وقتی کسی را دوست می داری!
خواهی دید چقدر سفره دوست داشتنت لبریزِ از خالیست! و الفاظ برای تفسیر دوست داشتنْ ناقابل!
تو می مانی شناور بر زورقِ اشتیاقِ دیدار و تجربه می کنی دمادم، آتشفشانی از عشق!
مگر ترازوی ِ دوست داشتن بر چه مبنا استوار است که هر چه کوشش شود باز کفه ها را نمی توان مساوی نمود!
و این بی مقدار جان، کم می آورد از سپهرْ سپهرْ بارانی از مهر! و دریا دریا موج از شوق! و چنین است رازِ کوچ من از غم پردازی به پروازی ناشی از شادی سرایی!
دل شود بسان لاله، آتشین بنیان و کند حلول در آن، عشقی بی پایان !
معرکه ای راه انداخته این عشق برای خویش! گریبانت گرفته و تا اوج آسمان بالا می بردت و ناگه به تو بال هایی ارزانی می شود تا مَلِک وار دور شوی از هزارتوی غصّه ها!#فرشته
_سنگیان