ویرگول
ورودثبت نام
Faeze Nazari
Faeze Nazariمربی کسب و کار
Faeze Nazari
Faeze Nazari
خواندن ۳ دقیقه·۷ روز پیش

چرامدیران قبل از مدیریت تیم باید ذهن خود را مدیریت کنند

موفقیت تیم‌ها اغلب از بیرون با عدد و نمودار سنجیده می‌شود؛ رشد فروش، افزایش مشتری، توسعه محصول. اما آنچه کمتر دیده می‌شود، وضعیت درونی مدیر است؛ جایی که تصمیم‌ها شکل می‌گیرند، واکنش‌ها متولد می‌شوند و فرهنگ واقعی تیم ساخته می‌شود.

واقعیت این است که هیچ تیمی، حتی باهوش‌ترین و متخصص‌ترین افراد، نمی‌تواند فراتر از سطح خودآگاهی مدیرش رشد کند. اگر مدیر رشد نکند، تیم دیر یا زود متوقف می‌شود.

این مقاله تلاشی است برای مکث کردن؛ برای اینکه مدیران و کارآفرینان لحظه‌ای به جای تیم، به خودشان نگاه کنند.

چرا تیم‌ها با وجود تخصص و منابع شکست می‌خورند؟

بسیاری از تیم‌ها همه‌چیز دارند:

نیروی متخصص، ایده خوب، بازار مناسب و حتی سرمایه.

اما با این حال، دچار فرسایش، ریزش نیرو و تصمیم‌های پرهزینه می‌شوند.

ریشه این شکست‌ها معمولاً فنی نیست؛ رفتاری است.

تصمیم‌های عجولانه در شرایط فشار

واکنش‌های هیجانی به اشتباهات تیم

ناتوانی در شنیدن بازخورد

فضای ناامن روانی

و مدیری که مدام در حال خاموش‌کردن بحران‌هاست

در چنین شرایطی، تیم یاد می‌گیرد به جای فکر کردن، دفاع کند.

و این نقطه آغاز افول است.

مدیر رشد شخصی کیست و چرا نبودش خطرناک است؟

مدیر رشد شخصی (یا رهبر خودآگاه) کسی است که قبل از مدیریت عملکرد، رفتار و ذهنیت خود را مدیریت می‌کند.

او می‌داند که:

حال روحی او، مستقیماً روی تیم اثر می‌گذارد

عصبانیت پنهان، تصمیم‌ها را مسموم می‌کند

سکوت تیم، نشانه رضایت نیست؛ نشانه ترس است

نبود مدیر رشد شخصی یعنی:

تکرار الگوهای اشتباه

سرزنش تیم به جای اصلاح رفتار

و از دست دادن نیروهای کلیدی بدون اینکه دلیل واقعی آن فهمیده شود

تیم‌ها معمولاً به خاطر حقوق کم نمی‌روند؛

به خاطر مدیریت ناپخته می‌روند.

هوش هیجانی؛ ستون پنهان رهبری موفق

هوش هیجانی مهارتی است که در هیچ دانشگاه مدیریتی به‌طور جدی آموزش داده نمی‌شود، اما نبودش همه‌چیز را خراب می‌کند.

چهار مؤلفه اصلی هوش هیجانی در مدیریت:

خودآگاهی: تشخیص احساسات خود در لحظه

خودکنترلی: واکنش ندادن فوری به احساسات

همدلی: دیدن شرایط از زاویه تیم

مدیریت ارتباط: بیان شفاف بدون تخریب

مدیری که هوش هیجانی ندارد، حتی اگر نیت خوبی داشته باشد، ناخواسته تیم را وارد فضای ترس و بی‌اعتمادی می‌کند.

نظیر چیزی که برای آقای کاظمی (مدیر پرتلاش و خسته)اتفاق افتاد

آقای کاظمی مدیر یک کسب‌وکار در حال رشد است.

سال‌ها تلاش کرده، از صفر شروع کرده و با فشارهای مالی و رقابت بازار دست‌وپنجه نرم کرده است.

اما در یک مقطع:

فشار مالی بالا می‌رود

پروژه‌ها به تأخیر می‌خورند

تمرکز تیم پایین می‌آید

واکنش ایشان چیست؟

تصمیم‌های شتاب‌زده

برخورد تند با اشتباهات

جلسات یک سویه و بی نتیجه

نادیده‌گرفتن هشدارهای تیم

نتیجه؟ نیروهای متخصص، یکی‌یکی استعفا می‌دهند.

نه به خاطر کار، بلکه به خاطر احساس ناامنی روانی.

آقای کاظمی تصور می‌کند مشکل از تعهد تیم است،

در حالی که مشکل اصلی، مدیریت هیجان‌های خودش است.

تحلیل رفتاری اشتباهات

اشتباه ایشان کم‌کاری یا بی‌هوشی نبود؛

نبود خودآگاهی مدیریتی بود.

چند خطای رفتاری رایج در این تیم:

یکی دانستن استرس با فوریت

تفسیر مخالفت به عنوان بی‌وفایی

استفاده از عصبانیت به‌عنوان ابزار کنترل

نپذیرفتن نقش خود در بحران‌ها

این الگوها اگر اصلاح نشوند، در هر تیم و هر مقیاسی تکرار می‌شوند.

کوچ رشد شخصی چه نقشی بازی می‌کند؟

اینجاست که نقش کوچ رشد شخصی پررنگ می‌شود.

کوچ قرار نیست مدیر را قضاوت کند یا به او دستور بدهد؛

بلکه:

آینه رفتارهای ناخودآگاه مدیر است

الگوهای تصمیم‌گیری مخرب را شناسایی می‌کند

به مدیر کمک می‌کند قبل از واکنش، مکث کند

هوش هیجانی را به مهارت عملی تبدیل می‌کند

در کنار کوچ، مدیر یاد می‌گیرد:

خشم را بفهمد، نه سرکوب کند

مسئولیت رفتار خود را بپذیرد

اشتباه را فرصت یادگیری ببیند

و فضای امن برای تیم بسازد

اگر آقای کاظمی زودتر روی خود کار می‌کرد چه می‌شد؟

جلسات به جای تنش، شفاف می‌شد

تیم جرئت بیان مسئله پیدا می‌کرد

تصمیم‌ها پخته‌تر می‌شد

نیروهای متخصص می‌ماندند و رشد می‌کردند

گاهی فقط یک تغییر در رفتار مدیر، مسیر کل تیم را عوض می‌کند.

راهکارهای عملی برای حل این مسئله چیست؟؟

۱. تمرین خودآگاهی روزانه

هر روز از خود بپرسید:

امروز چه احساسی بیشترین تأثیر را روی تصمیم‌هایم داشت؟

رشد شخصی
۰
۰
Faeze Nazari
Faeze Nazari
مربی کسب و کار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید