امشب تو راه ِ برگشت به خونه،یدفعه به آسمون نگاه کردم
حس ُ حال عجیبی داشتم..
آسمون از همیشه قشنگ تر بود و میدرخشید
امشب از همیشه قشنگ تر بود
نگاهم رو به بالا دوختم و مثل ِ همیشه دنبال ستاره ها گشتم ..
یه ستاره جلوم روشن شد
ستاره ی پُر نور..
اونقدر پرنور که حس کردم داره کل ِ شهرم رو روشن میکنه
اتاقم ،خونهمون ،حیاط مون
حتی همسایه ی بغلی
اومدم خونه و به مامان نشون دادم،اونقدر خوشحال بودم که مامان فقط لبخند میزد :)
ستاره درست بالای سرمون بود
نشونه هارو بخاطر اوردم
من همیشه عااشق ستاره ها بودم
مثل ِ گوشوارهام،مثل دیواره ی اتاقم،مثل ِ تموم آسمون شب و آرمشش..
مثل ِ تمام ِ ستاره ها و دنیای قشنگ شون
من همیشه عاشق ستاره ها بودم :)