
تصور کنید در اوج طوفان، رودخانهای را با قایق رد میشوید. ناگهان یک سوراخ کوچک در بدنه قایق ایجاد میشود. آب به آرامی وارد میشود. شما دو انتخاب دارید:
۱. واکنش فوری: فریاد بزنید، پارو را بیندازید و سعی کنید با عصبانیت آب را خالی کنید (تصمیم احساسی و کوتاهمدت).
۲. تفکر استراتژیک: مکث کنید، ببینید آیا میتوانید سوراخ را موقتاً ببندید و مسیر را به سمت ساحل تغییر دهید (تصمیم عقلانی و بلندمدت).
در بحرانهای کسبوکار، فشار برای «اقدام فوری» آنقدر زیاد است که مغز مدیران را فلج میکند. ما میترسیم و سریع تصمیم میگیریم. اما اغلب همین تصمیمات سریع، فاجعهآفرین میشوند.
برای نجات از این دام، یک ابزار ساده اما جادویی وجود دارد به نام «قانون ۱۰-۱۰-۱۰». این قانون به شما کمک میکند تا از تونل تاریک احساسات خارج شوید و به افق نگاه کنید.
این قانون توسط سوزی ولتمن (Suzie Welch) مطرح شده است. وقتی با یک تصمیم سخت در بحران روبرو هستید، قبل از اینکه بگویید «بله» یا «خیر»، از خودتان سه سوال بپرسید:
۱. چگونه در مورد این تصمیم در ۱۰ دقیقه آینده احساس خواهم کرد؟ (احساس آنی) ۲. چگونه در مورد این تصمیم در ۱۰ ماه آینده احساس خواهم کرد؟ (تأثیر میانمدت) ۳. چگونه در مورد این تصمیم در ۱۰ سال آینده احساس خواهم کرد؟ (ارزش و میراث بلندمدت)
این قانون، زاویه دید شما را تغییر میدهد. شما را از «حسِ الان» به «عقلِ آینده» منتقل میکند.
در بحران، مغز ما وارد حالت «جنگ یا گریز» میشود. آمیگدالا (بخش احساسی مغز) کنترل را میگیرد و فقط میخواهد درد فوری را از بین ببرد.
۱۰ دقیقه: مربوط به ترس و اضطراب است. (مثلاً: اگر این کار را نکنم، الان میترسم).
۱۰ ماه: مربوط به منطق و پیامدهای عملیاتی است. (مثلاً: آیا این کار پول ما را نجات میدهد؟).
۱۰ سال: مربوط به ارزشها و هویت ماست. (مثلاً: آیا این کار به اعتبار من لطمه میزند؟).
مدیر موفق کسی است که اجازه ندهد ترسِ ۱۰ دقیقهای، منطقِ ۱۰ ماهه و ارزشِ ۱۰ ساله را نابود کند.
وقتی جنگ در اوکراین آغاز شد، هزاران شرکت با یک تصمیم وحشتناک روبرو بودند: «آیا باید کارکنانمان را اخراج کنیم تا پول نقد حفظ شود؟»
بیایید ببینیم قانون ۱۰-۱۰-۱۰ چگونه به آنها کمک کرد.
جنگ شروع شده، درآمد شرکت به شدت افت کرده است. حساب بانکی در حال خالی شدن است. مدیر مالی میگوید: «باید ۵۰٪ نیرو را اخراج کنیم تا پول برای ۳ ماه دیگر داشته باشیم.»
مدیرعامل هوشمند، به جای پذیرش فوری پیشنهاد مالی، قانون ۱۰-۱۰-۱۰ را روی آن اجرا کرد:
۱. در ۱۰ دقیقه آینده چه احساسی خواهیم داشت؟ اگر الان اخراج کنیم، احساس «رهایی» خواهیم کرد چون فشار مالی کم میشود. اما احساس «گناه» و «ترس» هم خواهیم داشت. تیم ما وحشتزده میشود.
۲. در ۱۰ ماه آینده چه احساسی خواهیم داشت؟ اگر الان نیروهای متخصص را اخراج کنیم، وقتی (یا اگر) جنگ تمام شود و بازار برگردد، ما هیچ کسی را نداریم که کار کند. استخدام و آموزش نیروی جدید ماهها طول میکشد. ما در ۱۰ ماه آینده، از رقبا عقب میافتیم و احتمالاً ورشکست میشویم چون توان تولید نداریم.
۳. در ۱۰ سال آینده چه احساسی خواهیم داشت؟ در ۱۰ سال، به این شرکت به عنوان «جایی که در سختترین زمانها کارکنانش را رها کرد» نگاه میشود. برند ما نابود میشود. هیچ استعداد حرفهایای دیگر جرأت نمیکند با ما کار کند.
با نگاه به ۱۰ ماه و ۱۰ سال، مدیران اوکراینی تصمیم دیگری گرفتند. آنها به جای اخراج، «کاهش حقوق و قراردادهای جدید» را پیشنهاد دادند. آنها با کارکنان صادقانه صحبت کردند و گفتند: «اگر همه با هم ۳۰٪ حقوق کمتر بگیریم، همه میمانیم.»
کارکنان پذیرفتند چون میدانستند مدیر به فکر ۱۰ ماه و ۱۰ سال آینده است، نه فقط نجات خودش. شرکتها نیروهایشان را حفظ کردند و وقتی جنگ آرام شد، آنها اولین کسانی بودند که دوباره کار را شروع کردند و سهم بازار را گرفتند.
دفترچهای کنار دستتان داشته باشید یا در موبالتان یک یادداشت باز کنید. هر بار که با تصمیم سختی روبرو شدید (مثل: اخراج نیرو، کاهش کیفیت، قطع همکاری با شریک، یا تغییر قیمت)، این ۳ سوال را بنویسید.
اگر ۱۰ دقیقه و ۱۰ ماه و ۱۰ سال با هم همسو نیستند، احتمالاً تصمیم اشتباهی است.
اگر ۱۰ دقیقه دردناک است اما ۱۰ ماه و ۱۰ سال عالی هستند، انجامش دهید. (این همان شجاعت است).
اگر ۱۰ دقیقه خوشایند است اما ۱۰ ماه و ۱۰ سال فاجعهبار است، هرگز انجامش ندهید. (این همان تله است).
بحران میخواهد شما را به زانو درآورد و مجبورتان کند تصمیمات کوتاهمدت بگیرید که بعداً پشیمان شوید. قانون ۱۰-۱۰-۱۰ تریپِ نجات شماست. این قانون به شما یادآوری میکند که «زندگی بیشتر از ۱۰ دقیقه است.»
قبل از اینکه امضا کنید، قبل از اینکه بگویید «برو»، مکث کنید. به ۱۰ سال آینده نگاه کنید. آیا آن نسخه از شما، به تصمیم امروز شما افتخار میکند؟
قانون ۱۰-۱۰-۱۰؛ شفافیت در زمانِ تاریکی.