ویرگول
ورودثبت نام
ناهید یوسفی
ناهید یوسفیشاعر
ناهید یوسفی
ناهید یوسفی
خواندن ۱ دقیقه·۹ ماه پیش

می‌خواهم خیابان را خَفه کنم


مرا

از حیطه‌یِ چمن و شاپرک هایم

دور کرده‌اید

به سِپیداران گفته‌اید که

هم‌ترانه‌یِ من نباشند


باغچه‌یِ خانه‌یِ‌مان را

به خیابان بخشیده‌اید

من محبوس شما شده‌ام

در اتاقی که

دَریچه‌هایش را گچ گِرفته‌اید


من از تنگنایِ آسانسور می‌ترسم

وقتی که برق می‌رود

من از دَنگ و دَنگ موبایل

عصبانی می‌شوم

وقتی که زنگ می‌زند

وَ می‌خواهم

خیابان را خَفه کنم

وقتی بوق ماشین‌هایَش

گوش‌هایم را متلاشی می‌کنند


سایه‌ساری به من بدهید

که بید مجنون، حمایَتش کند

روزهایم را

با گل همیشه‌ بهار نارنجی کنید

وَ اتوبان شبانه‌ام را

به چراغ چشمک‌زن ستاره‌ها

بسپارید


دوست ندارم

از حیطه‌یِ شاپرک هایم

دور باشم


ناهید یوسفی

از مجموعه‌ی عطسه‌های عصبانی

۵
۱
ناهید یوسفی
ناهید یوسفی
شاعر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید