ویرگول
ورودثبت نام
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانیمدیر و موسس تیم مشاوره رشد غزال. به کسب‌وکارها کمک میکنم رشدی پایدار، ارگانیک و تکرار شونده را تجربه کنند.
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانی
خواندن ۴ دقیقه·۷ روز پیش

چرا تفکر سازگاری، مهم‌ترین سلاح مدیران در بحران است؟

تصور کنید کشتی‌ای را هدایت می‌کنید که ناگهان در میان طوفانی سهمگین قرار می‌گیرد. اکثر کاپیتان‌ها اولین واکنششان این است: «صبر کنیم طوفان بخوابد.» اما در دنیای پرشتاب و بی‌رحم کسب‌وکارهای مدرن، صبر کردن یعنی غرق شدن. داستان کسب‌وکارهای اوکراین پس از تهاجم روسیه، درسی تکان‌دهنده برای تمام مدیران جهان است: بقا متعلق به کسانی است که قبل از اینکه طوفان تمام شود، شنا کردن را یاد می‌گیرند.

در این محتوا، من به مفهوم حیاتی «تفکر سازگاری» (Adaptability Thinking) در بحران می‌پردازم و با بررسی کیس‌های واقعی از مدیران موفق اوکراینی، می‌بینیم که چگونه «اقدام فوری» جایگزین «انتظار» شد.

در جلسات مشاوره‌ای که بعد از اتفاقهای دی ماه ۱۴۰۴ داشتم اکثر مدیران حالت دفاعی به خودشون گرفته بودن و یک جمله مشترک داشتن.

مهندس بگذار ببینیم هفته آینده چی میشه!

همین یک جمله و این تفکر کافی هست که این فرصت را از دست بدهند و رقبایی که تفکر سازگاری دارن سهم بازار خوبی بگیرن.

تفکر سازگاری چیست؟

تفکر سازگاری در مدیریت، توانایی تغییر سریع مدل ذهنی، استراتژی و عملیات در پاسخ به تغییرات ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی محیط است. این تفکر سه اصل اساسی دارد:

۱. پذیرش سریع واقعیت: انکار وضعیت، انرژی ذهنی را هدر می‌دهد.

۲. چابکی تصمیم‌گیری: حذف بوروکراسی و واکنش آنی.

۳. تمرکز بر راه‌حل نه مشکل: به جای گریه بر سر خرابی‌ها، تمرکز بر ساختنِ جایگزین‌ها.

کیس استادی: درس‌هایی از خط مقدم کسب‌وکار اوکراین

وقتی جنگ در فوریه ۲۰۲۲ آغاز شد، بسیاری از شرکت‌ها فلج شدند. اما تعدادی از مدیران هوشمند #اوکراینی، با بهره‌گیری از تفکر سازگاری، اسطوره‌های مدیریت بحران شدند. بیایید دو نمونه برجسته را بررسی کنیم.

کیس ۱: «مونوبانک» (Monobank)؛ وقتی اپلیکیشن مهم‌تر از شعبه است

چالش: با شروع جنگ، سیستم بانکی کشور هدف حملات سایبری گسترده قرار گرفت و مردم برای برداشت پول نقد به صف‌های طولانی بانک‌ها هجوم آوردند. ترس و هراس در حال فلج کردن بازار بود.

تفکر سازگاری مدیرعامل: اولگ گورخوفسکی، مدیرعامل مونوبانک، منتظر نماند تا دولت امنیت را تضمین کند یا وضعیت آرام شود. او بلافاصله تفکر خود را از «بانکداری سنتی» به «پلتفرم بقا» تغییر داد.

اقدام فوری و اجرایی:

  • حذف محدودیت‌ها: آن‌ها سقف برداشت وجه نقد را برای مشتریان خود برداشتند تا اعتماد مردم جلب شود.

  • تغییر مأموریت: اپلیکیشن بانک را به یک پلتفرم کمک‌رسانی تبدیل کردند. قابلیتی اضافه شد که کاربران بتوانند در چند ثانیه برای ارتش و نیروهای دفاعی کمک مالی کنند.

  • نتیجه: مونوبانک نه تنها سقوط نکرد، بلکه به محبوب‌ترین برند کشور تبدیل شد. مدیرعامل با دیدن فرصت در دل بحران، بانک را از یک ابزار مالی به یک ابزار ملی برای مقاومت تبدیل کرد.

کیس ۲: «دِریسا» (Drisa)؛ از تولید لباس به تولید تجهیزات جنگی

چالش: یک تولیدکننده لباس و پوشاک در کی‌اف، ناگهان با تقاضای صفر برای لباس‌های مد مواجه شد. فروشگاه‌ها بسته بودند و مردم لباس نمی‌خریدند. شرکت در آستانه ورشکستگی قرار داشت.

تفکر سازگاری مدیرعامل: مدیر این شرکت به جای اینکه کارگران را اخراج کند و درها را ببندد (که واکنش معمول در بحران است)، از خود پرسید: «با همین ماشین‌آلات و همین نیروی کار، الان چه چیزی بیشتر از همه نیاز است؟»

اقدام فوری و اجرایی:

  • پیوت (Pivot) ناگهانی: خط تولید لباس‌های تابستانی بلافاصله متوقف شد. طرح‌های جدید برای تولید «کلاه‌های فلزی»، «لباس‌های گرم نظامی» و «تجهیزات حفاظتی» برای سربازان طراحی شد.

  • استفاده از مواد اولیه موجود: پارچه‌های موجود در انبار که قرار بود لباس شود، به تجهیزات جنگی تبدیل گردید.

  • نتیجه: این شرکت نه تنها زنده ماند، بلکه قراردادهای بزرگ با دولت و وزارت دفاع بست. مدیرعامل با انعطاف‌پذیری ذهنی، تقاضای از دست رفته بازار مد را با تقاضای شدید بازار دفاعی جایگزین کرد.

کیس ۳: قرارداد ۲ میلیارد تومانی خرید تجهیزات در اغتشاشات ایران

چالش: بسیاری از تولید کنندگان و کارخانه های تولیدی بعد از اغتششات ایران در دی ماه ۱۴۰۴ تولید را متوقف کردند.

به بهانه های مختلف و ریسک های مختلف که خیلی از این بهانه ها هم منطقی و واقعی بود.

تفکر سازگاری مدیرکارخانه: یکی از مدیرانی که به عنوان مشاور کسب‌وکار همراهشان هستم از این بحران فرصت شناسایی کرد. خیلی از کارخانه ها مجبور به فروش تجهیزات شدن و ما توانستیم یک خط تولید جدید با قیمت بسیار مناسب و شرایط پرداخت طبق نقدینگی ایشون تهیه و ظرفیت تولید این کارهانه را به دوبرابر برسونیم.

ویژگی‌های مدیرعاملی که «منتظر» نمی‌ماند

مدیران موفق در اوکراین و هر بحران دیگری، ویژگی‌های مشترکی دارند که آن‌ها را از سایرین متمایز می‌کند. اگر می‌خواهید در طوفان‌های کسب‌وکار دوام بیاورید، این صفات را در خود تقویت کنید:

۱. ضد شکنندگی هستن

آن‌ها فقط در برابر شوک مقاوم نیستند؛ بلکه از شوک‌ها برای رشد استفاده می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که بحران‌ها، فرصت‌هایی برای حذف رقبا و تصاحب سهم بازار هستند.

۲. تصمیم‌گیری با اطلاعات ناقص

مدیران معمولی منتظر می‌مانند تا همه اطلاعات روشن شود (که هرگز نمی‌شود). اما مدیران دارای تفکر سازگاری، با ۶۰ درصد اطلاعات تصمیم می‌گیرند و ۴۰ درصد بقیه را با سرعت عمل و اصلاح مسیر جبران می‌نمایند.

۳. همدلی به عنوان استراتژی

آن‌ها می‌دانستند که کارکنانشان ترسیده‌اند. بنابراین به جای فشار برای «بیشتر کار کردن»، روی «امنیت روانی» تمرکز کردند. وقتی کارکنان دیدند مدیر نگران جان آن‌هاست، با تمام وجود برای بقا شرکت تلاش کردند.

آیا شما آماده تغییرات هستید؟

جنگ اوکراین به ما آموخت که در دنیای امروز، هیچ کسب‌وکاری در امان نیست. بحران ممکن است به شکل جنگ، اغتشاشات، تحریم اقتصادی یا تغییر ناگهانی تکنولوژی ظاهر شود.

تفکر سازگاری به ما می‌گوید: شرایط بیرونی را تغییر ندهید، خودتان را تغییر دهید. مدیرعاملی موفق است که وقتی کشتی اش دچار سوراخ می‌شود، منتظر نماند تا آب تخلیه شود یا طوفان فروکش کند؛ او بلافاصله مشتاقانه شروع به تعمیر کشتی و حتی تغییر مسیر می‌کند.

سؤال از شما: آیا مدل ذهنی شما آمادگی «شنا کردن» را دارد، یا هنوز منتظر قایق نجات هستید؟

بحرانمدیریت بحران
۴
۳
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانی
مدیر و موسس تیم مشاوره رشد غزال. به کسب‌وکارها کمک میکنم رشدی پایدار، ارگانیک و تکرار شونده را تجربه کنند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید