
حدود 4 سال پیش (1400) بود که برای اولین بار این اثر با ارزش رو خوندم، کتاب رو خریده بودم که سیاست ورزیم رو تو زندگیم بیشتر کنم اما دیدم که نه فقط در سیاست ورزی کمکم کرد، بلکه میتونستم از گفته های اولین استاد جنگ: سون تزو در زمینه کسب و کار هم کمک بگیرم؛ پس بر این شدم که مسائلی که در کتاب فهمیدم و در کسب و کارم پیاده کردم رو به صورت خیلی خلاصه با شما به اشتراک بزارم.
نکته مهم قبل از شروع:
شاید بعضی از تکنیک های به کار گرفته شده، ناجوانمردانه به نظر برسه اما، تجارت جنگ است!
اولین و بزرگترین قانون سون تزو:
در کتاب نقل شده که سائو تسائو مردی بسیار منظبط و سخت گیر بود، از این رو وقتی اجازه داد که اسبش در مزرعه ی ذُرت چَرا کند در راستای قوانین سخت گیرانه ای که برای جلوگیری از خسارت به محصولات کشاورزی وضع کرده بود خود را به مرگ محکوم کرد!
جمله طلایی:
هنگامی که قانونی میگذارید دقت کنید از آن نافرمانی نشود، اگر از آن قانون نافرمانی شد متخلف باید مجازات شود.
تفسیر:
اگه مدیر کسب و کار هستی و پرسنل یا فروشنده داری، به هیچ وجه نباید اجازه بدی قانونی که تعیین کردی رو زیر پا بزان، چون دیگه ازت حرف شنوی نخواهند داشت. کاری که من تو کسب و کارم پیاده ش کردم و از دل رحمی بیش از حد به فروشنده هام رو تموم کردم و اینطوری شد که فروشنده هام این قانون براشون ملزم شد که باید به قوانین مجموعه احترام بزارن(یه نمونه ش مثلا: اغلب فروشنده های خانم وقتی مشتری نباشه میرن تو مغازه های دیگه جمع میشن و این برای یک کسب و کار یعنی مرگ تدریجی!)
با روش و قانون است
یک گاری آذوقه ی دشمن، 20 برابر آذوقه ی خودی ارزش دارد، همچنین یک پیکول علوفه ی او 20 برابر یک پیکول علوفه ی خودیست. برای کشتن دشمن باید خشم سربازان ما برانگیخته شود و برای آنکه در شکست دشمن سودی برای سپاهیان ما باشد آنها باید پاداش بگیرند.
جمله طلایی:
بدانید هنگامی که جنگ افزارهایتان کند و از جان فشانیتان کاسته میشود، آن هنگام که توانتان تحلیل میرود و خزانه تان تهی میشود، دیگر سرداران به پا خواهند خواست تا از ناتوانی شما بهره جویی کنند.
تفسیر:
اگه در نزدیکی خودت رقیبی داری که فروشنده و یا پرنسل حرفه ای داره سعی کن از چنگش در بیاریش و شخص رو با پورسانت خوب و رفتار حرفه ای و اعطای اعتبار، پیش خودت برای همیشه نگهداری.(بعدها میتونی از اطلاعاتی که ازش بهت میده استفاده کنی و اون رو نابود کنی نه اینکه صرفا مشتری هاش رو بگیری- در ادامه دلیلش رو میگم).
کارفرمای کار آزموده افراد خردمند، شجاع، آزمند و کودن را به خدمت میگرید؛ زیرا فرد خدمند مایل است شایستگی خود را نشان دهد؛ فرد شجاع دوست دارد شهامت خود را در عمل بروز دهد؛ فرد آزمند در به دست آوردن مزیت ها سریع عمل میکند و فرد کودن هراسی از مرگ ندارد!
جمله طلایی:
این است که گفته اند اگر دشمن را بشناسید و خود را بشناسید نباید از نتیجه صدها نبرد هراسناک باشید، اگر خود را بشناسید اما دشمن را نه، با هر پیوزی از یک شکست نیز رنجور خواهید شد، اگر دشمن را نشناسید و نه خود را در هر نبردی از پای در خواهید آمد.
تفسیر:
یه مدیر کسب و کار و یه کارمند خبره باید در زمان استخدام، شخصیت فرد رو با توانایی هایی از قبیل هنر چهره شناسی و رمز گشایی چهره، شناسایی کنه و بدونه که فرد شجاع رو نباید در پوزیشن شغلی کودن قرار بده و بالعکس!
(اگه بتونی پتانسیل افراد رو بشناسی و در جای مناسب بزاریشون هزینه های کسب و کارت به طرز عجیبی کاهش پیدا میکنه).