ویرگول
ورودثبت نام
.m.r.p
.m.r.pدو چشم و کنعان
.m.r.p
.m.r.p
خواندن ۲ دقیقه·۲ سال پیش

بیا تا قدر همدیگر بیشتر بدانیم

دوستان اندیشمند و اهل قلمم

سلام ، از اینکه زندگی اینگونه سخت شده و سرعت اسب زمان این گونه تند ، که مدتیست کمتر می تونم توی ویرگول خدمتتون باشم و قسمتی از محبت هاتونو متقابلا پاسخ گو باشم ، متاسفم ، امیدوارم توی زندگی هممون از اون گشایش های واقعی و ریشه ایی پدید بیاد تا ما ها فارغ از این استرس های زندگی و سختی ِ کسب معاش و دوندگی های بی برنده ، حتا بتونیم هر از چندی دورهم بشینیم ( آره ، رودررو ، فیس تو فیس ، چرا تعجب کردین ! )

و نوشته های همدیگه رو بلند بلند بخونیم و گریه کنیم یا بخندیم یا ذوق کنیم و پته همدیگه رو قشنگ ، بی تعارف ، بریزیم رو دایره !!

همسایه ها یکی یکی تق تق تق !

سلام آقاها ، سلام‌ بر شما خانوما ،

ما همسایه دیوار به دیوارتونیم ، می شناسین که می خواستیم خواهش کنیم لطفن یه کم یواش تر ،

دخترک با هیجان :

ما خیال کردیم انقلابی ، خیزشی ، بد حجابی ایی ! چیزی شده ! راستی شما ها اینجا چیکار می کنین ؟

مادره دستشو نیشگون می گیره یعنی بکپ بذار من بگم‌ : اینا دایره چیه وسط ؟ چرا آثارتونو اینطوری ریختین اینجا ؟ اجازه هست ؟ وای ناناز عسلم ببینین نوت بوک شون چه جوریه ورقه ورقه اس ! جالب نیست ! صفحه نمایششون ببین چقدر بزرگه

مامان دکمه ام نداره ؟ خیلی تکنولو لوزی می باشن !

خب حالا جیغ نزن ، تکنولوژی دخترم

منم میخام ، منم از اینا

آقا ببخشین گرونه ؟ اینا رو از کجا گرفتین ؟ گفتین مدلشون چیه ؟

□

تا آن روز یا شب موعود ، امیدوارم لااقل این دریچه های ارتباطی ازمون گرفته نشن ، و بتونیم اونجا هم ، همدیگه رو ببینیم و از حال و روز و نظرات هم باخبر بشیم و دنبال کنیم و باعث خوشحالی و مباهات همدیگه بشیم.

تشریف بیارید

یکی گروه پاره پاره ها ست

صفحه ایی برای انتشار شعر و داستان کوتاه و نقاشی ها و نوشته جات ادبی

در این آدرس :

https://t.me/parehparehha

با این پیشانی نوشت :
" برای عبور از سطحِ لغزنده ی این دنیای پا تا به سر مسلح ، برای نجات از دامِ عنکبوتهای ماتریکس ساز مبتذل ، برای غلبه بر جنگ سالاران و زشتی یاوران و آوارگی پروران و فقر گستران ،
ما پروانه های یتیمِ کتاب و قلم ،
راه دیگری جز عشق به ادبیات و هنر حقیقی
نمی شناسیم.
می شناسیم؟ "

،

و دیگری

کانال " غمنومه های موجود مهبوط "

برا نوشته های سیاسی ، فرهنگیم و

مقالات و لینکهای مفید از سایر نویسنده ها و کانالها

در این آدرس :

https://t.me/mrparishi

با این پیشانی نوشت :

" یه موجود مهبوط بود که به قول " برشت" نیاندیشید و خندید ، پس مبهوت ماند در کار خویش از روزگارِ در پیش ، چون درویشی با چشمای خسته "


🙏

داستان کوتاهتلگرامارتباطکانال تلگرام
۲
۱
.m.r.p
.m.r.p
دو چشم و کنعان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید