
فوتبال فقط یک بازی نیست؛ برای خیلیها، یک جهان است. جهانی که هم میتواند آغوشی برای رؤیاها باشد و هم دیواری برای تفاوتها. اما گاهی، کسانی از راه میرسند که نهتنها این دیوارها را فرو میریزند، بلکه در دل آن جهان، تعریف تازهای از قدرت، رهبری و انسانیت میسازند. در دنیای فوتبال، داستانهایی هستند که نه فقط برای نتایج، بلکه برای مسیر طیشده، الهامبخشاند. یکی از این داستانها متعلق به رنه اسلگرز، زن جوانی از هلند است که با قلبی پر از رویا وارد آکادمی آرسنال شد و سالها بعد، در قامت سرمربی، این باشگاه را به قله اروپا رساند.
سفر از زمین چمن آکادمی تا نیمکت مربیگری
در سال ۲۰۰۶، رنه اسلگرز تنها یک نوجوان بود، بازیکنی در خط میانی با قلبی پر از اشتیاق، که برای یک سال به آکادمی باشگاه آرسنال پیوست. زنی هلندی در کشوری جدید، با زبانی متفاوت و فرهنگی ناآشنا. خودش بعدها گفت این تجربه، او را نهفقط بهعنوان بازیکن، بلکه بهعنوان انسان شکل داد.او در کنار مربیانی چون اما هیز و کلی اسمیت رشد کرد؛ دو زنی که دیدگاهش به فوتبال و فرهنگ آن را تغییر دادند. او بعدها گفت: «به کشوری جدید، فرهنگی متفاوت و زبانی دیگر آمدم. همان سال اول، بخشی از شخصیت من شکل گرفت» .
فوتبالش در انگلستان چندان ادامه نداشت و به کشورش بازگشت. در سال ۲۰۱۱ به سوئد رفت و در تیمهای دیورگاردن و لینشوپینگ بازی کرد. اما آسیبدیدگی زانو در سال ۲۰۱۶ رویای حضور در یورو را از او گرفت و تنها دو سال بعد، در ۳۱ سالگی، کفشها را آویخت.
ولی پایان بازیگری، آغاز رهبری بود. خیلی زود در فوتبال سوئد وارد دنیای مربیگری شد و در سال ۲۰۲۱، فرصت مربیگری در تیم روزنگورد سوئد به دست آمد؛ همان تیمی که پیشتر «یوناس ایدوال»، مربی وقت زنان آرسنال، در آن فعالیت میکرد. با رنه، تیم روزنگارد قهرمان لیگ سوئد شد. این موفقیت، مقدمهای بود بر ماجراجویی بزرگتر: بازگشت به آرسنال، اینبار نه بهعنوان بازیکن، که دستیار یوناس ایدوال.
تغییر سرنوشت آرسنال در عرض چند ماه
در اکتبر ۲۰۲۴، ایدوال بهخاطر نتایج ضعیف کنار گذاشته شد و اسلگرز که دستیارش بود، بهطور موقت هدایت تیم را بهعهده گرفت. در عرض چند هفته، تیمی که در حال فروپاشی بود، دوباره جان گرفت. عملکرد چشمگیرش، همراه با بازیابی اعتماد و انگیزه تیم، باعث شد بهطور رسمی سرمربی شود. او با تغییراتی ساده اما جسورانه—مثل بازگرداندن لیا ویلیامسون و استف کتلی به قلب دفاع، یا احیای اعتمادبهنفس آلسیا روسو—تیمی ساخت که جنگید، برگشت، و قهرمان اروپا شد. در اروپا، بعد از دو بازگشت تماشایی مقابل رئال مادرید و لیون، تیمش به فینال رسید و در برابر بارسلونای پرستاره، با نتیجه ۱-۰ قهرمان شد. بعد از ۱۸ سال، آرسنال دوباره بر بام اروپا ایستاد.
سبک مربیگری و رهبری زنانه
اسلگرز، برخلاف کلیشههای سنتی، مربیای است آرام، صادق و متین. خودش گفته: «رهبران همیشه نباید خشن و با صدای بلند باشند. من باور دارم که با همدلی و ساختن روابط، میتوان به تیم روح داد». از سارینا ویگمان، سرمربی تیم ملی انگلستان، بهعنوان الهامبخش خود یاد کرده—زنی که راهش را در دورهای سخت باز کرد و نشان داد که رهبری میتواند اصیل و انسانی باشد. او مثل سارینا ویگمان، مربی الهامبخشش، رهبری را نه در اقتدار خشک، بلکه در ساختن رابطه با بازیکنان دید. آرام، خونسرد، و صادق؛ رنه اسلگرز تصویری تازه از رهبری زنانه در ورزش ساخت.
شکستن کلیشهها و تبعیض| قدرت هویت
دنیای فوتبال، خصوصاً در سطوح حرفهای، هنوز پر است از دیوارهایی نامرئی: تبعیضها، قضاوتها، سکوتها. در فوتبال، هنوز هم تبعیضهای جنسیتی و گرایشمحور رایجاند. برای یک زن، رسیدن به رأس یک تیم بزرگ مردانه یا حتی زنانه، نبردی مضاعف است. حال اگر آن زن، یک مادر باشد، و اگر گرایش جنسیاش هم خارج از "هنجار غالب" تلقی شود، این مسیر اغلب ناممکن بهنظر میرسد. رنه هر سه را باهم دارد. هرکدام بهتنهایی چالشاند، اما او بهجای دفاع، حمله کرد؛ بهجای انکار، ایستاد؛ و بهجای شعار، عمل کرد. بیآنکه پرچمدار شعاری باشد، در سکوتی قاطع، این دیوارها را یکییکی فرو ریخت.
او نشان داد موفقیت نیازی به انکار خود ندارد. نشان داد میشود در برابر تبعیض ایستاد، بدون آنکه فریاد زد.
نشان داد که یک مربی زن هم میتواند با روش خاص خودش—نه با تقلید از سبک مردانه رهبری—قهرمان شود.
و حالا او یک قهرمان اروپاست. اما مهمتر از جام، چیزی است که ساخته: تیمی قوی، هوادارانی امیدوار، و الگویی برای تمام دختران و پسرانی که میخواهند خودشان باشند، و در عین حال، برنده.
این فقط داستان یک قهرمانی نیست؛ داستان یک زن است که در جهانی مردانه، خودش ماند و پیروز شد.

رنه اسلگرز فقط یک مربی موفق نیست. او شریک زندگی «مایا کرانتز»، بازیکن سابق لینشوپینگ، و مادری است برای یک پسر. در شب قهرمانی اروپا، عکسهایی منتشر شد که او را در کنار پسر کوچکش در چمن ورزشگاه نشان میداد؛ تصویری که از هزار جمله بیشتر حرف میزند.
در جهانی که هنوز هویتهای غیراستاندارد را حاشیهنشین میکند، حضور رنه در رأس یک تیم بزرگ، و زندگی صادقانهاش در کنار خانوادهاش، پیامی پررنگ داشت: «میشود متفاوت بود و موفق. میشود مادر بود و رهبر. میشود عاشق بود و قهرمان.»

