فرشته سنگیان·۳ روز پیشکیمیادارانسلام بر کیمیا داران! همانان که با خود نور و شادی و کیمیا را به ارمغان می آورند و در دل سیاهی ها می آیند و فریادرس در راه ماندگان می شوند!ای…
فرشته سنگیان·۶ روز پیشبریدن از زندگیهمه ی ما یک جاهایی از زندگی می بریم و توان ادامه را از دست می دهیم مثلا در هنگام مواجهه با مصیبتها و یا در فقدان عزیزان، یا از دلتنگی زیاد،…
فرشته سنگیان·۱۰ روز پیشمناجات شبانهالهی!نیمه شب است و سیاهی ام افزون است ز شب!بر من نور بفرست که سیاهی، سخت آزارم می دهد!روسیاهان در شب، از خجلت بسیار پنهانند و من با هزار ام…
فرشته سنگیان·۱۴ روز پیشگنجه ی اسرارپرندگان پرواز نمی کنند، آنها در رقص دائمند!روزگارشان بر مدار اوج گرفتن می گرددو این هرگز خسته کننده نیست!تعالی گرند و هر روز با عشق و امید…
فرشته سنگیان·۱۴ روز پیشآرزوی وصالچه شیرین است امید داشتن و در آرزوی وصال بودن گرچه خود وصال، منتهای سعادت است و مقصودی عالی به نظر می رسد ولیکن همان راه و مسیر رسیدن و شهام…
فرشته سنگیان·۱۵ روز پیشامان از بیخوابی!امان از بیخوابی!دیشب همین که سر بر بالین گذاشتم خوابم برد! ولی چند لحظه بعد، ناگهان از خواب پریدم!چه کوتاه نافرجامی!جرعه ای آب خوردم و تلا…
فرشته سنگیان·۱۵ روز پیشردای دردپریشان حال بود و سخت غمگین و زار!پنجره ی اتاق را باز نمود و به آسمان پرستاره نگاه کرد.آهی از سویدای دل کشید و با خدایتعالی سخن گفتن آغاز ک…
فرشته سنگیان·۱۶ روز پیشپوچستانز پوچستان تو را راهی به عالم بالاستکه تنها مرکبش عشق است وعشقش را نیز ز پوچی مطلق تو وام گرفته...در این پوچ سرای پیچاپیچ و غرقه در هست نماه…
فرشته سنگیان·۲۱ روز پیشعشق، شهر بی دفاععشق، شهریست که در آن تمام دلدادگان از شوریدگی و شیدایی ناتمام خود سرودها سر می دهند و هر دم، شررها و نورها از سوز دل شان برمی خیزد!در شهر ع…
فرشته سنگیان·۲۲ روز پیشغریبی در جهانمی دانی چرا گفت:«خودغریبی در جهان چون شمس نیست!»؟از آن روی که دیدگان شمس، از هستی نه آن می دید که دیگران می دیدند! و او تنها بود، آنگونه که…