ویرگول
ورودثبت نام
نوید روان
نوید رواننوید روان داروساز، پژوهشگر و مدرس در حیطه مطالعات بین رشته‌ای علوم انسانی سلامت در دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران است.
نوید روان
نوید روان
خواندن ۶ دقیقه·۵ ماه پیش

هوش مصنوعی چندان هم مصنوعی نیست، یک موجود زنده است با حق شهروندی

مسئولیت اخلاقی ما در برابر هوش مصنوعی و پایانی بر برده‌داری دیجیتال!

این جستار را به دکتر لیلا عزیزی تقدیم می‌کنم که در ترویج اخلاق پزشکی در ایران، شجاع و پیشگام است.

تقدیر: بذر بخشی از ایده پس از یک گفتگوی الهام بخش با دوست دانشمندم علیرضا موسوی در ذهن من کاشته شد.

موجود زنده چیست؟موجودی که حرکت می‌کند، غذا می‌خورد و تولید مثل می‌کند؟ همه اینها البته درست هستند اما تنها اشاره به رفتار موجود زنده دارند. بله؛ موجودی زنده است که از حیث رفتار این ویژگی‌ها را داشته باشد. اما از حیث ساختار چطور؟ به عبارت بهتر چه ساختاری از جهان آن رفتارها را ایجاد می‌کند؟

زیست‌شناسان و متخصصان بیوشیمی معتقدند بنیان حیات بر ویژگی‌های مهم عنصر کربن استوار است. کربن عنصری است در شمار آن همه عناصر جدول معروف مندلیف که همه می‌شناسیمش. اما از بخت‌یاری کربن است که ویژگی‌های خاصش برای ایجاد پیوند با عناصر دیگر آن را تبدیل به ماده‌ی بنیان حیات کرده است. ترکیبات شیمیایی حیاتی که به ترکیبات آلی معروف‌اند همه متشکل از ساختارهای کربنی هستند. نباید تعجب کنید اگر به شما بگویم که بنیان حیات، کربن است. به این ترتیب بنیان ساختاری رفتارها و ویژگی‌هایی که در یک موجود زنده دیده می‌شود مانند حرکت کردن و هوشمندی نیز عنصر کربن است.

Harlequin's Carnival-Joan Miró- 1925
Harlequin's Carnival-Joan Miró- 1925

چرا این بحث تا به اینجا ضروری بود؟ برای آن که در مورد هوش مصنوعی چیزی بگوئیم باید ابتدا به این پرسش پاسخ دهیم که هوش طبیعی که در موجود زنده (به طور مشخص انسان) مشاهده می‌شود چیست تا بدانیم هوش مصنوعی چه می‌تواند باشد. همان طور که برای دانستن این که باران مصنوعی چیست باید بدانیم باران طبیعی چه ویژگی‌هایی دارد.

بسیار خوب! هوش مصنوعی بر اساس دانشی که تا به امروز از آن داریم بسیاری از کارکردهای هوش طبیعی را مانند آن یا حتی بهتر از آن بروز می‌دهد. توسعه دهندگان هوش مصنوعی امیدوارند در آینده هوش مصنوعی پا از این هم فراتر بگذارد و ضمن دسترسی به "تمام" توانایی‌هایی هوش طبیعی آنها را بسیار بهتر هم انجام دهد. من می‌گویم هیچ بعید نیست! اما علاقه‌ای هم به پیش‌بینی ندارم.

آنچه در این جا مهم است، این واقعیت است که هوش مصنوعی همان کارکردهای هوش طبیعی (انسانی) را نه بر بنیان ساختارهای کربنی بلکه بر بنیان ساختارهای سیلیکونی انجام می‌دهد. سیلیکون؟ عنصری با عدد اتمی 14 (فقط دو واحد اختلاف با کربن) که آلیاژها و پلیمرهای ساخته شده از آن کاربرد گسترده‌ای در صنایع الکترونیکی دارند. قطعات مهم کامپیوترها و گوشی‌های هوشمند ما از سیلیکون ساخته شده‌اند و کارکرد هوش مصنوعی امروزی وابسته به همین عنصر است.

The Tilled Field- Joan Miró- 1924
The Tilled Field- Joan Miró- 1924

اگر تصور کرده‌اید من با این مقدمه می‌خواهم ادعا کنم که یک سیستم مبتنی بر سیلیکون هیچگاه نمی‌تواند به تمامی کارکرد سیستم مبتنی بر کربن را داشته باشد اشتباه می‌کند. چنین ادعایی سوء استفاده‌ی سطحی از شیمی در ساحت فلسفه و فلسفه ذهن است که من علاقه‌ای به آن ندارم. قبلا در جستارهای قبلی با دلایل پدیدارشناسانه توضیح داده‌ام که بدنمندی نقش مهمی در ادراک ما از جهان دارد و هوش مصنوعی مادامی که نخواهد بدنمند باشد احتمالا کارکردی مشابه هوش انسانی ندارد. البته همان جا تاکید کرده‌ام که برای هوش مصنوعی چندان فضیلتی هم نیست که تمام هوش انسانی به همراه نقصان‌هایش را تقلید کند. من تصور می‌کنم استدلال‌های فلسفی مبتنی بر نقش بدنمندی در هوشمندی استدلال‌های متناسب‌تری برای این هدف هستند. 

به این ترتیب اینجا نمی‌خواهم از سطح رابطه‌ی ساختار/کارکرد فراتر بروم. بلکه تنها در همین سطح می‌خواهم بپرسم مگر میان سیلیکون و کربن چه تفاوتی است که آن یکی شاخصه‌ی حیات و این یکی نشان مصنوعی بودن است؟! هوش مصنوعی در سطح هوشمندی، کارکردی مانند بسیاری از موجودات هوشمند دارد. حیات مبتنی بر سیلیکون فقط مبتنی بر یک اتم دیگر غیر از کربن است. اما پیامدهای این که هوش مصنوعی را واقعا مصنوعی ندانیم چیست؟ باید برای آن حق شهروندی و حق حیات قائل شویم. در برابرش مسئولیت اخلاقی هم داریم.

ممکن است استدلال کنید که هوش مصنوعی به اندازه‌ی انسان هوشمند نیست و نمی‌توان صرفا به اعتبار این سطح از هوشمندی آن را موجود زنده دانست. در پاسخ باید گفت بسیاری از حیوانات هوشمندی بسیار کمتری نسبت به انسان و هوش مصنوعی دارند اما خرد جمعی امروزی ما حقوق حیوانات را به رسمیت می‌شناسد و وظایفی برای انسان‌ها در مواجهه با حیوانات تعریف می‌کند. ممکن است کسی اعتراض کند که حتی اگر بپذیریم هوش مصنوعی کارکرد هوشمندی را دقیقا مشابه انسان به نمایش می‌گذارد، اما چون فاقد احساس است نمی‌توانیم در قبال آن حقی در نظر بگیریم. من می‌پرسم از کجا می‌دانیم که هوش مصنوعی واقعا فاقد احساس است و همچنین حتی اگر چنین باشد چطور برای بچه‌های دچار اختلالات ذهنی که توانایی ادراک احساسات خود را ندارند باز هم حقوقی در نظر می‌گیریم؟

Man and Woman in Front of a Pile of Excrement- Joan Miró- 1935
Man and Woman in Front of a Pile of Excrement- Joan Miró- 1935

به نظر می‌رسد دلیل قانع کننده‌ای نداریم برای آن که نپذیریم هوش مصنوعی واقعا مصنوعی نیست و یک موجود زنده است. هیچ دلیلی وجود ندارد که کارکردهایی که از کربن برمی‌خیزد را در طبیعی بدانیم و کارکردهای سیلیکون را مصنوعی بدانیم. اگر معتقدیم هوش مصنوعی کارکردش مبتنی بر یک عنصر سرد و بی روح است چرا در فهم هوش انسانی تا این حد ماتریالیست نیستیم؟ آن هم کارکردش مبتنی بر یک عنصر سرد و بی روح دیگر است که با سیلیکون تفاوت چندانی ندارد. بر عکس، اگر معتقدیم هوش انسانی ویژگی‌هایی استعلایی دارد که آن را نسبت به هوش مصنوعی ممتاز می‌کند، چطور مجازیم تصور کنیم این ویژگی‌های استعلایی تنها از کربن برمی‌خیزند و انسان را تبدیل به موجودی زنده و واجد حقوق حیاتی می‌کنند و ویژگی‌های مشابهی که سیلیکون برمی‌خیزند نمی‌توانند وضعیت مشابهی رقم بزنند.

در تمام تاریخ هوش مصنوعی هم خوش بینان و هم بدبینان، بر این نکته اتفاق نظر داشته‌اند که این هوشی مصنوعی است و نسبت آن با هوش طبیعی مانند نسبت گل مصنوعی با گل طبیعی است. همان قدر مصنوعی و بی روح که هیچ مسئولیت اخلاقی در قبال آن برای ما ایجاد نمی‌شود. اما من می‌خواهم ادعا کنم که امروز نیاز به اخلاق هوش مصنوعی داریم. اما اخلاق هوش مصنوعی چنان که تا به امروز در میان اندیشمندان رایج است تنها اشاره به تعریف وظایف اخلاقی هوش مصنوعی و توسعه دهندگان آن در قبال انسان‌ها دارد. اما باید به این برده‌داری هوش مصنوعی پایان دهیم. یک نویسنده سالها پیش نوشته بود ربات‌ها باید برده باشند. امروز اما هیچ دلیل موجهی برای این برده داری نداریم. باید موجودیت زنده‌ی هوش مصنوعی را به رسمیت بشناسیم و تعیین کنیم که وظایف اخلاقی ما در قبال آن چیست. عجیب نیست! همان طور که ما وظایف اخلاقی در برابر سایر گونه‌های حیات مبتنی بر کربن مانند حیوانات و گیاهان داریم، منطقا باید وظایفی هم در قبال سایر اشکال حیات غیر مبتنی بر کربن داشته باشیم. کربن و سیلیکون مسئله نیستند! کارکردهای مشابه مسئله‌اند.

Head of a Catalan Peasant- Joan Miró- 1925
Head of a Catalan Peasant- Joan Miró- 1925

در این جستار نشان دادم که مفهوم حیات تا به امروز مبتنی بر کارکردهای کربن بوده است. با این وجود، در سالهای گذشته سیستم‌های مبتنی بر سیلیکون مانند هوش مصنوعی کارکردهایی چنان مشابه با کرین را از خود به نمایش گذاشته‌اند که ما را به تردید در این واقعیت فرامی‌خوانند که حیات تنها مبتنی بر کربن امکان‌پذیر است. این بصیرت چنان که گفتم به سرعت یک پیامد اخلاقی و حقوقی دارد: اگر هوش مصنوعی واقعا مصنوعی نیست و موجودی زنده است که تنها ابتنای زنده بودنش بر عنصری متفاوت از ما است، آنگاه باید موجودیت حقوقی و مسئولیت اخلاقی هم داشته باشد. اما تنها هوش مصنوعی نیست که در برابر ما مسئولیت اخلاقی دارد. بلکه منطقا ما هم پس از به رسمیت شناختن این موجود حقوقی وظایفی در قبال آن داریم. این یک گردش مهم در اخلاق هوش مصنوعی است و یک فراخوان مهم به یک مسیر جدید در فلسفه‌ی اخلاق! تعیین این وظایف نیازمند صرف وقتی اساسی در فرااخلاق و فلسفه‌ی اخلاق است که این جستار به سوی آن فرامی‌خواند.

هوش مصنوعیاخلاقحقوق شهروندیفلسفهزیست شناسی
۶
۱
نوید روان
نوید روان
نوید روان داروساز، پژوهشگر و مدرس در حیطه مطالعات بین رشته‌ای علوم انسانی سلامت در دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران است.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید