110ـ Pيَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْکُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هٰذَا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَ مَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً أُولٰئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌO. (41/مائده)
110- O, Apostle! Do not grieve for those who are active in [promoting] unfaith, such as those who say," We believe" with their mouths, but whose hearts have no faith, and the Jews who eavesdrop, intending to tell lies [against you] and eavesdrop for other people who do not come to you. They pervert words from their meanings, [and] say," If you are given this, take it, but if you are not given this, beware!" Yet whoever Allah wishes to mislead, you cannot avail him anything against Allah. They are the ones whose hearts Allah did not desire to purify. For them is disgrace in this world, and there is a great punishment for them in the Hereafter. (41)
110ـ اى فرستاده (خدا)! آنها كه در مسير كفر شتاب مىكنند و با زبان مىگويند: «ايمان آورديم» و قلب آنها ايمان نياورده، تو را اندوهگين نسازند! و (همچنين) گروهى از يهوديان كه خوب به سخنان تو گوش مىدهند، تا دستاويزى براى تكذيب تو بيابند؛ آنها جاسوسان گروه ديگرى هستند كه خودشان نزد تو نيامدهاند؛ آنها سخنان را از مفهوم اصليش تحريف مىكنند، و (به يكديگر) مىگويند: «اگر اين (كه ما مىخواهيم) به شما داده شد (و محمد بر طبق خواسته شما داورى كرد،) بپذيريد، و گر نه (از او) دورى كنيد!» (ولى) كسى را كه خدا (بر اثر گناهان پى در پى او) بخواهد مجازات كند، قادر به دفاع از او نيستى؛ آنها كسانى هستند كه خدا نخواسته دلهايشان را پاک كند؛ در دنيا رسوايى، و در آخرت مجازات بزرگى نصيبشان خواهد شد. (مائده / 41).
111ـ لقد أغلق اليهودي حدالزنا والنبي (صلي الله عليه و آله) استصلاح: في السرد مع هذه المحتويات نقرأ من الإمام باقر (ع): امرأة من الأرستقراطية اليهودية خيبر، الذي كان له زوج، مع الرجل الذي لديه زوجة من نبلهم، عمل فعل غير محتشمة. اليهود تنفيذ الحكم من التوراة (الرجم) كانوا منزعجين منهم و كانوا يبحثون عن حل الذي يعفي الاثنين من هذالحكم و في الوقت نفسه علي الالتزام إظهار وصايا الله. لهذا السبب، مجموعة من الشيوخ اليهود في المدينة المنورة ذهبوا إلي خدمة الرسول صلي الله عليه و آله. في هذا الوقت، الحكم ترتيب الحجر هو الاغتصاب اولئك الذين يرتكبون الزنا، تم الكشف عنه؛ لكنهم لم يقبلوا هذا الحكم ـ بحجة أنهم لم يتلقوا مثل هذالمرسوم في دينهم ـ تجاهلوا، قال النبي صلي الله عليه و آله: هذا هو نفس القانون الموجود في التوراة الخاصة بك. هل توافق علي أن أسئل احدكم عن التحكيم و ما رواه في التوراة فقبل؟ قالوا: نعم. قال النبي صلي الله عليه و آله " ابن ثريا، الذي يعيش في فدك، كيف هو العلماني؟ " قالو إنه أكثر دراية بالتوراة من جميع اليهود. لقد تبعوه. عند ما جاء إلي النبي صلي الله عليه و آله، قال له: لقد أرسلت لي إلي الله الذي أرسل التوراة إلي موسي (ع) و ينقسم البحر ليخلصك و عدوك غرق فرعون و في البرية استفاد من نعمة الله أقسم أن أخبرك ما إذا كان الحجر يمطر في مثل هذه الحالة في التوراة لك لقد كشف لك أم لا؟ أجاب: أعطيتني القسم الذي لم أستطع قوله، نعم. هذالجملة تأتي في التوراة. قال النبي صلي الله عليه و آله: لماذا تعصي هذه الجملة؟ أجاب: الحقيقة هي أننا في الماضي أجرينا هذا الحد علي الناس العادين و نحن لم نهتم بالأغنياء والنبلاء. لقد كانت هذه المذبحة شائعة بين الطبقات الأكثر ازدهاراً في مجتمعنا. في هذا الوقت، امر النبي (ص) هذا الرجل والمرأة أمام المسجد رجم.
111- The Jew, closed the punishment of adultery and prophet (PBUH) is reclamation: In line with these contents, we read from Imam Baqir (as): A woman from the Jewish aristocracy, Khybar, who had a husband, with the man that he has a wife from their nobility, the act of immodesty did. Jews who performed judgment according to the Torah (stoning) were upset about them, and they were looking for a solution that would exempt the two from this provision, and at the same time adhere to the divine rules. That’s why a group of Jewish elders in Medina went to the service of the Prophet (PBUH). At this time, the order of the stone is to rape those who commit adultery, it was revealed; But they did not accept this verdict - To the excuse that they do not receive such a decree in their religion - They ignored, the prophet (PBUH) said: This is the same law as in your Torah - Do you agree that I ask one of you for arbitration and whatever he narrated in the Torah, accept? They said: Yes, the Prophet (PBUH) said - Ibn Soraya, who lives in Fadak, how is the erudite? They said that he was more familiar with the Torah than all the Jews. Followed by him, when he came to the prophet (PBUH), he told him: I swear by you to Allah the one who revealed the Torah to Moses and the sea splits to save you and your enemy drowned Pharaoh and in the wilderness, he benefited from the grace of God I swear you to tell us whether commandment of lapidation in such cases, in the Torah has been revealed to you or not? He answered: You gave me an oath, I have to say, yes. Such a commandment comes in the Torah. The Prophet (PBUH) said: Why do you disobey this commandment? He replied: The fact is that we performed this limit in the past about ordinary people, but we did not care about the rich and the nobility, and it was this sin that spread to the prosperous classes of our society. At this time, the Prophet (PBUH) ordered that the man and woman they lashed in front of the mosque.
111ـ یهود، حد زنا را تعطیل کرد و پیامبر (ص) احیا: در روایتی بدین مضمون از امام باقر (ع) میخوانیم: زنی از اشراف یهود خیبر که شوهر داشت، با مرد همسرداری از اشراف آنها، عمل منافی عفت انجام داد. یهودیان از اجرای حکم تورات (سنگ سار کردن) در مورد آنها ناراحت بودند و بدنبال راه حلی میگشتند که آن دو را از این حکم مزبور معاف کنند و در عین حال به پایبندی به احکام الهی تظاهر کنند. به همین جهت، جمعی از بزرگان یهود به خدمت پیامبر (ص) رفتند. در این هنگام، حکم سنگ باران کردن کسانی که مرتکب زنای محصنه میشوند، نازل گردید؛ ولی آنها از پذیرفتن این حکم ـ به عذر اینکه در مذهب آنها چنین حکمی نیامده ـ شانه خالی کردند.
پیامبر (ص) فرمود: «این همان حکمی است که در تورات شما نیز آمده است. آیا موافق اید که یکی از شما را به داوری بطلبم و هر چه او به زبان تورات نقل کرد، بپذیرید؟» گفتند: آری. پیامبر فرمود «ابن صوریا که در فدک زندگی میکند، چگونه عالمی است؟» گفتند او از همه یهود به تورات آشناتر است. به دنبال او فرستادند. هنگامی که نزد پیامبر آمد، به او فرمود: تو را به خداوند یکتائی که تورات را بر موسی (ع) نازل کرد و دریا را برای نجات شما شکافت و دشمن شما فرعون را غرق کرد و در بیابان شما را از مواهب خدا بهرهمند ساخت سوگند میدهم بگو آیا حکم سنگ باران کردن در چنین موردی در تورات برای شما نازل شده است یا نه؟ او در پاسخ گفت: سوگندی بر من دادی که ناچارم بگویم، آری. چنین حکمی در تورات آمده است. پیامبر (ص) فرمود: چرا از اجرای این حکم سر پیچی میکنید؟ او در جواب گفت: حقیقت این است که ما در گذشته این حد را درباره افراد عادی اجرا میکردیم و در مورد ثروتمندان و اشراف خودداری مینمودیم. این بود که این گناه در طبقات مرفه جامعه ما رواج یافت. در این هنگام، پیامبر (ص) دستور داد که آن مرد و زن را در مقابل مسجد سنگسار کنند.
112ـ Pوَ کَيْفَ يُحَکِّمُونَكَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُکْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذٰلِكَ وَ مَا أُولٰئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَO. (43/مائده)
And how should they make you a judge, while with them is the Torah, in which is Allah's judgement? Yet despite that they turn their backs [on Him] and they are not believers. (43)
و چگونه آنها به حكم تو سر فرود آرند در صورتى كه تورات نزد آنها است و حكم خدا در آن است و با اين حال از آن روى مىگردانند؟ (پس چنانچه تو نيز از تورات حكم كنى بدان راضى نشوند) چه آنكه اينان به خدا ايمان ندارند. (43 / مائده).
113ـ Pإِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَ نُورٌ يَحْکُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتَابِ اللَّهِ وَ کَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلاً وَ مَنْ لَمْ يَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولٰئِكَ هُمُ الْکَافِرُونَO. (44/مائده)
We sent down the Torah containing guidance and light. The prophets, who had submitted, judged by it for the Jews, and so did the rabbis and the scribes, as they were charged to preserve the Book of Allah and were witnesses to it. So do not fear the people, but fear Me, and do not sell My signs for a paltry gain. Those who do not judge by what Allah has sent down it is they who are faithless. (44)
ما تورات را فرستاديم كه در آن هدايت و روشنايى است و پيغمبرانى كه تسليم امر خدا هستند بدان كتاب بر يهودان حكم كنند و نيز خداشناسان و علمايى كه مأمور نگهبانى (احكام) كتاب خدا هستند و بر (صدق) آن گواهى دادند. پس هرگز (در اجراى احكام) از كسى نترسيد و از (انتقام) من بترسيد و آيات مرا به بهاى اندک معامله نكنيد، كه هر كس به خلاف آنچه خدا فرستاده حكم كند چنين كس از كافران خواهد بود. (44 / مائده).
114ـ Pوَ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَ آتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ فِيهِ هُدًى وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَO. (46/مائده)
114- And behind those prophets, again we sent Jesus, the son of Mary, who confirmed the correctness of the Torah that was before him, and we gave him the gospel, in which is guidance and light for the hearts. And he has confirmation of the correctness of Torah that was before him, and it is a guide to people and an admonition for the world’s pious. (46)
114ـ و از پى آن رسولان باز عيسى پسر مريم را فرستاديم كه تصديق به درستى توراتى كه پيش او بود داشت و انجيل را نيز به او داديم كه در آن هدايت و روشنى (دلها) است، و تصديق به درستى تورات كه پيش از او بود دارد و راهنمايى خلق و اندرز براى پرهيزكاران عالم است. (46 / مائده).
115ـ Pوَ لْيَحْکُمْ أَهْلُ الْإِنْجِيلِ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِيهِ وَ مَنْ لَمْ يَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَO. (47/مائده)
Let the people of the Evangel judge by what Allah has sent down in it. Those who do not judge by what Allah has sent down it is they who are the transgressors. (47)
و اهل انجيل بايد به آنچه خدا در آن كتاب فرستاد حكم كنند، و هر كس به خلاف آنچه خدا فرستاده حكم كند چنين كس از فاسقان خواهد بود. (47 / مائده).
116ـ Pوَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْکُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهَاجاً وَ لَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَ لٰکِنْ لِيَبْلُوَکُمْ فِي مَا آتَاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَO. (48/مائده)
116- We have sent down to you the Book with the truth, confirming what was before it of the Book, and as a guardian over it. So, judge between them by what Allah has sent down, and do not follow their desires against the truth that has come to you. For each [community] among you, we had appointed a code [of law] and a path, and had Allah wished, He would have made you one community, but [His purposes required] that He should test you in respect to what He has given you. So, take the lead in all good works. To Allah shall be the return of you all, whereat He will inform you concerning that about which you used to differ. (48)
116ـ و اين كتاب [قرآن] را به حق بر تو نازل كرديم، در حالى كه كتب پيشين را تصديق مىكند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛ پس بر طبق احكامى كه خدا نازل كرده، در ميان آنها حكم كن! از هوى و هوسهاى آنان پيروى نكن! و از احكام الهى، روى مگردان! ما براى هر كدام از شما، آيين و طريقه روشنى قرار داديم؛ و اگر خدا مىخواست، همه شما را امت واحدى قرار مىداد؛ ولى خدا مىخواهد شما را در آنچه به شما بخشيده بيازمايد؛ (و استعدادهاى مختلف شما را پرورش دهد). پس در نيكيها بر يكديگر سبقت جوييد! بازگشت همه شما، به سوى خداست؛ سپس از آنچه در آن اختلاف مىكرديد؛ به شما خبر خواهد داد. (48 / مائده).
117ـ Pلَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلاً کُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقاً کَذَّبُوا وَ فَرِيقاً يَقْتُلُونَO. (70/مائده)
117- Certainly, we took a pledge from the Children of Israel, and We sent apostles to them. Whenever an apostle brought them that which was not to their liking, they would impugn a part of them, and apart they would slay. (70)
117ـ ما از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم و پيغمبرانى بر آنها فرستاديم؛ اما هرگاه رسولى آمد كه بر خلاف هواى نفس آنها سخن گفت، گروهى را تكذيب كرده و گروهى را مىكشتند. (70 / مائده).
118ـ Pقُلْ لَا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَ الطَّيِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ کَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَO. (100/مائده)
Say," The good(clean) and the bad(unclean) are never equal, although the abundance of the impurities will amaze you. Avoid God’s opposition, you possessors of wisdom, so may you will be saved! (100)
بگو: «(هيچ گاه) ناپاک و پاک مساوى نيستند؛ هر چند فزونى ناپاكها، تو را به شگفتى اندازد! از (مخالفت) خدا بپرهيزيد اى صاحبان خرد، شايد رستگار شوی». (100 / مائده).
119ـ الغالبية ليس أساس التطهير والصواب: من هذه الآية، هذه القاعدة العامة المستخلصة من الأغلبية، المعيارليس الصدق والاستقامة. هذه النتيجة قد لا تتطاب مع ذوق بعض الناس التي تم السعي إليها نتيجة التلقين والدعاية التي تغذيهم دائماً، هي رغبة الأغلبية كمقياس للخيرمن الشر؛ بقدرما يؤمنون، هذا الحق يعني شيئاً تحبه الأغلبية والشيئ الجيد هو أن الأغلبية تميل إليه؛ بينما هذا ليس هو الحال. تعود العديد من مشاكل العالم إلي طريقة التفكير هذه. نعم، إذا كانت الأغلبية تتمتع بالقيادة الصحيحة و تم الاستمتاع بالتدريب الصحيح و نضجت بكل معني الكلمة ولديها نضج فكري، قد تكون ميولهم مقياساً للخير والشر؛ ليست الأغلبيات غير الموجهة و غير الناضجة. تذكر هذه الآية الجميع أنه لا يوجد معيار جيد وسيئ، ليس الأغلبية والأقلية؛ بل في كل مكان و في كل الوقت، المطهر خير من النجس و اصحاب العقل والفكر لا ينخدعون بالتعددية؛ لكنهم دائماً من التلوث ليبتعدوا عن القذارة، إذا كانت بيئتهم كلها ملوثة، فإنهم يذهبون إلي جانب الطهارة، علي الرغم من أن الجميع في البيئة يعارضون. نقرأ في رواية الامام علي (ع) " يا ايها الناس، في طريق الهداية لقلة اهلها، لا تنزعج.
119- The majority is not the basis of cleansing and correctness: From this verse, this general rule is obtained that the majority, the criterion is not honesty and rightness. This result may not appeal to the taste of some people. What has been strived as a result of indoctrination and propaganda that is always fed to them, is the desire of the majority as a measure of good from evil; As far as they believe, that right means something that the majority likes, and a good thing is that the majority does tend to it; While this is not the case. Many of the world’s troubles are due to this way of thinking. Yes, if the majority has the right leadership and the correct training has been enjoyed, and in every sense, are mature and have intellectual maturity, their inclinations may be a measure of good and bad; Not majorities that are non-guided and non-mature. This verse reminds everyone that in no case criterion good and bad, is not the majority and minority; Rather everywhere and all the time, cleansed is better than unclean and the owners of reason and mind are never deceived by plurality; But they always from pollution to abstain from filth, if all their environment is polluted and they will go to the side of purity, although all people in the environment opposed to it. “We read in a narration of Imam Ali (AS): O people, (of moving) in the way of guidance because of little its people, not to be alarmed. “
119ـ اکثریت ملاک پاکی و درستی نیست: از این آیه این قانون کلی بدست میآید که اکثریت، ملاک پاکی و درستی نیست. این نتیجه شاید با مذاق بعضی از مردم سازگار نباشد که بر اثر تلقینات و تبلیغات کوشش شده همیشه تمایلات اکثریت را به مثابه یک مقیاس سنجش نیک از بد به خورد آنها بدهند؛ تا آنجا که باور کردهاند که حق یعنی چیزی که اکثریت بپسندد و خوب چیزی است که اکثریت به آن مایل باشند؛ در حالی که چنین نیست. بسیاری از گرفتاریهای مردم دنیا، بر اثر همین طرز فکر است. آری، اگر اکثریت از رهبری صحیح و تعلیات درستی بهرهمند شده و به تمام معنی رشید و دارای بلوغ فکری باشد، ممکن است تمایلات او مقیاسی برای سنجش خوب و بد باشد؛ نه اکثریتهای رهبری نشده و غیر رشید. این آیه یادآوری میکند که ملاک خوبی و بدی در هیچ موردی، اکثریت و اقلیت نیست؛ بلکه در همه جا و همه وقت، پاکی بهتر از ناپاکی است و صاحبان عقل و اندیشه هیچگاه فریب کثرت را نمیخورند؛ بلکه همواره از پلیدی دوری میکنند، اگر چه تمام محیط آنها آلوده باشد و به سراغ پاکیها میروند، اگر چه تمام افراد محیط با آن مخالفت ورزند. «در روایتی از امام علی (ع) میخوانیم: ای مردم، (از حرکت) در طریق هدایت به خاطر کمی اهل آن وحشت نکنید.