ویرگول
ورودثبت نام
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانیمدیر و موسس تیم مشاوره رشد غزال. به کسب‌وکارها کمک میکنم رشدی پایدار، ارگانیک و تکرار شونده را تجربه کنند.
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانی
خواندن ۴ دقیقه·۴ ماه پیش

چگونه با تفکر استوایی، بحران را مهار کنیم

آیا تا به حال دیده‌اید که در اوج هرج‌ومرج و آشوب، برخی افراد کاملاً آرام و متین باقی می‌مانند؟ آن‌ها نه فریاد می‌زنند، نه وحشت‌زده می‌شوند و نه تصمیمات عجیب و غریب می‌گیرند. آن‌ها مثل کوهی در برابر امواج هستند؛ ثابت، محکم و بی‌حرکت.

آیا این آرامش به خاطر بی‌احساسی بودن آن‌هاست؟ خیر. آیا به خاطر نادیده گرفتن واقعیت است؟ خیر.

این آرامش ناشی از یکی از قدرتمندترین فلسفه‌های تاریخ بشر است: «تفکر استوایی» (Stoic Mindset).

در دنیای کسب‌وکارهای مدرن که هر لحظه ممکن است طوفانی درست شود، مدیرانی که تفکر استوایی دارند، برنده‌های واقعی هستند. آن‌ها یاد گرفته‌اند که نمی‌توانند باد را متوقف کنند، اما می‌توانند بادبان‌های خود را تنظیم کنند.


تفکر استوایی چیست؟

فلسفه استوایی (Stoicism) که حدود ۲۰۰۰ سال پیش در یونان و روم باستان متولد شد، هنرِ شناختن تفاوت بین «چیزهایی که می‌توانیم کنترل کنیم» و «چیزهایی که نمی‌توانیم کنترل کنیم» است.

در بحران، منبع اصلی استرس و اضطراب مدیران، تلاش بیهوده برای کنترل چیزهای غیرقابل کنترل است. مدیر استوایی می‌گوید:

  • من نمی‌توانم جلوی جنگ را بگیرم.

  • من نمی‌توانم جلوی رقیب را بگیرم.

  • من نمی‌توانم جلوی تغییر قوانین را بگیرم.

اما:

  • من می‌توانم واکنش خودم را کنترل کنم.

  • من می‌توانم کیفیت تصمیماتم را کنترل کنم.

  • من می‌توانم صداقت و شجاعتم را کنترل کنم.

شعار استوایی: «رویدادهای بیرونی ما را ناراحت نمی‌کنند؛ بلکه قضاوت و نگرش ما نسبت به آن رویدادهاست که ما را ناراحت می‌کند.»



۳ اصل طلایی برای مدیر استوایی در بحران

۱. تفکیک دایره‌های کنترل (Control the Controllables)

مدیر استوایی تمام تمرکز و انرژی ذهنی خود را صرف چیزهایی می‌کند که در اختیار اوست. او هیچ ثانیه‌ای را صرف نگرانی در مورد وضعیت آب‌وهوا، تصمیم دولت یا حاشیه‌های بازار نمی‌کند. او فقط می‌پرسد: «با منابعی که الان دارم، بهترین کاری که می‌توانم بکنم چیست؟»

۲. پذیرش آمیگدالا (Amor Fati) - عشق به سرنوشت

این به معنای تسلیم شدن نیست، بلکه به معنای پذیرش واقعیت است. مدیر استوایی با واقعیت می‌جنگد. او نمی‌گوید «این نباید اتفاق می‌افتاد»؛ او می‌گوید «این اتفاق افتاده است. حالا چه باید کرد؟». پذیرش، اولین قدم برای حل مشکل است.

۳. تمرین بدنی و ذهنی (Voluntary Discomfort)

مدیران استوایی خودشان را برای روزهای سخت آماده می‌کنند. آن‌ها گاهی عمداً سختی‌هایی را تحمل می‌کنند (مثل بیدار شدن زود، ورزش سخت، یا کاهش راحتی) تا ذهن و جسمشان در بحران فلج نشود.


کیس استادی: آرامش در کی‌یف؛ مدیرانی که در زیر آتش آرام ماندند

وقتی جنگ در اوکراین آغاز شد، شهر کی‌یف هدف موشک‌های سنگین قرار گرفت. بسیاری از مدیران شرکت‌ها وحشتزده شدند، دفاتر را بستند و به کشورهای دیگر فرار کردند. تصمیمات آن‌ها بر اساس ترس و وحشت بود.

اما تعدادی از مدیران اوکراینی، با تفکر استوایی، واکنشی متفاوت نشان دادند.

سناریوی وحشت (بدون تفکر استوایی)

مدیری که تفکر استوایی نداشت، تمام روز را با اخبار بد می‌گذراند، مدام با دیگران تماس می‌گرفت و می‌پرسید: «چه می‌شود؟»، به کارکنانش می‌گفت: «همه چیز تمام شد» و تصمیمات عجیبی مثل اخراج ناگهانی همه یا انتقال پول به حساب‌های شخصی می‌گرفت. نتیجه؟ سازمان او ظرف چند روز فروپاشید.

تفکر استوایی در عمل (مدیران باقی‌مانده)

مدیران استوایی در اوکراین اصول زیر را اجرا کردند:

۱. پذیرش واقعیت بدون قضاوت: آن‌ها صبح روز اول به تیمشان گفتند: «ما در جنگ هستیم. این واقعیت است. نمی‌توانیم جلویش را بگیریم. اما می‌توانیم انتخاب کنیم که چگونه امروز کار کنیم.» آن‌ها زمان را با غصه خوردن هدر ندادند.

۲. تمرکز بر دایره کنترل: آن‌ها نمی‌توانستند جلوی موشک‌ها را بگیرند (خارج از کنترل)، اما می‌توانستند اینترنت دفتر را تضمین کنند (داخل کنترل). می‌توانستند به کارکنانشان پول بدهند تا بتوانند مواد غذایی بخرند (داخل کنترل). تمام انرژی آن‌ها صرف همین موارد شد.

۳. حضور آرام‌بخش: یکی از مدیران بزرگ IT در اوکراین، در حالی که شهر زیر آتش بود، در ویدیوکنفرانس‌های روزانه با آرامش کامل حاضر می‌شد. او لبخند می‌زد، به مشکلات گوش می‌داد و تصمیمات منطقی می‌گرفت. این «آرامش استوایی» به تیمش منتقل شد. کارکنان دیدند که رهبرشان وحشتزده نیست، پس آن‌ها هم آرام شدند و به کار ادامه دادند.

نتیجه

شرکت‌هایی که مدیرانشان تفکر استوایی داشتند، نه تنها زنده ماندند، بلکه در همان شرایط جنگی، محصولات جدیدی را توسعه دادند و سودآور ماندند. آن‌ها ثابت کردند که «آرامش، بزرگترین سلاح در برابر هرج‌ومرج است.»


چگونه تفکر استوایی را در خودمان تقویت کنیم؟

برای اینکه در بحران بعدی مثل یک رهبر استوایی عمل کنید، این تمرینات را انجام دهید:

  • صبح‌ها با واقعیت روبرو شوید: هر روز صبح به خود بگویید: «امروز ممکن است با مشکلات، افراد ناسازگار یا حتی فاجعه روبرو شوم. من آماده‌ام و این مرا به هم نمی‌ریزد.» (این تمرین ذهنی، شما را غافلگیر نمی‌کند).

  • سوال استوایی بپرسید: وقتی مشکلی پیش می‌آید، مکث کنید و بپرسید: «این بخش از مشکل در کنترل من است یا نه؟» اگر نیست، رهایش کنید. اگر هست، اقدام کنید.

  • واکنش را به تأخیر بیندازید: بین محرک (خبر بد) و واکنش (عصبانیت/ترس)، یک فاصله ایجاد کنید. در آن فاصله نفس بکشید و انتخاب کنید که چگونه می‌خواهید واکنش نشان دهید.

جمع بندی کنیم...

در دنیای کسب‌وکار، ما نمی‌توانیم طوفان‌ها را متوقف کنیم. بازارها سقوط می‌کنند، جنگ‌ها در می‌گیرند و رقبای ناگهانی ظهور می‌کنند. اما مدیر استوایی می‌داند که قدرت واقعی در کنترل بیرونی نیست، بلکه در «سلطه بر درون» است.

شما می‌توانید در دل آتش، خنک باشید. شما می‌توانید در میان هرج‌ومرج، نظم باشید. این همان چیزی است که تیم شما، مشتریان شما و تاریخ از شما به یاد خواهد آورد.

تفکر استوایی؛ آرامشِ قدرتمند در طوفانِ بحران.

مدیریت بحران
۲
۰
مجتبی عباسیان اردکانی
مجتبی عباسیان اردکانی
مدیر و موسس تیم مشاوره رشد غزال. به کسب‌وکارها کمک میکنم رشدی پایدار، ارگانیک و تکرار شونده را تجربه کنند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید