
درسی از روانشناسی که باید در دنیای مالی آموخت: چرا ما از زیانها دو برابر بیش از سودها میترسیم و این ترس چطور جیبمان را خالی میکند؟
چرا با وجود تمام برنامهریزیها، کتابها و دورههای آموزشی، بسیاری از افراد هرگز نمیتوانند به ثروت پایدار و استقلال مالی برسند؟
اکثر مردم فکر میکنند مشکل در کمبود پول برای شروع یا عدم دانش کافی است، اما حقیقت عمیقتر است: مشکل نه در دنیای بیرون، بلکه در سختافزار مغز ما نهفته است. بزرگترین مانع در برابر ثروت، یک خطای شناختی ریشهدار است که توسط روانشناسان برنده نوبل، دانیل کانمن و آموس تورسکی، مستند شده است: سوگیری زیانگریزی
این سوگیری یک نقص اختیاری نیست؛ بلکه یک مکانیسم بقای تکاملی است که متأسفانه در دنیای پیچیده مالی امروز، به یک قاتل خاموش ثروت تبدیل شده است.
در هسته نظریه چشمانداز آمده است که ما انسانها به از دست دادنها، اهمیتی بهشدت نامتقارن میدهیم.
قانون طلایی سوگیری زیانگریزی:
درد از دست دادن یک مقدار معین پول، تقریباً دو برابر قویتر از لذت به دست آوردن همان مقدار است.
این مکانیسم در گذشته به ما کمک میکرد تا منابع حیاتی را حفظ کنیم. اما امروز، در جایی که برای ثروتمند شدن باید ریسک کرد، این ترس مضاعف از شکست، ما را از اقدام باز میدارد. این سوگیری دقیقاً در سه بزنگاه حیاتی، جلوی رشد مالی شما را میگیرد:
فرد زیانگریز، از ترس از دست دادن کوچکترین بخش از سرمایه اولیه، بهشدت از ریسککردن اجتناب میکند.
تصمیم غلط: به جای سرمایهگذاری در داراییهای با بازده بالا (مانند سهام یا داراییهای کسبوکاری) که نوسان دارند، پول خود را در حسابهای بانکی با سود ناچیز یا اوراق قرضه ایمن نگه میدارند.
زیان واقعی: در بلندمدت، تورم به آرامی اما قطعاً قدرت خرید داراییهای امن شما را از بین میبرد. در واقع، ترس از زیان کوچک و موقتی، در نهایت منجر به زیان بزرگ و قطعی (کاهش ارزش پول) میشود.
این پدیده، یکی از مخربترین رفتارهای آماتور در بازار سهام و سرمایهگذاری است و دقیقاً نتیجه زیانگریزی است:
نتیجه این سوگیری: کوتاه کردن سودها و بلند کردن زیانها. این رفتار دقیقاً برعکس اصول ثروتآفرینی است.
سوگیری زیانگریزی، باعث میشود فرد هرگونه تغییری را، حتی اگر منطقاً به نفع او باشد، رد کند. چرا؟ چون هر تغییر (شروع کسبوکار، تغییر شغل، بازسازی سبد سرمایهگذاری) شامل احتمال زیان موقت (وقت، پول، امنیت) است.
ذهنیت زیانگریز میگوید: «درسته که اینجا پول زیادی درنمیآورم، اما حداقل میدانم چه خبر است.» راحتی و امنیتِ وضع موجود، قاتل بالقوه ثروت شماست.
راهکار علمی: بازنویسی کد مغز برای خلق ثروت
برای غلبه بر این ساختار روانشناختی، باید مغز خود را برای تمرکز بر فرصت و افق زمانی بلندمدت تربیت کنید:
۱. چارچوببندی مجدد: زیان، هزینه آموزش است
به جای فکر کردن به زیانهای احتمالی به عنوان یک فاجعه، آن را به عنوان «هزینه یادگیری» در نظر بگیرید.
اقدام عملی: قبل از هر سرمایهگذاری، یک «حد زیان» منطقی تعیین کنید. اگر قیمت به آن حد رسید، بدون احساسات عمل کنید. با پذیرش این که زیانهای کوچک اجتنابناپذیر هستند، قدرت درد آنها را کاهش میدهید.
۲. استفاده از نسبت ریسک به پاداش
تصمیمات مالی را نه بر اساس «میزان ترس»، بلکه بر اساس «میزان پاداش در مقایسه با ریسک» بگیرید.
سوال کلیدی: اگر این ریسک با موفقیت همراه شود، آیا زندگی مالی من به اندازهای تغییر میکند که ارزش تحمل نوسان را داشته باشد؟
قانون طلایی: همیشه به دنبال فرصتهایی باشید که پاداش بالقوه آنها حداقل سه برابر (یا بیشتر) زیان احتمالی آنها باشد.
۳. تمرین دیدگاه ۱۰ ساله
بزرگترین سلاح در برابر زیانگریزی، زمان است.
خود را یک سرمایهگذار بلندمدت (۵ تا ۱۰ ساله) ببینید، نه یک معاملهگر روزانه.
با این افق زمانی، نوسانات روزانه یا ماهانه که مغز زیانگریز را تحریک میکنند، تبدیل به "نویز" و بخشهای طبیعی از چرخه بازار میشوند. هدف نهایی (آزادی مالی) آنقدر بزرگ میشود که دردهای کوچک موقتی را به حاشیه میراند.
جمعبندی: رهایی از زندان مالی ترس
اشتباه بزرگ شخصیتی شما، ترس از دست دادن چیزی است که هنوز برای خلق آن اقدام نکردهاید.
ثروتاندوزی یک بازی بلندمدت و نیازمند عملگرایی است. برای ثروتمند شدن، باید زیانهای کوچک و موقتی را به عنوان بخشی از هزینههای لازم برای دستیابی به سودهای بزرگ و پایدار بپذیرید.
کنترل را به دست بگیرید؛ اجازه ندهید مکانیسم بقای اجدادیتان، آینده مالی شما را از بین ببرد.
لینک وبینار مرتبط
لینک وبینار مصطفی فردی در ایسمینار :۷ تکنیک عملی برای افزایش درآمد با تغییر عملکرد مغز
مصطفی فردی