افسردگی مطلق

خسته ام! اینبار افسردگی زورش بیشتر شده

اینبار حالت روحی وخیم تر است و چشم ها آمادگی بیشتری برای خون گریه کردن دارند.

اینبار هیچ چیز قدرتمند تر از فریاد نیست.

و هیچ چیز مثل فریاد آرامم نمیکند...

فریاد میزنم

اما در دفترم!

هیچ چیز خوب نیست

اینبار همه چی جدی تر شده

مثل افسردگی!

اما

مثل همیشه

هیچ چیز نمیتواند مانع نوشتنم شود.

مینویسم

پس هنوز زنده ام.


مأوا مقدم