در چند سال گذشته مسئولان فوتبال کشور به تقلید از کشورهای همسایه روی به جذب کردن بازیکنان مطرح خارجی آوردند. کشورهای همسایه به عنوان سرمایهگذاری برای آینده ورزش خود و جذب توریست و سرمایهگذار دست به این اقدام زدند. یعنی سایر بخشها هم همگام و متناسب با یکدیگر رشد و توسعه پیدا کردند.
در فوتبال ما سایر امکانات مفهوم خاصی ندارد. در واقع معتقدند همین که بستری برای انجام مسابقات فراهم کردند مردم باید خدا و مسئولین را شاکر باشند. فوتبالیست باید فوتبالیست باشد! توپ را از منجلاب درآورده و همان را با توکل و توسل میتواند به گل تبدیل کند. یعنی غیرت ایرانی به عنوان یک مهارت موروثی باید در وجود ورزشکاران نهادینه باشد تا در صورت لزوم به شکل انفجاری و کامبک نمود پیدا کند. شرح تخصص کارشناسان حوزه غیرت ایرانی همچون استاد جواد خیابانی هم خارج از حوصله است. اگر خواستید خودتان در پایین همین مقاله ارزنده ضمیمه کنید.
ورزشگاه در کشور ما عمدتا به عنوان چراگاه گاو و گوسفند استفاده میشود. گاها با کمی تنزل در بهرهبرداری، برای گردهماییهای بزرگ و خواندن سرودِ سلام و درود هم قابل استفاده است.

بازیکنان با کیفیت نیاز به امکانات سختافزاری مناسب با تواناییهایشان دارند. زمین تمرین و استادیم مناسب برای مسابقه که در کشور ما یافت می نشود.
یعنی این کار موجب شده تا در بهترین حالت اگر بازیکن به دلیل خرابی چمن، تاخیر در پرداخت دستمزد و مصرف نوشیدنیهای حاوی عصاره کشمش در بطریهای لوکس، مسموم و مصدوم نشود، کم و بیش همتا و همپای بازیکن ایرانی مثمر ثمر باشد. یعنی اتلاف سرمایه. اگر هم که مصدوم شد، بخشی از فصل را به وسیله تلویزیون محل اقامت، مسابقات را دنبال کند و دستمزدش را بگیرد.
در فوتبال ما این قبیل تصمیمات فراوان دیده میشود. تصمیماتی که برای بهتر و زیباتر شدن یک بخش گرفته میشود، معمولا بدون در نظر گرفتن سایر جوانب _ صرفا موجب زیان میشوند.
امروز هم پس از سالها کش و قوس بر سر تصویب قانون حق پخش، در فیلتر شورای نگهبان بدلیل مغایرت با قانون اساسی رد شد. قانونی تصویب شد برای استقلال و اقتصادی شدن و رشد فوتبال. همان قانونی که در کشورهای کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه سالهاست که در حال اجراست. اما بدلیل ناهماهنگی با سایر قوانین اجرایی در کشور ما، غیر قابل اجراست. یک دام از بهینهسازی جزئی با صرف کلی هزینه و زمان. یعنی قانونگذاران مجلس قبل از صرف وقت برای تصویب این قانون، خود از ناهمخوانی و ناهمگونی قوانینی که خودشان تصویب کردند بیاطلاع بودند. بخشی از قانون را اصلاح و بهینه کردند، بدون آنکه ارتباطش با سایر قوانین را درنظر بگیرند.