اولین حمله ،ایجاد ترس هست.
حتما بارها حمله ی دزدان به بانک را دیده اید
اولین کاری که میکنند داد و بیداد است
میخواهند بگویند ما اینجا رییسیم
بعد به دنبال -رییس-میگردند تا همه ی چیزی که میخواهند را ببرند و رییس باقی بمانند!
دیگران را ترساندند و غارت کردند.
گاهی هم یکی از دزدان همان جا قاطی بقیه می ماند
مظلوم و نالان با دیگران همراهی می کرد
ولی ما که می دانیم
از دزد بودنش چیزی کم نمی کند.
میخواهند روی همه کنترل داشته باشند
سیم های تلفن را میکشند،گوشی ها را بر می دارند
و میخواهند ساکت باشی!
برایشان فرقی نمیکند
دختر بچه ای با مادرش امده باشد یا
پیرزنی برای برداشت ته مانده ی حسابش
همه برای ان ها حکم مزاحم دارند.
دزدی دیگر در حال پر کردن جیبش هستو دیگری در حال بازیگری و آن یکی مراقب دیگران است.
آن طرف تر یک نفر مانده
-نگهبانی- می دهد ،
میخواهد پول هنگفتی بگیرد و برود.
دزدی تمام می شود
حساب خیلی ها دیگر خالی ست
هیچکس پاسخگو نیست.
ما همه گروگانیم
گوشی هایمان را گرفتند
دهانمان را بستند
و حساب هایمان را بیشتر از قبل خالی کردند
حتی اگر -مرده-بودیم.
ما همه محکوم شدیم که -بازیگریم-
همگی میخواستیم فقط زنده بمانیم
فقط بعد از این دزدی ها ،زندگی کنیم!
ته دلمان را هر جور بلد بودند خالی کردند😔
ما بلد نبودیم،خودشان بازیگری کردند
گفتند کافیست ارام باشیم تا دزدی شود
از ابتدا با وعده و وعید،-رهبری-کردند