آیا میتوان فرهنگ ملی در کشورهای مختلف را مقایسه کرد؟
تفاوت و شباهت های ما ایرانی ها به دیگر ملل دنیا چیست ؟
و ...
پروفسور گریت هافستد (Geert Hofstede ) یکی از جامع ترین مطالعات را در مورد تأثیر فرهنگ بر ارزش های افراد در محل کار انجام داده است. وی "فرهنگ" را این چنین تعریف می کند: "برنامه ریزی جمعی و ذهنی ، که اعضای یک گروه یا دسته را از افراد دیگر متمایز می کند".
شش بعد اصلی فرهنگ که در این مقاله به آنها میپردازیم ، بر اساس تحقیقات گسترده ای که توسط پروفسور هافستد ، مایکل مینکو و تیم های تحقیقاتی آنها انجام شده است ، شکل گرفته و معرفی شده است.
لازم به ذکر است که این تحقیقات در سطح جهانی و در زمینه مدیریت در حوزه های آکادمیک و کاربردی مورد استفاده قرار گرفته است و همچنان میگیرد.

ابعاد فرهنگ ملت ها
مدل فرهنگ ملی هافستد از شش بعد تشکیل شده است. ابعاد فرهنگی این مدل ، بیانگر ترجیحات مستقل یک ملت نسبت به ملت دیگر است که کشورها (و نه افراد) را از یکدیگر متمایز می کند.
تفاوت ها کشوری یا ملی در این بعد ها به صورت نسبی است ، زیرا همه ما انسان هستیم و همزمان همه ما بی نظیر هستیم. به عبارت دیگر، "فرهنگ" فقط با مقایسه می تواند معنی دار شود.
این مدل از ابعاد زیر تشکیل شده است:
1. شاخص فاصله قدرت یا POWER DISTANCE
2. شاخص فردگرایی یا individualism
3. شاخص مردانگی یا masculinity
4. شاخص اجتناب از عدم قطعیت
5. شاخص گرایش زماندار یا آینده دوستی یا LTO
6. شاخص آسانگیری یا INDULGENCE

حال به توضیح کوتاهی پیرامون هر یک از آنها خواهیم پرداخت.
شاخص فاصله قدرت یا POWER DISTANCE INDEX
این بعد بیانگر میزان پذیرش و انتظار توزیع نابرابر قدرت توسط افراد کم قدرت جامعه است. مسئله اساسی در اینجا این است که چگونه یک جامعه به نابرابری های موجود در بین مردم نگاه میکند.
افراد در جوامعی که عدد بزرگتری در بعد "فاصله قدرت" دارند ، نظم سلسله مراتبی را بیشتر قبول می کنند و میپذیرند که در این نظم و سیستم همه افراد مکانی خاص (بالا یا پایین) دارند و این مساله نیازی به توجیه بیشتری ندارد. همچنین در جوامعی با عدد فاصله قدرت کمتر ، مردم تلاش می کنند توزیع قدرت را برابر کنند و توجیهی قابل قبول برای نابرابری های قدرت می خواهند.
به طور مثال فرهنگ امریکایی در این شاخص 40 است در حالی که هندی ها 77 هستند. و همان طور که حدس میزدیم برای هندی ها ، پذیرس فاصله طبقاتی و قدریتی در جامعه شان بسیار بیشتر و راحت تر بوده است.
شاخص فردگرایی یا individualism
شاخص فردگرایی در مقابل جمعگرایی قرار دارد و میزان بالای این بعد به نام "فردگرایی" را می توان ترجیح فرهنگی افراد برای یک چارچوب اجتماعی کوچک و نزدیک به خود تعریف کرد. در فرهنگ فردگرا انتظار می رود افراد فقط از خود و نزدیکان خود مراقبت کنند.
برعکس آن ، در فرهنگ های جمعگرا ، ترجیح افراد چارچوب های کاملاً وسیع در جامعه است. در فرهنگ جمعگریی افراد می توانند از بستگان یا اعضای گروه شان انتظار داشته باشند که در ازای وفاداری و عضویت بی چون و چرا ، از آنها مراقبت کنند. موقعیت یک جامعه در مورد این بعد ، در این موضوع منعکس می شود که آیا تصویر شخصی افراد از خودشان با "من" یا "ما" تعریف می شود.
برای مثال انگلیسی ها دراین شاخص عدد 89 دارند و ژاپنی ها 46 هستند. و همان طور که حدس میزدیم فرهنگ جمعی و فامیلی در ژاپن بسیار بیشتر است و تک روی و موفقیت های فردی در انگلستان بالاتر میباشد.
مردانگی یا masculinity
مردانگی در مقابل زنانگی توصیف میشود. میزان مردانگی در این بعد ، نشان دهنده اولویت جامعه برای موفقیت ، قهرمانی ، ابراز وجود و پاداش های مادی موفقیت است. در کل جامعه با مردانگی بالا رقابتی تر است. در مقابل آن ، زنانگی ، به معنای ترجیح برای همکاری ، فروتنی ، مراقبت از زندگی های ضعیف و با کیفیت است. جامعه زنانه در کل بیشتر توافق محور است.
برای نمونه بیایید نگاهی به دو کشور بیاندازیم. کشور سریلانکا در این شاخص نمره 10 دارد و فرهنگ ایتالیایی ها نمره 70 میگیرد. این یعنی سریلانکایی ها زنانگی بالاتری دارند و به همکاری بها میدهند در حالی که ایتالیایی ها بیشتر به موفیقت و رقابت ارزش قائل اند.
این شاخص در حوزه های روانشناسی بسیار مهم و مورد توجه است.
مصطفی نجم آبادی ، روانشناس و مشاور توسعه فردی
شاخص اجتناب از عدم اطمینان
بعد اجتناب از عدم اطمینان یا عدم قطعیت بیانگر میزان ناراحتی اعضای جامعه از شرایط عدم اطمینان و ابهام است. مسئله اساسی در اینجا نحوه برخورد جامعه با این واقعیت است که آینده هرگز قابل شناخت نیست. حال آیا باید سعی کنیم آینده را کنترل کنیم یا فقط بگذاریم اتفاق بیفتد؟
کشورهایی که UAI بالایی دارند ، استانداردهای اعتقادی و رفتاری سفت و سختی را حفظ می کنند و نسبت به رفتار و عقاید غیرمعمول تحمل کمی داند. و جوامعی که UAI کمتری دارند ، نگرش آرام تری دارند که در آنها عرف بیش از اصول اهمیت دارد.
در این شاخص ، فرهنگ سوئد با عدد 29 قرار دارد و عراقی ها نمره 85 دارند . و تقریبا همان گونه که حدس میزدیم کشور سوئد با تاریخ آرام و کم تغییر در سالهای اخیر از تغییرات و عدم قطعیت کمتر واهمه دارد.

شاخص گرایش زماندار یا آینده دوستی یا LTO
جهت گیری طولانی مدت یا زماندار در مقابل جهت گیری کوتاه مدت قرار دارد. هر جامعه ای مجبور است برخی از پیوندها را با گذشته خود حفظ کند در حالی که با چالش های حال و آینده دست و پنجه نرم می کند. اولویت های مختلف جوامع از این منظر به گونه هایی متفاوت است.
به عنوان مثال جوامعی که از این بعد نمره کمی می گیرند ترجیح می دهند سنت ها و هنجارهای ارزشمند را حفظ کنند. آنها تغییرات جامعه را با سوظن مشاهده می کنند.
از طرف دیگر ، جوامعی که دارای فرهنگی هستند که در این بعد نمره بالایی دارند ، رویکرد عمل گرایانه تری دارند: آنها عقل معاش و آموزشهای جدید و مدرن را به عنوان راهی برای ساختن آینده میدانند.
کشور و فرهنگ تایلند با نمره 32 و در جایی دیگر آلمانی ها با نمره 83 در این شاخص قرار دارند. و همان طور که فکر میکردیم آینده سازی و توانایی تغییرات به سمت آینده متفاوت در آلمان بسیار بیش از تایلند است.
شاخص آسانگیری یا INDULGENCE
آسان گیری در مقابل خودداری قرار دارد و به معنای جامعه ای است که امکان ارضای نسبتاً رایگان خواست ها و نیازهای اساسی و طبیعی انسان را در رابطه با لذت بردن از زندگی و سرگرمی فراهم می کند. در برابر آن ، جامعه خوددار توصیف جامعه ای است که ارضای نیازها را سرکوب می کند و آن را با استفاده از هنجارهای سختگیرانه اجتماعی تنظیم می کند.
برای نمونه ، چین با نمره 24 در مقابل کلمبیا با نمره 83 قرار دارد و کلمبیایی ها بسیار آسانگیرتر هستند و اهل عیش فراوان تری میباشند.
ما ایرانی ها کجا هستیم؟
تا اینجا با ابعاد و ابزار مقایسه فرهنگی آشنا شدیم ، در مقالات بعدی به جایگاه کشورمان و تفاوت های فرهنگی خواهیم پرداخت.