ویرگول
ورودثبت نام
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانیمدیر و موسس تیم مشاوره رشد غزال. به کسب‌وکارها کمک میکنم رشدی پایدار، ارگانیک و تکرار شونده را تجربه کنند.
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانی
خواندن ۴ دقیقه·۱۰ روز پیش

در تاریکی بحران، فانوس روشن کن

تصور کنید کشتی‌ای را در میان یک طوفان وحشتناک و شبانه هدایت می‌کنید. امواج به دیواره‌های کشتی می‌کوبند، باد شدید می‌وزد و افق کاملاً تاریک است. در این شرایط، چه چیزی بیشتر از همه به خدمه و مسافران آرامش می‌دهد؟ آیا وجود یک نقشه دقیق؟ (که احتمالاً دیگر کارایی ندارد). آیا وجود یک موتور قدرتمند؟ (که شاید سوختش تمام شده باشد).

نه؛ تنها چیزی که در آن تاریکی مطلق معنا می‌دهد، نوری دور است که از یک فانوس دریایی (لنگرگاه) ساطع می‌شود. آن نور ممکن است کوچک باشد، ممکن است راه را برای همیشه روشن نکند، اما یک پیام دارد: «جهت در این سمت است.»

در دنیای پرآشوب کسب‌وکارهای مدرن، مدیرعاملی که بتواند در اوج بحران، مثل یک لنگرگاه عمل کند، تفاوت بین غرق شدن و رسیدن به ساحل را تعیین می‌کند. این مفهوم را «تفکر اثر لنگرگاه» (The Lighthouse Effect) می‌نامیم.

تفکر اثر لنگرگاه چیست؟

تفکر اثر لنگرگاه یک سبک رهبری است که بر «ثبات درونی»، «شفافیت جهت» و «امید واقع‌بینانه» تمرکز دارد. در این مدل ذهنی، مدیرعامل تلاش نمی‌کند که تمام مشکلات را همین الان حل کند (که غیرممکن است) یا وانمود کند که همه چیز عالی است (که دروغ است).

مدیر دارای تفکر لنگرگاه می‌داند که در بحران، کارکنان دچار «فلج تصمیم‌گیری» می‌شوند زیرا آینده نامعلوم است. وظیفه او این است که با حضور خود، ثبات ایجاد کند و نورِ جهت را نشان دهد. او متغیرهای محیطی را تغییر نمی‌دهد، بلکه ثباتِ درونی را حفظ می‌کند تا دیگران بتوانند با تغییرات کنار بیایند.

۳ اصل طلایی در تفکر لنگرگاه

۱. حضور فیزیکی و نمادین: لنگرگاه نمی‌تواند پنهان باشد. مدیر باید دیده شود. چه در دفتر کار، چه در ویدیوکنفرانس‌ها و چه در خط مقدم. ۲. ارتباط مداوم و صادقانه: سکوت مدیر، بدترین دشمن سازمان در بحران است. لنگرگاه باید پیوسته نور بتابد، حتی اگر خبرها خوب نباشد. ۳. تمرکز بر چرا (Why) نه چگونه (How): در بحران، «چگونه» انجام کارها مبهم است. مدیر باید مدام یادآوری کند که «چرا» این کار مهم است (مأموریت شرکت).


کیس استادی: لنگرگاهی که یک ملت را نجات داد

شاید بهترین و واضح‌ترین مثال از «تفکر اثر لنگرگاه» در سال‌های اخیر، عملکرد ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین در روزهای اول تهاجم روسیه باشد. اگرچه او یک سیاستمدار است، اما الگوی رهبری او دقیقاً برای مدیران کسب‌وکار قابل تحلیل است.

وضعیت بحرانی

صبح روز ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، خبرهای غیررسمی حاکی از آن بود که پایتخت کی‌اف در حال سقوط است و ارتش روسیه در اطراف شهر حلقه زده است. بسیاری از مشاوران و رهبران جهان به زلنسکی پیشنهاد دادند که کشور را ترک کند و یک «دولت در تبعید» تشکیل دهد (این یعنی رها کردن کشتی و فرار با قایق نجات).

تفکر لنگرگاه زلنسکی

زلنسکی می‌توانست میز ریاست جمهوری را ترک کند و از یک مکان امن در لهستان یا لهستان دستور دهد. اما او می‌دانست که اگر او (لنگرگاه) جابجا شود یا ناپدید شود، امید مردم و ارتش نیز ناپدید می‌شود. او درک کرد که «حضورش» مهم‌ترین سلاح اوست.

اقدامات اجرایی (نورافشانی در تاریکی)

۱. پیام ویدیویی در خیابان: در همان روزهای اول، ویدیویی منتشر شد که زلنسکی همراه با تیمش، در خیابان‌های کی‌اف، در برابر ساختمان ریاست جمهوری ایستاده بودند. او نپرداخت و گفت: «ما اینجا هستیم. ما از کی‌اف دفاع می‌کنیم.»

  • تحلیل مدیریتی: این کار، یک پیام قدرتمند به تمام سازمان (کشور) داد: رهبر در خط مقدم است. ترس جای خود را به اعتماد داد.

۲. شفافیت در برابر دروغ: او نگفت «ما پیروز می‌شویم و هیچ آسیبی نمی‌بینیم». او گفت: «وضعیت سخت است، دشمن قوی است، اما ما آزادیم و می‌جنگیم.»

  • تحلیل مدیریتی: صداقت در بحران، اعتماد می‌سازد. وقتی مدیر واقعیت را پنهان نمی‌کند، کارکنان می‌توانند بر اساس واقعیت برنامه‌ریزی کنند.

۳. ارتباط مستقیم با مردم: او با پارلمان‌های اروپایی، با رؤسای جمهور دیگر و حتی مستقیماً با مردم از طریق شبکه‌های اجتماعی صحبت کرد.

  • تحلیل مدیریتی: لنگرگاه باید نور را به همه سمت‌ها بتاباند. ارتباطات نباید قطع شود.

آن «لنگرگاه ثابت» باعث شد که مردم عادی، کارمندان دولت و سربازان به جای فرار، بمانند و بجنگند. اگر زلنسکی فرار می‌کرد، احتمالاً مقاومت اوکراین ظرف چند روز فرو می‌پاشید. او با حضور خود، روحیه را تزریق کرد.


چگونه مدیرعامل می‌تواند لنگرگاه باشد؟

شما لازم نیست رئیس‌جمهور باشید تا از این تفکر استفاده کنید. در بحران‌های سازمانی (مثل بحران مالی، بحران برند یا تغییرات بازار)، می‌توانید اثر لنگرگاه را ایجاد کنید:

  • در زمان اخراج‌ها یا کاهش بودجه: به جای پنهان شدن در اتاق بسته، رو در رو با تیم صحبت کنید. بگویید چرا این کار ضروری است و آینده‌ای که پس از این سختی‌ها منتظر ماست را ترسیم کنید. ناامیدی نکنید، اما واقع‌بین باشید.

  • در زمان شکست محصول: به جای سرزنش تیم‌ها، خودتان جلوی بروید و مسئولیت را بپذیرید. بگویید: «مسیر اشتباه بود، اما ما داریم اصلاح می‌کنیم.» این کار باعث می‌شود تیم از ترس فلج نشود.

  • در زمان عدم قطعیت: اگر نمی‌دانید ماه آینده چه می‌شود، نگویید «نمی‌دانم». بگویید: «مسیر دقیق هنوز مشخص نیست، اما ما به سمت [هدف X] حرکت می‌کنیم و اولویت ما [امنیت شغلی شما] است.»

جمع بندی کنم...

در طوفان‌های کسب‌وکار، کارکنان به یک مدیرِ «همه‌چیزدان» یا «قدرتمند» نیاز ندارند؛ آن‌ها به یک مدیرِ «حاضر» نیاز دارند.

کسی که مثل یک لنگرگاه، موج‌ها را تماشا می‌کند، اما تکان نمی‌خورد. کسی که وقتی همه در تاریکی و سردرگمی هستند، نورِ جهت را روشن نگه می‌دارد و فریاد می‌زند: «اینجا بمانید، مسیر این است.»

این همان تفکری است که از سازمان‌ها در آستانه فروپاشی نجات می‌دهد و آن‌ها به ساحل امن می‌رساند. آیا شما آماده‌اید که لنگرگاه تیم خود باشید؟

در بحرانهای ۱۴۰۴ شما فانوس به دست بودین؟

بحرانمدل ذهنیمدیریت بحران
۱
۰
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانی
مدیر و موسس تیم مشاوره رشد غزال. به کسب‌وکارها کمک میکنم رشدی پایدار، ارگانیک و تکرار شونده را تجربه کنند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید