اگر به قرن بیستم نگاه کنیم، هر نسل چند «آدم بزرگ» به یادگار گذاشت؛ کسانی که نهتنها سیاستمدار یا متفکر بودند، بلکه ستونهایی برای هویت جمعی محسوب میشدند. امروز اما جهان پر از چهره است ولی خالی از قله. قهرمانان رسانهای فراواناند، اما انسانهای بزرگ کمیاب شدهاند. پرسش این است که چرا عصر حاضر، برخلاف گذشته، قادر به پرورش چنین شخصیتهایی نیست؟
یکی از دلایل مهم را باید در نقش خانواده جستوجو کرد. والدین امروز بیش از آنکه راهنما باشند، به خدمتکار بیپایان فرزندان خود تبدیل شدهاند. تربیت جای خود را به سرگرمی داده و خواستههای کودک مقدم بر قواعد و ارزشهاست. فرزند به «مرکز جهان» بدل شده، درحالیکه تجربه رنج، محدودیت و سختی از او دریغ میشود. در چنین شرایطی، ظرفیت ساختن انسانهای سختجان و بزرگ بهتدریج از بین میرود.
عامل دیگر سرعت سرسامآور تکنولوژی و سلطه شبکههای اجتماعی است. ذهنهای بزرگ در سکوت و تعمق شکل میگیرند، اما دنیای امروز فرصت چنین تجربهای را نمیدهد. هر ایدهای باید در چند ثانیه جمع شود و هر سخنی باید در یک کلیپ کوتاه جا بگیرد. انسانها بهجای ساختن میراثی ماندگار، درگیر کسب «لایک لحظهای» شدهاند. وقتی ذهن کوتاهمدت شود، انسان بزرگ هم کوتاهقد میماند.
فرهنگ عمومی و ارزشهای اجتماعی نیز نقش انکارناپذیری دارند. در گذشته، قهرمانان بر مبنای شجاعت، اخلاق یا اندیشه ساخته میشدند. امروز اما معیار اصلی شهرت و مصرف است. به همین دلیل است که از خانواده کندی، با نماد کاریزما و شجاعت و تراژدی، به ترامپ رسیدهایم که محصول نمایش رسانهای و قطبیسازی جامعه است. این دگرگونی فقط تغییر افراد نیست، بلکه نشانه تغییر معیارها و ارزشهاست.
از سوی دیگر، حوصله جمعی ما فرسوده شده است. انسان مدرن کمتر توان خواندن متنهای طولانی یا پیگیری ایدههای عمیق را دارد. کتابهای قطور جای خود را به پستهای کوتاه دادهاند و حافظه جمعی ما شبیه حافظه گوشی شده است: پر از دادههای زودگذر و خالی از معنا. این بحران حوصله و عمق، مانع اصلی شکلگیری اندیشههای بزرگ و در نتیجه شخصیتهای بزرگ است.
اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، میبینیم که دلایل بنیادیتر هم در کار است. نخست اینکه رنج بهعنوان معمار شخصیت، از زندگی بسیاری حذف شده است؛ رفاه و راحتی دائمی جایی برای ساختن انسانهای استوار باقی نمیگذارد. دوم اینکه فردگرایی افراطی باعث شده همه به «من» فکر کنند و کمتر کسی حاضر باشد برای «ما» فداکاری کند. و سوم اینکه تجاریسازی همهچیز، حتی ارزشهای اخلاقی را به کالا تبدیل کرده است. وقتی همه چیز برای فروش است، بزرگی هم خریدنی و کوتاهمدت میشود.
در نهایت باید گفت، جهان امروز پر از انسانهای باهوش، موفق و مشهور است، اما «بزرگی» چیز دیگری است؛ ترکیبی از عمق، ایستادگی، مسئولیت و چشمانداز. عصر حاضر آدم بزرگ تولید نمیکند، چون دیگر حوصله و شرایط ساختن بزرگی را ندارد.