mohammad·۵ روز پیشدوازده نیمه شبساعت دوازده شب بود. در خیابان نادری اهواز، فقط صدای قدمهای یک مرد به گوش میرسید.مرد در دنیای خودش بود. بر طبق عادت، مسیر همیشه را میپیمو…
hamed-rahmani·۶ روز پیشیوریکواز آنجا که تاریکی لقاح از خیال و حقیقت است و نور شکاف دهنده ی تاریکی است ... تازه امروز این داستان و نوشتم خوش حال می شم بخونید... در یک رو…
هوشنگ فناییان ۰۹۱۱۸۱۱۷۴۰۰·۸ روز پیشنامه ای به عاشقمنامه ای به عاشقم ( شاید از زنی به حبیب خود مثلا گنجشک)نامه ای می دانم که نوشته ای و هر چند هنوز آنرا ندیده و نخوانده ام اما در لابلای صدای…
Gin·۹ روز پیش《دشت پروانهها》درود بر همگی!امیدوارم از این متن نسنجیده و لذت ببرید،بنده پذیرای هر انچه نقد، تحلیل، نظری که دارید هستم. ارادت مند شما گین^^با چشمانم به دن…
محمدرضا عظیمی پور·۱۳ روز پیشفردوسیِ جانشاعر: محمدرضا عظیمی پوربه مناسبت سالروز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسیمحمدرضا عظیمی پوربه نام خداوندِ ایرانِ جانخداوند فردوسی نکته دان
Gin·۱۳ روز پیش《رها کن، جان من برنگرد مرد》درود بر شما، این تکهی دوم متن رها کن هست، منتظر نقد، تحلیل و هرآنچه نظر که دارید هستم، دوستدار شما، گین^^راستش خودم هم از این مرد متنفر شد…
مصطفی رضوی·۲۴ روز پیشآنچه وانمود میکنم، نیستم!آنچه وانمود میکنیم نیستم آقا جان، نیسیتم! مجله خونای قدیمی یادشونه یه راه زندگی داشتیم که منتظر بودیم 15 هر ماه نسخه جدیدش رو بخریم و داستا…
دختر زمستان·۱ ماه پیشداستاندیگر تصمیم گرفته بود برای سلامتی و تناسب اندام هرروز عصر پیاده روی برود و پارک نزدیک خانه را برای این کار انتخاب کرد.روز اول ساعت ۵ عصر روز…
ستاره اسدی·۲ ماه پیشدر جستجوی خوشبختیصبح اولین روز تابستان بود که برای نخستین بار ، قدم در بازار عواطف گذاشتم .آهسته و دقیق ، غرفه ها رو میگذراندم .مرد و زن و پیر و جوان . خرید…