ویرگول
ورودثبت نام
موسی
موسی
موسی
موسی
خواندن ۲ دقیقه·۲۱ روز پیش

خروس سید هادی

این دومین نوشته من راجع به یه خروس تو این جهانه، من خروس باز نیستم ولی نمیدونم چرا خروسا توجهم رو جلب میکنن جدیدا.
داستان از این قراره که چند ماه پیش حوالی پائیز بود که تو مسیر پیاده روی توی دهات قوقولی یه خروس توجهم رو جلب کرد. یه نگاه دزدکی به حیاط خونه ای که از کنارش رد می شدم انداختم و دیدم یه خروس خیلی قشنگی داره قوقولی عجیب غریبی میکنه انگار مثلا سیگاری باشه یا یه همچین چیزی. همینطور که خروس رو می پائیدم و تو دلم میخندیدم از پشت دیوار سید هادی اومد بیرون و باهام سلام علیک کرد. این خروس، خروس سید هادی بود. با سید هادی گرم صحبت شدیم از خروسش گفت از این گفت که این خروس مثل نگهبان برای لونه مرغ و خروساش زحمت میکشه، موشارو دور میکنه، به آدمای غریبه می پره و از این جور چیزا. گفت خیلی جنگی و عصبانیه با یه سری مرغ و خروساش نمیسازه و واسه همین زن و بچه ش هی میگن که اینو ردش کنیم بره. ولی گفت اینقدر دلبسته به این خروس شده که هرگز حاضر نیست بفروشتش و سفت جلو خواسته زن و بچه ش ایستاده.
از اون روز به بعد هر موقع از جلو خونه سید هادی رد می شدم یه نگاهی هم به حیاط خونه ش مینداختم تا خروس رو ببینم.
گذشت و گذشت تا اینکه دیروز توی سایت دیوار یه آگهی فروش خروس کنجکاوم کرد. خروس توی آگهی خیلی شبیه خروس سید هادی بود، با خودم گفتم حتما شبیه اونه خب از این مدل خروسا حتما زیاده. ولی وقتی توضیحات و عکس و فیلمای خروس و موقعیت مکانی فروش آگهی رو دیدم مطمئن شدم که این همون خروس سید هادیه. همون خروس که سر سید هادی می رفت ولی تن به فروشش نمیداد. حالا با مبلغ 1 میلیون تومان آگهی شده توی دیوار. خروس نازنین معلوم نیست چه سرنوشتی براش رقم میخوره. نمیدونم فروخته شده یا نه نمیدونم هنوز زنده ست یا فسنجون شده برای نهار روی سفره. اگه موقعیتش رو داشتم خودم میخریدمش و نگه ش می داشتم ولی الان برای یه آگهی توی دیوار غصه میخورم، فکر کنم آخرین چیزی که تو این جهان فکر میکردم برام اتفاق بیافته.

خروس
۱۶
۸
موسی
موسی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید