تشکر فراوان از آقای جوکارقانواتی
فلسفه وودی آلن

اگر به آثار وودی آلن به طور سطحی نگاه کنیم میبینیم که در آثارش راجع به مقولات بسیار متنوع و شاید بیربط به یکدیگر بحث کرده و بسیاری از مسایل را با زبان کمدی نقد کرده است. او در Bananas نظامهای دیکتاتوری را نقد میکند از طرفی انقلاب مردمی را نیز مسخره نمایش میدهد و در طرفی دیگر مشارکت سیاسی مردم آمریکا و نقش آنها در دموکراسی را پوچ و بیمعنی نشان میدهد. او در جاهای دیگر نیز نسبت مسائل مختلفی مانند عشق، مرگ، خدا، معاد، سازمانهای اجتماعی، مدرنیته و... نیز همین رویه را دنبال میکند. در نگاه اول به نظر میرسد که او نسبت به همه چیز معترض است، راجع به همه چیز اظهار نظر میکند، تابع هیچ اسلوب متعارف در جامعه نیست، در چارچوب هیچ فلسفه خاصی نگنجیده و فقط نظامها، نظریات و فلسفه-های موجود را به چالش کشیده و خود هیچ فلسفهای ندارد. اما با دقت بیشتر در آثار او و مطالعه کتابها، مقالات و مصاحبههای او در مییابیم که نه تنها او در کار خود فلسفه دارد بلکه بر فلسفه خود بسیار تاکید هم میکند.
همانطور که خود وودی آلن میگوید، او مطالعات فلسفه خود را با کییرکگارد شروع کرد و از او بسیار تاثیر پذیرفت. نوشتههای کییرکگارد اشتیاق به اگزیستانسیالیسم را در او شعلهور کرد. او مطالعات خود را ادامه داد و به سراغ سارتر رفت. و پس از آن مجذوب کافکا و کامو شد.
همانطور که از سیر مطالعات و گرایشات فلسفی وودی آلن پیداست، او یک اگزیستانسیالیست ملحد است. او این مطلب را در فیلم «Sleeper» در صحنه انداختن ماشین به ته دره صراحتآً اعلام میکند. او اعتقادی به وجود خدا ندارد. به نظر او ما قادر به درک جهان هستی نبوده و همچنین قادر به درک پدیدهای مانند مرگ نیستیم چون راهی برای تجربه آن نداریم.
پراکندگی در موارد مورد بحث و پرداختن به هر آنچه در جامعه به زندگی انسان مربوط میشود در آثار آلن (که در قبل مطرح شد) ناشی از همین دیدگاه اگزیستانسیالیستی اوست و طرز نگاه او به خدا، معاد و اخلاق در آثارش بیانگر فلسفه الحادی اوست.
در اکثر فیلمهای وودی آلن چند مقوله همیشه مورد بحث قرار میگیرند. این مقولات عبارتند از: خدا، مرگ و نیستی بعد از آن، عشق و روابط اجتماعی.

همانطور که در توضیح اگزیستانسیالیسم گفته شد. در بررسی افرادی که در این چارچوب فلسفی قرار دارند باید احوالات و زندگی شخصی آنها بررسی شود. در غالب آثار وودی آلن ترس از مرگ و نیست شدن بعد از آن بسیار مورد تاکید و تکرار قرار دارد. به گفته خود وودی آلن ذهن او از کودکی درگیر مسئله مرگ و نیست شدن پس از آن بود. این مطلب را در فیلم «Annie Hall» در صحنه کودکی که افسرده شده چون نگران نابودی جهان است نشان میدهد. وودی آلن میگوید که از کودکی ترس فناپذیر بودن و نیست شدن در وجودش بوده است و از این داستان (مرگ) خوشش نمیآید و تنها شلوغ بودن خانوادهاش در کودکی مانع افسردگی او میشود. نگاه او به زندگی بسیار بدبینانه است. آلن میگوید: «ما همه میدانیم که با مرگ نابود میشویم و تفاوت زندگی ما فقط در نحوه نابود کردن زندگیمان است.» این نگرانی از مرگ و نیستی در آثارش موج میزند و مردم عادی که زندگی خود را پیش میبرند این طور نشان داده میشوند که گویا بر این حقیقت تلخ سرپوش گذاشتهاند و هرجا قرار است کسی این مطلب را به آنان گوشزد کند از آن فرار میکنند. اگزیستانسیالیسم انسان را محور میداند و فاصله گرفتن انسان از آنچه واقعا هست زندگیاش را زجرآور میکند. در فلسفه وودی آلن آرامش وقتی حاصل میشود که انسان به خودش برگردد، حتی فارغ از قواعد اخلاقی و دینی. پیامی که در فیلم Whatever Works به مخاطب میدهد.

در ادامه به فیلم مطرح وودی آلن را به طور اجمالی میپردازیم:
Annie hall (۱۹۷۷)، روایتی از ترس:
در Annie Hall که به عنوان یکی از بهترین کارهای وودی آلن از سوی منتقدین شناخته میشود بسیاری از دغدغهها و عقاید او مطرح میشوند. در همان ابتدای فیلم با کودکی روبرو میشویم که ترس از پایان دنیا او را افسرده کرده و مادرش سعی بر سرپوش گذاشتن بر این دغدغه دارد و در نهایت روانشناس با این استدلال بر این مسئله سرپوش میگذارد که چون تا سالهای سال جهان نابود نمیشود پس باید تا میتوانیم از زندگی لذت ببریم. در جایی دیگر از فیلم (صحنه مدرسه) سیستم آموزشی را زیر سوال میبرد که در تلاش برای تربیت انسانهایی است که در خدمت نظام سرمایهداری باشند. در دیالوگهایی که در کتاب فروشی رد و بدل میشود همان دغدغه و ترس همیشگیاش درمورد مرگ و طرز نگاه وودی آلن به زندگی عیان است. از نظر آلن زندگی در هر صورت زجر آور و سراسر بدبختی است. در بخش دیگری از فیلم (پرسش از عابران درمورد زندگیشان) این پیام را به مخاطب میرساند که دانستن ایجاد دغدغه کرده و زندگی را تلخ میکند و برای کسی که نمیداند، زندگی آسانتر است. در این فیلم زندگی مرفهین هالیوودی را پوچ نشان میدهد و به همه سیاستمداران اعتراض میکند. و در آخر فیلم در مورد روابط زن و مرد دیدگاه خود را با بیان لطیفهای بیان میکند و میگوید این روابط غیر منطقی و پوچ است درحالی که همه ما به آن نیاز داریم.
راز موفقیت کمدی وودی آلن چیست؟
وودی آلن به مدت چهل سال در کمدی حضور دارد و همواره به عنوان یک چهره شاخص در کمدی بوده است. راز پر مخاطب بودن آثارش در چیست؟ در ابتدا این موفقیت به فلسفه وودی آلن بر میگردد. در نیم قرن اخیر تمایل به فلسفه اگزیستانسیالیم در جوامع غرب زیاد بوده است، فلسفهای که آلن در آثارش نشان میدهد. از این رو آثار آلن با اقبال خوبی مواجه میشود. نکته دیگر مقولاتی است که آلن در آثارش دستمایه طنز قرار میدهد. آلن جدیترین مسایلی که فکر انسان امروز را به خود مشغول کرده (مانند خدا، مرگ، عشق و فلسفه)، در کمدی هدف خود قرار میدهد و این کار به خندهدارتر شدن و محبوبتر شدن او بسیار کمک میکند و به نوعی کلاس کار او در نظر مخاطب بالاتر میرود. تغییرات زیاد سبک کاری او نیز به موفقیت او کمک میکند و همیشه وودی آلن را در برابر مخاطبین غیر قابل پیشبینی نگه داشته و از تکراری شدنش جلوگیری میکند تا بتواند چهل سال برای مخاطبین جذاب باشد.
تشکر از آقای جوکار
محدرضاتوسلی"MTS"
