ویرگول
ورودثبت نام
مجيد اسطيری
مجيد اسطيری
مجيد اسطيری
مجيد اسطيری
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

ماجرای یک مراوده ادبی ایرانی- آمریکایی

هکلبری فین
هکلبری فین

در یه مبادله پایاپای فرهنگی قرار شد من هکلبری فین رو بخونم و تنها دوست آمریکاییم خانم لی استیوارت ترجمه انگلیسی سووشون رو. فوری لینک خریدنش از آمازون رو براش فرستادم و همون لحظه سفارش داد و زودتر از من شروع کرد به خوندن و قرار شد هر جا درست نمیفهیمیدیم چی به چیه به هم کمک کنیم. بهش گفتم یه آلبوم موسیقی اینسترومنتال کانتری بهم پیشنهاد بده که موقع خوندن هکلبری فین گوش بدم و همسرش یه آلبومی پیشنهاد داد که نپسندیدم.


اما بعد یه مدت گفت خوندن سووشون رو گذاشته کنار. گفت از تاریخ تحت استعمار ما خبر نداشته و رمان کمی براش پیچیده س. خلاصه منم بی خیال ادامه هاکلبری فین شدم. میگن همینگوی گفته همه رمانای آمریکایی از تو دل هاکلبری فین دراومده ن. خیلی جالبه. انگار این فرهنگ از تو دل دروغگویی و دغلبازی و دزدی در اومده. حتی خیلی نگران جون جیم سیاهپوست هم نیست. یه بچه پررو که احتمالا حرامزاده س و پدرش میخواد ازش سوءاستفاده کنه. خلاصه برای کنار گذاشتنش (اونم تو این شرایط) دلایل زیادی دارم. البته از مارک تواین شاهزاده و گدا رو خیلی میپسندم
...
متن بالا رو فروردین پارسال نوشتم. امسال باز برگشتم سراغ کتاب و هر جوری بود تمومش کردم. آدم توی شرایط مختلف ممکنه احساسات مختلفی درباره یه کتاب داشته باشه. شاید اگه ده سال پیش میخوندمش منم مثل بقیه به به چه چه میکردم. اما الآن واقعا از دیدن این همه چرک و کثافت بی اخلاقی و ریاکاری و تبعیض و طمع و وحشی گری تو این جامعه بیمار حالم به هم میخوره. حتی آخرش آزادی جیم با تلاش هک و تام سایر رقم نمیخوره بلکه معلوم میشه توی وصیت نامه صاحبش نوشته که جیم آزاده.

سووشونمارک تواینرمان
۲
۰
مجيد اسطيری
مجيد اسطيری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید