گاه در حین خواندن کتابی ناب، از لطافت اندیشه و بیان نویسنده چنان به وجد می آیی که علت آن را نمی دانی! زیرا از سویی طاقت ادامه و تحمل آنهمه هیجان و شور را نداری و از سویی نیز، تشنگی ات از برای خواندن آن نوشتار و گوارا بودن دریای زلال کلام، تو را سخت غرق در خود نموده است!
و بسیار پیش آمده که در حین خواندن چنان متون فاخری، تو دیگر توجهی به دنیای پیرامونت نداری!
و بدنت در سکون کامل بوده و یا نه جسم و جانت همگی چشم شده اند! گویی صدای نویسنده در کوه وجود تو چنان طنین انداخته که تو دیگر هیچ صدایی را نمی شنوی!
و حلاوت واژه ها، آنقدر کامت را شیرین نموده که نمی دانی ساعتهاست که لبی به طعامی نزده ای و آرام آرام که به خودت می آیی و آب دهانی فرو می بری یادت می افتد که برای لحظاتی نفست را نیز در سینه حبس کرده ای!
شاید با خود فکر کنی که اینها همه از اعجاز قلم است؟
ولی به تدریج با تکرار این حالات و فزون گرفتن شیدایی ات درخواهی یافت که گهگاه، از آسمان معنا نداهایی دل انگیز بر قلب هایی بی پیرایه می رسد و سپس از قلب تا قلم، آن نداها راهی را می پیمایند تا به درمان استسقای تو پردازند! باشد که حال تو به شود در تنگناهای زمانه و سختی های زندگی ات!
و این است راز جاذبه ی آن نوشته ها و یا همان رمز جاودانگی آثار بزرگان اهل معرفت!
و به راستی خواهی دید که در این میانه قلم، تنها نقش واسطه را بازی نموده است و بس!
#فرشته_سنگیان