شاید عاشق شدن، تنها کاری است که اگر هر آدمی در این دنیا به درستی انجامش بدهد، با عاشقی کردن دنیا رنگ و رویش زیباتر میشود. چرا که قشنگ ترین حسی است که هر کسی چه به درستی چه به اشتباه در طول زندگی اش تجربه میکند.
اما اینجا بحث این است که چر داستان عاشقانه مینویسیم و من جوابم به این سوال این است که حس زندگی داشتن یعنی عاشقی و ادامه دادن تلاش برای حفظ آن به قشنگترین شکل ممکن. عاشقی چنین چیزی است. من حس زندگی و ادامه ی تلاش برای زیباتر ساختن زندگی را هنوز دارم پس قصهی عاشقانه مینویسم. عشق به همه چیز. عشق لذت نیست، درد نیست ولی به درد میآورد، دردی لذتبخش مثل قهوه که هم آرامشبخش است هم تلخ.
در نوشتن داستان عاشقانه باید به این جرییات توجه کرد و آنها را نشان داد.
ندا سلیمی فرد
