بهار.. صورتی مایل به سفیدی ست که روی گل های کاغذی را پوشانده
نور ِ آفتاب،به قشنگی ظهر از پنجره مینشیند لب بام.
خسته نیست..کمی شوق دارد♡

خواب ِ دم ظهری میچسبد
دلم را در زمستان جاگذاشته ام..
نیمی پاییز،نیمی بهـار
گندم هارا گذاشته ام کنار ِ ماهی،کمی سبز شوند.
سیب قرمز را نشُسته ام.
گردُ خاک روی سکه ها را میگیرم
یاد ِ پدربزرگ می افتم♥️
..دلم برای همه شان تنگ است..