. تزریق انرژی: با حضور خود و کلامش، روحیه را بالا می‌برد تا تیم خسته نشود. ۳. اتصال اجزا: افراد و بخش‌های مختلف را که قبلاً با هم حرف نمی‌زدند، به هم وصل می‌کند تا جریان اطلاعات برقرار شود.


کیس استادی: معجزه لجستیک جنگ اوکراین

وقتی جنگ در اوکراین آغاز شد، یکی از بزرگترین چالش‌ها، تأمین دارو، غذا و تجهیزات نظامی برای شهرهای محاصره شده و خط مقدم بود. دولت و ارتش ساختارهای سنگین و پیچیده‌ای داشتند که تصمیم‌گیری در آن‌ها روز‌ها طول می‌کشید.

در این شرایط، گروهی از مدیران بخش خصوصی و داوطلبان با تفکر کاتالیزور وارد میدان شدند. آن‌ها منتظر نماندند تا دولت «سازمانی» تأسیس کند.

سناریوی بحران

نیاز به هزاران کیلو غذا و دارو در شهر ماریوپول که زیر آتش سنگین بود وجود داشت. سیستم دولتی می‌گفت: «ما باید فرآیند مناقصه بگذاریم، قرارداد ببندیم، کامیون‌ها را بیمه کنیم و بعد حرکت کنیم.» (این یعنی مرگ مردم).

تفکر کاتالیزور مدیران داوطلب

مدیران داوطلب (که بسیاری از آن‌ها مدیران شرکت‌های لجستیک بودند) گفتند: «ما فرآیند را حذف می‌کنیم، ما فقط باید جریان را برقرار کنیم.»

اقدامات اجرایی (کاتالیزور در عمل)

۱. حذف بوروکراسی (اصطکاک‌زدایی): آن‌ها هیچ قرارداد کاغذی امضا نکردند. آن‌ها از شبکه‌های اجتماعی (تلگرام و فیس‌بوک) ایجاد کردند. راننده کامیون اعلام آمادگی می‌کرد، فروشنده مواد غذایی اعلام موجودی می‌کرد و داوطلب در مقصد اعلام نیاز می‌کرد. همه چیز در چند دقیقه و با یک پیام متنی هماهنگ می‌شد. مدیر کاتالیزور پلتفرم را فراهم کرد و اجازه داد مردم خودشان را مدیریت کنند.

۲. اتصال منابع به نیازها: مدیر کاتالیزور خودش پشت فرمان کامیون ننشست. او «دستگاه وصل‌کننده» شد. او پول‌های کمک‌های مردمی را که در حساب‌های خارجی بود، به کارت‌های بانکی رانندگان وصل کرد. او پل ارتباطی شد. با این کار، سرعت انتقال کمک‌ها از «هفته‌ها» به «ساعت‌ها» کاهش یافت.

۳. تزریق اعتماد به نفس: وقتی راننده‌ها می‌ترسیدند که به سمت جبهه بروند، این مدیران با حضور در میدان و نشان دادن اینکه مسیر امن است (یا ارزش ریسک کردن دارد)، جرأت حرکت را به آن‌ها تزریق کردند. آن‌ها مثل سوخت به موتور متوقف شده نیروها انرژی دادند.

نتیجه

در حالی که ارتش‌های سنتی با لجستیک سنگین می‌جنگیدند، این شبکه‌های غیررسمی که توسط مدیران کاتالیزور هدایت می‌شدند، صدها تن بار را به شهرهای محاصره شده رساندند. آن‌ها خودشان غذا نمی‌پختند و خودشان رانندگی نکردند؛ آن‌ها «شرایط را فراهم کردند» تا دیگران این کار را انجام دهند. آن‌ها کاتالیزور نجات بودند.


چگونه در کسب‌وکارمان کاتالیزور باشیم؟

برای اینکه در بحران بعدی، مدیر کاتالیزور باشید، این سه تمرین را انجام دهید:

  • قانون «یک امضا» را فعال کنید: در بحران، هر پروژه‌ای که نیاز به تایید بیش از یک نفر دارد، متوقف است. اختیارات کامل را به تیم‌های عملیاتی بدهید. شما فقط نظارت کنید، نه تایید.

  • جلسات را متوقف کنید: جلسات، دشمن سرعت هستند. به جای جلسه، یک پیام صوتی کوتاه بفرستید یا یک تماس گروهی ۵ دقیقه‌ای بگذارید. هدف را بگویید و بگذارید تیم کار کند.

  • از «چگونه» به «چه کسی» تغییر فاز دهید: به جای اینکه بگویید «چطور باید این مشکل را حل کنیم؟»، بگویید «چه کسی بهترین نفر برای حل این مشکل است؟» و سپس موانع سر راه آن فرد را بردارید.

جمع بندی کنیم...

در دنیای پرشتاب امروز، مدیرانی که می‌خواهند همه کارها را خودشان انجام دهند، بازنده‌اند. مدیران برنده، کسانی هستند که مثل یک کاتالیزور، سرعت واکنش سازمان را بالا می‌برند.

آن‌ها شاید در جلوی دوربین دیده نشوند، اما بدون آن‌ها، ماشین کسب‌وکار در گل بحران گیر می‌کند.

شما می‌خواهید راننده باشید یا سوختی که موتور را با قدرت به حرکت درمی‌آورد؟

کاتالیزوربحرانمدیریت بحران
۹
۰
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانی
مدیر و موسس تیم مشاوره رشد غزال. به کسب‌وکارها کمک میکنم رشدی پایدار، ارگانیک و تکرار شونده را تجربه کنند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید